Saturday, Jan 10, 2026

صفحه نخست » ایران: امید، شهلا شفيق

shafiq.jpgاز هفتم دی ماه 1404، مردم ایران، از مرد و زن، با خواست سرنگونی جمهوری اسلامی به ميدان آمده اند. اعتراض‌های مردمی از سال 1996 اين خواسته را به ميان آوردند و خيزش "زن، زندگی، آزادی" آن را به وضوح به گوش جهانيان رسانيد. اين خيزش که گسست قطعی میان مردم و حاکمان را اعلام کرد و از همين رو می‌توان به آن انقلاب نام داد، با سرکوبی بیرحمانه به خون نشست. پس از آن، جمهوری اسلامی بقای خود را نشانه پیروزی ایدئولوژیکش قلمداد کرد. همچنانکه پس از بمباران 12 روزه اسرائیل و امریکا، در خانه ماندن مردم را نشانۀ پشتیبانی مردم از نظام عنوان نمود.

تظاهرات سراسری این روزها، با شعارهایی که به وضوح نشان می دهند که موضوع اعتراض مردم را به هيچ رونمی توان به گرانی محدود کرد، مهر بطلان بر تبلیغات دروغین جمهوری اسلامی و حامیانش زد. افزون براین نکته ی مهم، خیزش عمومی کنونی چند شاخصه امیدبخش در خود دارد.

نخست، همراهی وهمبستگی بازار و جنبش دانشجویی. مکان شروع اعتراض ها بازاربود که گمان می رفت سنتی است و محافظه کار، و پس از آن به سرعت به دانشگاه ها و مناطق مختلف شهری گسترش یافت. این رخداد در همان حال که بر انزوای بیش از پیش حاکمان گواهی می دهد، نشانگر اين است که نسل جدید بازاری، که بخش مهمی از آن تحت نظام اسلامی شکل گرفته، الزاماً تعلق خاطری به طیف سنتی‌ها ندارد. کسبه بازار که پیامد بحران‌های پی در پی اقتصادی اجتماعی، تورم افسارگسیخته، بالا رفتن جهشی بهای دلار و بی ارزش شدن ریال را به طور مستقیم متحمل شده و می‌شوند، با آغاز اعتصاب ها جرقه جنبشی را زدند که نخست تهران و سپس سایر شهرهای بزرگ و کوچک را یکی پس از دیگری در برگرفت. حتی شهر قم نیز که مرکز روحانیت شیعه است از این جنبش بزرگ برکنار نماند.

دومین شاخصۀ اين اعتراض‌ها، رخدادشان در وضعیت بسيار بحرانی حکومت است. حذف بسیاری از فرماندهان ایدئولوژیک سپاه پاسداران در جریان جنگ 12 روزه، قطع بازوهای رژیم در منطقه، یعنی حماس، حزب الله لبنان، حوثی ها در یمن، و نیز حذف سوریه، این متحد استراتژیک رژیم، به روشنی نشان داد که جمهوری اسلامی چقدر شکننده است. از سوی ديگر، ملت ايران هر روز بيشتر شاهد ناکارآمدی و فساد سیستماتیک و فراگیر حاکمان و دولتمردان نظام اسلامی است که طبقات مختلف مردم را فقیر و فقیرتر می کند و در تضاد با آن، زندگی لوکس و پر از تجمل حاکمان و خانواده های آنان را به چشم می بيند. تا آنجا که در روزنامه "جمهوری اسلامی" هم می خوانيم که برخی از مقامات در کاخ های بسیار باشکوه تر از کاخ شاه زندگی می‌کنند. خشم و نفرت مردم از این اوضاع نابسامان، بیش از پیش کل نظام اسلامی را هدف می‌گیرد. مثال اخیر آن ویدیوی خبرساز مراسم عروسی دختر بی حجاب شمخانی است که خشم بسیاری را برانگیخت. حاکمان به مردم می گويند "به آنچه می گويم عمل کنيد و چشم ببنديد برآنچه می‌کنم".

گستردگی خشم مردم نسبت به حکومت، توضیح دهندۀ سومین شاخصه مبارزات مردمی کنونی است. اینجا و آنجا، دسته‌های تظاهر کننده در برابر نیروهای تا دندان مسلح، عقب نمی نشینند و گاه با دستان خالی با آنان درگیر می‌شوند. برخی نگرانند که این درگیری‌ها بهانه ای برای سرکوب بیشتر مردم به رژيم بدهد. برخی دیگر همچون شیرین عبادی، برنده جايزه نوبل صلح، آن را حق مشروع مردم برای دفاع از خود ارزیابی می‌کنند. درچنین فضایی، اظهارات دونالد ترامپ مبنی بر برحذر داشتن مقامات رژیم از سرکوب معترضان مورد استقبال مردم قرار گرفته است. او مقامات رژیم را آشکارا تهدید کرد که "اگر به تظاهرات مسالمت آمیز مردم شلیک کنید وبرحسب رفتارهميشگی تان، آنان را با خشونت بکشید، ایالات متحده به کمک مردم خواهد شتافت. ما آماده ایم، نیروهای مسلح ما آماده مداخله اند".

