Saturday, Jan 24, 2026

صفحه نخست » چو جنگ زوزه می‌کشد، ویدا فرهودی

Vida_Farhoudi_3.jpg

چو جنگ زوزه می‌کشد ترانه ای به بار نیست

پرنده ضجّه می زند؛، نشانی از بهار نیست

*

نمانده نای نرگسی، بدون بغض در گلو

به چشم سوگوار او، جز اشک بی قرار نیست

*

و دارِ پیر زشتخو، زند نهیب روز وشب

که غیر پیکر جوان، به تیرِ سردِ دار نیست

*

چوشد زمین زندگان، به زیر رود خون نهان

صدای مرگ شد دمان و جای استتار نیست

*

خبر دگر نمی رسد، دریغ از دیارمان

و گر رسد بدان! ز ماه ِ روی یار نیست

*

سبوی سرخ عاشقی که بود چون شقایقی

شکسته از فراق‌ها نگاه مِی خمار نیست

*

به گوش غنچه گفته ام که راز خود نهفته ام

به پاسخش دریغ، جز هوار ناگوار نیست

*

چه بی نشانه خفت گل، و روی خود نهفت گل

که جنگ زوزه می کشد مجال نوبهار نیست

*

ویدا فرهودی

زمستان ۱۴۰۴



Copyright© 1998 - 2026 Gooya.com - سردبیر خبرنامه: [email protected] تبلیغات: [email protected] Cookie & Privacy Policy