در نخستین روز فراخوان شاهزاده رضا پهلوی، در کمتر از چند ساعت، حضور میلیونی مردم ایران در شهرهای گوناگون کشور، صحنهای را رقم زد که نهتنها برای افکار عمومی جهان، بلکه برای همه ایرانیان و نیز حاکمان جمهوری اسلامی حامل پیامهایی روشن، غیرقابلانکار و تاریخی بود. این حضور، صرفاً یک تجمع اعتراضی یا فوران مقطعی خشم عمومی نبود؛ بلکه اعلام یک تصمیم ملی، تثبیت یک مسیر، و پایاندادن به دوران تردید و تعلیق در آینده سیاسی ایران بود.
نخستین و شاید مهمترین پیام این خیزش فراگیر، تثبیت رهبری شاهزاده رضا پهلوی بهعنوان آلترناتیو بلامنازع جمهوری اسلامی است. واقعیت میدانی نشان داد که جامعه ایران، پس از سالها آزمون و خطا، به نقطهای از بلوغ سیاسی رسیده که میتواند حول یک محور مشخص، ملی و فراگیر گرد آید. این اجماع اجتماعی، نه حاصل تبلیغات بیرونی، بلکه برآمده از حافظه تاریخی، تجربه زیسته و خواست روشن مردم برای خروج از بنبست جمهوری اسلامی است.
دوم آنکه، این حضور میلیونی، قطعیت سقوط رژیم را از حوزه «احتمال» و «اگر» خارج کرده و آن را به مسئله «زمان» تقلیل داده است؛ زمانی که ممکن است به ماهها و حتی هفتهها نکشد. نظامی که مشروعیت اجتماعی خود را از دست داده، و در برابر ارادهای چنین گسترده و منسجم قرار گرفته، دیگر از درون تهی شده و صرفاً با اتکا به سرکوب عریان به حیات خود ادامه میدهد؛ وضعیتی که ذاتاً ناپایدار و محکوم به فروپاشی است.
سوم، این رخداد پیام روشنی برای قدرتهای جهانی نیز در بر داشت: ایرانِ پس از جمهوری اسلامی، نه در خلأ قدرت فرو خواهد رفت و نه به صحنه بیثباتی مزمن تبدیل خواهد شد. وجود آلترناتیوی با پایگاه اجتماعی گسترده، مشروعیت ملی و افق روشن سیاسی، تضمینی جدی برای ثبات، امنیت و انسجام کشور در دوران گذار و پس از آن است. این اطمینان، معادلات بینالمللی پیرامون ایران را بهطور بنیادین دگرگون میکند.
چهارم، انقلاب نوین ایران و تداوم منطقی سیاستهای عقلانی و توسعهگرایانه محمدرضا شاه پهلوی فقید در عرصه روابط بینالملل، میتواند آغازی تازه در مناسبات منطقهای و جهانی رقم بزند؛ آغازی مبتنی بر همکاری، منافع متقابل، و بازگشت ایران به جایگاه طبیعی خود بهعنوان بازیگری مسئول، قابلاعتماد و اثرگذار.
پنجم، این تحول خبری خوش برای مردم منطقه نیز هست. با پایانیافتن سیاستهای ماجراجویانه، ایدئولوژیک و ویرانگر جمهوری اسلامی و توقف پروژه «صدور انقلاب»، چرخه جنگ، بیثباتی، ترور و کشتار که دهههاست منطقه را در خود فرو برده، میتواند شکسته شود. ایرانِ نو، نه تهدید، بلکه عامل ثبات و توازن در خاورمیانه خواهد بود.
و در نهایت، اما مهمترین دستاورد این خیزش ملی آن است که مردم ایران با شکستن چرخه چهل و چند ساله شکست و تحقیر و انزوا، بار دیگر منزلت و اعتبار جهانی خود را بازخواهند یافت. کشوری که سالهاست بهواسطه عملکرد یک رژیم ایدئولوژیک منزوی شده، میتواند بار دیگر رو بسوی آینده ای با شکوه، به ریل توسعه، پیشرفت، عقلانیت و تعامل سازنده با جهان بازگردد؛ مسیری که شایسته تاریخ، فرهنگ و توان و طرفیت انسانی این سرزمین است.
مجموعه این واقعیتها، در کنار پیام امیدبخش خود برای مردم، هشداری صریح و بیپرده برای مسئولان هنوز حاکم جمهوری اسلامی نیز دارد: سقوط این رژیم دیگر موضوع «شاید» و «اگر» نیست؛ بحث بر سر امروز و فرداست. شما میتوانید با درک واقعیت و همکاری با آلترناتیو ملی، مسیر گذار مردم از جهنمی را که خود ساختهاید، تسهیل کرده و هزینههای آن را کاهش دهید؛ یا با اصرار بر سرکوب، خشونت و خیانت، آخرین فرصتهای خود را نیز از دست بدهید و خویش را برای همیشه از امکان بخشش از سوی ملت ایران محروم سازید.
تاریخ، در حال ورقخوردن است؛ و اینبار، مردم ایران نویسنده اصلی آن هستند.

۴۸ ساعت در خواب و بیداری، حمید فرخنده

ایران: امید، شهلا شفيق















