حنیف حیدرنژاد- از دیماه ۹۶ به بعد مشخص بود که اعتراضات مردم ایران سراسری شده و با عبور از اصلاحطلبان، تنها به عبور از جمهوری اسلامی میاندیشد. آبان ۹۸ و انقلاب مهسا در ۱۴۰۱ نیز تأییدی بر این موضوع بود. اما چهار عامل مهم و تعیینکننده مانع از پیشروی اعتراضات مردم و پیروزی آنان شد: رهبری، سازماندهی، تشکیلات، و حمایت بینالمللی.
رهبری
اعلام پذیرش «رهبری دوران گذار» از سوی رضا پهلوی به بنبستی که دههها ادامه داشت خاتمه داد. اعلام نخستین فراخوان برای اعتراض و تظاهرات سراسری در ۱۸ و ۱۹ دیماه، رضا پهلوی را که تا آن زمان در موضعی واکنشی قرار داشت، در موقعیتی تهاجمی قرار داد. او با هوشیاری و در شرایطی مناسب، ابتکار عمل را به دست گرفت. استقبال مردم ایران از فراخوان او و حضور صدها هزار نفر در شهرهای بزرگ و کوچک، و تداوم آن تا امروز که بیش از ۱۴ روز از آغازش میگذرد، تأیید این رهبری از سوی بخش بزرگی از مردم ایران است.
سازماندهی
رضا پهلوی در پیامهای کوتاهش، سازماندهی و هدایت تظاهرات را نیز به دست گرفته است. او ابتدا تسخیر خیابانها و در گام بعد، بههمپیوستن تظاهرات از نقاط مختلف و تسخیر میدانهای مرکزی شهرها را مطرح کرد. همچنین در دومین فراخوان، کامیونداران و کارگران و کارمندان بخش انرژی را به اعتصاب و پیوستن به این اعتراضات دعوت کرد. کامیونداران از روز یکشنبه ۲۱ دیماه به این خواست پاسخ مثبت دادند. به دلیل قطع اینترنت و ارتباطات تلفنی، هنوز خبری از اعتصاب در بخش انرژی نرسیده است. اینک مردم ایران آمادهاند تا گامهای بعدی را آنگونه که رضا پهلوی اعلام میکند دنبال کنند.
تشکیلات
هنوز کمبود یکی از حلقههای مفقوده برای به سرانجام رساندن اعتراضات، یعنی حضور یک تشکیلات میدانی، احساس میشود. چنین تشکیلاتی میتواند در میدان نبرد، جهتگیریها را هدایت کند. اینکه صف تظاهرات به کدام سمت برود، چگونه تظاهراتهای پراکنده به هم وصل شوند، از چه زمانی چه مراکزی تسخیر شوند و... مسائلی هستند که باید در صحنه و در میدان نبرد پیاده و اجرا شوند. باید امیدوار بود «گارد جاویدان» که قرار بود در قالب تیمهای کوچک چندنفره عمل کند، به آمادگی لازم رسیده و این برنامهها را پیش ببرد.
چتر حفاظتی آمریکا
اگر پرزیدنت ترامپ به قول خود عمل کرده و در حفاظت و حمایت از مردم ایران وارد عمل شود، به مردمی که در خیابانها هستند روحیه زیادی خواهد داد و همزمان روحیه نیروهای سرکوب را تضعیف خواهد کرد. اینکه پیامدهای چنین اقدامی چه خواهد بود، قابل پیشبینی نیست. اما یک چیز روشن است: وضعیت پیچیدهتر خواهد شد و احتمالاً شرایطی شبیه وضعیت جنگی پیش خواهد آمد. در چنین وضعیتی، حضور رضا پهلوی در کنار مردم و هدایت ادامه روند انقلابی که مردم آغاز کردهاند، اهمیتی تعیینکننده خواهد داشت.
نقش تعیینکننده تاریخی رضا پهلوی
همه نیروهای سیاسی مخالف رژیم ۴۷ سال فرصت داشتند تا این رژیم را به زیر بکشند؛ نتوانستند. فرصت داشتند با هم متحد یا ائتلاف شوند و برنامهای مشترک ارائه دهند؛ نتوانستند. فرصت داشتند چارچوبهای حداقلی لازم برای همکاری را ایجاد کنند؛ نتوانستند. فرصت داشتند اعتماد و احترام بخشی از جامعه ایران را جلب کرده و آنان را حول برنامه و خواستهای خود به وحدت و انسجام برسانند؛ نتوانستند. آنچه توانستند، دامن زدن هرچه بیشتر به تشتت و سردرگمی میان گروههای اپوزیسیون و در میان مردم بود.
رضا پهلوی توانست در چنین فضایی و بر بنیان چنین ویرانهای، اعتماد مردم را جلب کند، به آنان امید بدهد و وحدت، انسجام و همبستگی ملّی را عینیت بخشد. او تا همینجا کاری بزرگ انجام داده است؛ کاری که دیگران در ۴۷ سال گذشته بارها و بارها در آن نمره مردودی گرفتهاند.
میتوان با رضا پهلوی مخالف بود؛ اما اگر کسی به ایران، نجات ایران و یکپارچگی آن میاندیشد، و اگر خواهان رهایی هرچه سریعتر مردم ایران از یوغ بندگی حکومت اسلامی است، وظیفه دارد از رضا پهلوی حمایت کند و حتی بهطور مشروط نیز که شده، رهبری او را تأیید کرده و نیرو و امکانات شخصی، گروهی یا حزبی خود را در حمایت از او متمرکز سازد.
در انقلاب ۵۷ گروههای بسیاری میان خمینی و محمدرضاشاه، خمینی را انتخاب کردند. این بار و با آن تجربه تاریخی، اگر کسی خامنهای را بر رضا پهلوی ترجیح دهد، نشان داده که از تاریخ هیچ نیاموخته است. این می تواند به طرد آنها از سوی مردم و نسل کنونی منجر شود.
برای نجات ایران، برای پایان دادن به نیم قرن کشتار، بندگی و تحقیر ایرانیان زیر یوغ حکومتی متوحش و ضدبشری، حمایت از رضا پهلوی ضروری است. نقش تاریخی او در وحدت، انسجام، همبستگی بخش بزرگی از ایرانیان را باید قدر شناخت و تأیید کرد.
پس از جمهوری اسلامی، صندوق رأی مشخص خواهد کرد که ایرانیان چه میخواهند. تا آن زمان، اگر کسی از رضا پهلوی حمایت نمیکند، دستکم باید از ضدیت با او دست بردارد. این به معنای نفی انتقاد نیست. ضدیت، حملات شخصی، دروغپراکنی و اتهامزنیهای بیپایه و اساس با نقد تفاوت دارد. وظیفه ملّی، انسانی و اخلاقی حکم میکند که او را در این شرایط تنها نگذاریم و تا حد ممکن از او حمایت کنیم.

تابویی به نام دخالت خارجی، محمود تجلی مهر

از خیزش بیفرمانده تا مسیر متمرکز، امیر جاوید















