ویژه خبرنامه گویا
کشور ما ۴۸ ساعتِ خونین، پرحادثه، تاریخی و پرمخاطرهای را در خاموشی اینترنتی پشت سر میگذارد. ساعاتی که نهتنها خیابانها، بلکه ذهن جامعه را نیز در وضعیتی معلق میان امید، خشم و نگرانی قرار داده است. در چنین شرایطی، حتی اگر دونالد ترامپ به درخواست شاهزاده رضا پهلوی به تهدید قبلی خود دربارهٔ حمله به ایران بهخاطر کشتن معترضان عمل کند، این اقدام میتواند شرایط را پیچیدهتر و پرهزینهتر سازد.
دخالت احتمالی ترامپ به شکل حملهٔ هوایی به مراکز نیروهای انتظامی، سپاه و بسیج، فرماندهان این نیروها و نیز برخی شخصیتها و مسئولان سیاسی قابل تصور است. حملهٔ خارجی، هرچند ممکن است در کوتاهمدت موجب دلگرمی بخشی از معترضان شود، اما در سطح اجتماعی و سیاسی، میتواند واکنش معکوس نیز ایجاد کند.
از سوی دیگر، بعید است که چند حملهٔ هوایی و حذف تعدادی از مسئولان سیاسی و نظامی برخاسته از یک انقلاب که طی دههها شبکهای پیچیده از نیروهای وفادار و ساختارهای سرکوب ایجاد کرده است را متلاشی کند. افزون بر این، در چنین حملاتِ ظاهراً هدفمندی، همواره احتمال آسیب دیدن شهروندان بیگناه وجود دارد؛ عاملی که خود میتواند سرمایهٔ اجتماعی اعتراضات را تضعیف کند.
ترامپ و دستگاههای اطلاعاتی آمریکا بهخوبی از توازن قوا و وزن واقعی شاهزاده رضا پهلوی در داخل کشور آگاهاند. همین آگاهی است که احتیاط در گفتار ترامپ را توضیح میدهد؛ آنجا که میگوید: «رضا پهلوی آدم خوبی هست، اما باید دید اوضاع به چه سمت در ایران پیش میره.» جملهای که بیش از آنکه نشانهٔ حمایت باشد، بیانگر تردید و محاسبهگری سیاسی است. پرسش اصلی این است: آیا واشنگتن امید دارد دخالت نظامیِ فرضی بتواند بهعنوان کاتالیزاتوری برای عروج نیرویی همسو با تغییرات سیاسی از درون نظام عمل کند؟
در همین چارچوب، اظهارات اخیر ترامپ در روز پنجشنبه (صبح جمعه به وقت ایران) نیز معنا پیدا میکند؛ جایی که ضمن تکرار هشدار خود به رهبران ایران، مدعی شد «بیشتر کشتهشدگان اعتراضات کنونی در تظاهرات، بر اثر ازدحام جمعیت زیر دستوپا مانده و جان باختهاند». این روایت، بیش از آنکه همدلی با قربانیان باشد، میتواند تلاشی برای کاهش بار مسئولیت اخلاقی و سیاسیِ عدم مداخله تلقی شود.
در این میان، موضع شاهزاده رضا پهلوی نیز واجد تناقضی بنیادین است. دعوت از مردم برای حضور در خیابانها و سپس یک روز بعد، درخواست از ترامپ برای کمک ومداخله، قمار بزرگی است که مرز میان کنش مستقل داخلی و اتکای بیرونی را مخدوش میکند. مرزی که در تاریخ سیاسی ایران همواره حساس بوده است.

میلیونها ایرانی، با یک پیام روشن! امیر دها















