
راهزن، زنده به گور است، به اوستا سوگند
ریشِ ملا، به تنور است ، به مزدا سوگند
دل چرا بندی، به خاموشی قبل از توفان
صبح ،در حال ظهور است، به صهبا سوگند
نعشِ چهل ساله، مگر لایقِ گورستان نیست؟
این وطن ، سنگِ صبور است ، به غوغا سوگند !
این خیابان که به نوروزِ رهایی،وصل است
خانهء شادی و شور است، به آوا سوگند
٭٭٭
زن ستیزی و خونریزی و روبه صفتی
ذاتِ آین شیخِ شروراست ، به مهسا سوگند
همه جا میلهءزندان، همه جا اعدامی:
پاک، پرونده، قطور است، به حاشا سوگند
گورکن ، پا به فرار است ،ولی گنجشک گفت:
بسته، هر راه عبور است،به فردا سوگند!

ایران: امید، شهلا شفيق

به کجا می رویم؟ سهراب ستوده