اگربه مردم ايران گوش فرا دهيم، درمی يابيم به خوبی می دانند که ضربه آخربه رژیم را تنها خود آنان می توانند وارد کنند. مردم بر پایه تجارب طولانی شان، نه در ترامپ و نه در هيچ قدرت دولتی ديگری به دنبال ناجی نيستند. اما به جد حمایت فعال آمريکا و دیگر کشورها را خواستارند. بیش از 15 سال پیش در جریان جنبش سبز، مردم معترض در خیابان‌ها خطاب به اوباما فریاد زدند: "اوباما، اوباما، یا با اونا یا با ما"! گفتنی است که در سال 1401، اوباما در جریان انقلاب زن، زندگی، آزادی از اینکه ندای مردم ایران را بی پاسخ گذاشته بود ابراز پشیمانی کرد.

هم اکنون مردم ایران از اینکه کشورهایی اروپایی به اندازه کافی از جنبش مردم ایران حمایت نمی‌کنند، بسيار ناراضی اند. از اینکه این کشورها هنوز نام سپاه پاسداران را در لیست تروریستی اتحادیه اروپا نگنجانده اند ابراز تأسف می‌کنند. در حالی که نقش سپاه پاسداران در سرکوب خشونت بار مردم ایران، در گسترش تروریسم در منطقه و درسراسر جهان بر کسی پوشیده نیست.

یادآور شویم که دربحبوحه اين اعتراض‌ها، خامنه ای در دهم دی ماه، احمد وحیدی را به عنوان جانشين فرمانده کل سپاه پاسداران منصوب کرد. وحيدی که در دوران احمدی نژاد وزارت دفاع را به عهده داشت، در دولت رئيسی، از سال 1400 تا 1403 وزير کشور بود وناگفته پیداست که چه نقشی در سرکوب انقلاب زن، زندگی، آزادی داشت. طی دهه شصت، وحيدی که از فرماندهان اطلاعات سپاه بود، ضمن ايفای نقش موثر در ایجاد حزب الله لبنان، در مقام نخستین فرمانده نیروی قدس و سپاه پاسداران در خاورمیانه قرار گرفت. نکته قابل تامل اين است که احمد وحيدی، به سبب دست داشتن در بمب گذاری در مرکز یهودیان در بونئوس آیرس آرژانتین در سال 1994، که ده ها کشته و دها زخمی بر جای گذاشت، در ليست اشخاص تحت تعقیب بین المللی و انترپول قرار دارد. با توجه به اين پيشينه متوجه می شويم که ارتقا مقام وحيدی چه پيامی برای داخل و خارج کشوردارد : اعلام می کند که سیاست جمهوری اسلامی همچنان بر خط ترور وسرکوب استوار است.

سيزدهم دی ماه، در گفتاری به مناسبت ميلاد امام علی و ششمین سالگرد قتل قاسم سلیمانی، خامنه ای مطالبات اقتصادی و به حق مردم را از "اغتشاشگرانی" که باید سرکوب شوند جدا نمود. به روال هميشگی، با انداختن مسئولیت شکست های رژیم به گردن دشمنان خارجی، تظاهرکنندگان را مامورهای اينان قلمداد کرد. او ادعا کرد که "عده‌ای تحريک‌شده يا مزدور دشمن" پشت سر بازاری‌های "مؤمن و انقلابی" قرار می‌گيرند و شعارهای "ضد اسلام، ضد ايران و ضد جمهوری اسلامی" می دهند. او تکرار کرد که در برابر دشمنان عقب نمی‌نشیند.

مردم ایران با این نوع سخنان تهدیدآمیز به خوبی آشنا هستند و می‌دانند که پيامی جزسرکوب بیرحمانه ندارد. پس ازانقلاب مهسا، خشونت افسارگسیخته علیه مخالفان هيچگاه متوقف نشد. چندین نفر به اتهام جاسوسی برای اسرائیل به دار آویخته شدند. نرگس محمدی، برنده جایزه نوبل 2023 نیز که در جریان تجمعی اعتراضی در 21 آذر امسال همراه با چند تن دیگر بازداشت و روانه زندان شد، به همکاری با اسرائیل متهم گشت.

روز چهاردهم دی، در پی انتشار فراخوان بازاریان برای اعتصاب مجدد، بازار تهران مورد حمله ماموران مسلح نظام قرار گرفت. در این فراخوان چنين آمده که «این اقدام در ادامه قیام شکوهمند وسراسری مردم ایران برای تحقق آزادی و عدالت و کرامت مردم ایران است.» . در سراسر کشور، اعتصاب و تظاهرات، علی رغم سرکوب و بازداشت‌ها ادامه دارد و در جریان آن چندين تن با شلیک مأموران رژیم به خاک افتاده اند.

آیا این خيزش انبوه‌تر و هرچه فراگیرتر می‌شود؟ آیا پشتیبانی ایالات متحده اثربخش خواهد بود؟

پس از دستگیری مادورو، در برخی از نشریه‌های داخل ایران هم اشاراتی می‌بينيم حاکی ازاينکه رژیم ایران ممکن است سرنوشت مشابهی داشته باشد. به طورمثال نشریه ستاره صبح با نقل هشدار ترامپ می‌نويسد که بايد آن را جدی گرفت و بهانه به دست ترامپ و اسرائیل نداد. تظاهرکنندگان اما به درستی کل نظام را هدف گرفته اند. "مرگ بر خامنه ای" و "مرگ بر دیکتاتور" ازجمله شعارهای اصلی معترضان است که همراه با شعارهایی در حمايت از رضا پهلوی، فرزند محمد رضا شاه در خیابان‌ها فریاد می‌شود: "این آخرین نبرده، پهلوی برمی گرده". پيش از اين، اين شعارها را، ابتدا در فضای مجازی و پس از آن در تظاهرات خیابانی و در استادیوم‌های ورزشی در داخل کشور شنيده ايم. خطاست اگر این رخداد را زیر سر امریکا و اسرائیل بدانیم یا آن را به احساسات نوستالژیک مردم فروکاهیم. تردیدی نیست که مقایسه دوران پهلوی با اوضاع خفت بار جمهوری اسلامی، به خودی خود امتیاز بزرگی نصیب رضا پهلوی می‌کند. امری که خود شاخصه تازه ای در اعتراضات مردمی است. چرا که سال‌هاست جمهوری اسلامی از بی چهره‌گی اوپوزيسيون برانداز سود برده است. افزون بر اين اما، امروز رضا پهلوی بخش چشمگیری از مردم ایران را نمایندگی می‌کند و دامنه نفوذش به طور روزافزونی گسترش می‌یابد. ريشه های اين اقبال را می بايد در برآمد "ايرانيت" در تقابل با امت‌گرایی رژیم اسلامی جستجو کنيم. امری که تبلورش را می‌توانيم در این شعار فراگير هم مشاهده کنيم: "می جنگیم، می میریم، ایران رو پس می گیریم".

به واقع، در تقابل با آزادی کشی و مرگ آفرینی نظام اسلامی، بخش بزرگی از مردم، احيای ایرانیت را راهی به سوی دستيابی به آزادی‌های فردی و حقوق بشرمی‌دانند که همه ایرانیان را فارغ از هرگونه تبعیض جنسی، قومی و مذهبی در برخواهد گرفت. به همین دلیل است که چشم انداز پيش نهاده رضا پهلوی، با نفی استبداد و هواداری از دموکراسی و جدایی دين و دولت، مورد استقبال بخش مهمی از ایرانیان قرار گرفته. او اعلام آمادگی کرده است که گذار ایران به دموکراسی را مدیریت کند و راه تشکیل مجلس مؤسسان و برپایی همه پرسی برای تعیین محتوا و شکل نظام آینده را هموار سازد.

قابل تاکيد است که ايده همه پرسی از جانب بسیاری از فعالان جامعه مدنی و نیز اصلاح طلبانی که رژیم اسلامی را نامشروع دانسته و از آن گذر کرده اند نيز مطرح می‌شود. اینان نیز از دهه ای پيش، ایدۀ برگزاری رفراندم را طرح کرده اند و اينک آن را ، برخی برای لغو ولايت فقيه، و بعضی برای پايان دادن به جمهوری اسلامی به ميان می آورند. پرسش اين است که آیا برگزاری چنین رفراندمی بدون سرنگونی نظام اسلامی امکان پذیر است؟

اين مقاله، چهار شنبه 7 ژانويه در هفته نامه فرانسوی Franc -Tireur به چاپ رسيده است .



Copyright© 1998 - 2026 Gooya.com - سردبیر خبرنامه: [email protected] تبلیغات: [email protected] Cookie & Privacy Policy