Sunday, Jan 25, 2026

صفحه نخست » قمار بزرگ واشنگتن و تل‌آویو بر سر "ایران شدن" جمهوری اسلامی

tahlil.jpgپارادوکس مهار جمهوری اسلامی؛ چرا غرب از «روز پس از سقوط» می‌ترسد؟

چرا وعده‌های کمک ترامپ به معترضان پشت دروازه‌های تهران مانده است؟

*در تهیه این نوشته، از گزارش‌ تحلیلی یورونیوز استناد شده است

خبرنامه گویا - آنچه این روزها در رفتار محتاطانه واشنگتن و تل‌آویو دیده می‌شود، بیش از آنکه ناشی از بی‌اطلاعی یا بی‌تفاوتی نسبت به تحولات ایران باشد، بازتاب یک محاسبه امنیت‌محور پیچیده است؛ محاسبه‌ای که با وجود ظاهر عقلانی، یک ضعف ساختاری جدی دارد: نادیده‌گرفتن عاملیت جامعه ایران و نیروهای اپوزیسیون. در بسیاری از سناریوهای غربی، جامعه ایران یا به‌مثابه توده‌ای منفعل تصویر می‌شود یا صرفاً نیرویی انفجاری که پس از سقوط نظم موجود، قادر به تولید نظم سیاسی جایگزین نیست.

این شکاف ادراکی میان اتاق‌های فکر غربی و واقعیت‌های اجتماعی ایران، خطر خطای محاسباتی را به‌شدت افزایش می‌دهد. هرچه این فاصله بیشتر شود، احتمال غافلگیری استراتژیک نیز بالاتر می‌رود. به بیان دیگر، ترس غرب از هرج‌ومرج در ایرانِ پس از جمهوری اسلامی، می‌تواند خود به عاملی برای بازتولید بی‌ثباتی بدل شود؛ بی‌ثباتی‌ای که نه قابل مهار خواهد بود و نه قابل پیش‌بینی.

منتقدان این رویکرد امنیت‌محور می‌گویند «ترس از هرج‌ومرج» عملاً به بهانه‌ای برای حفظ وضع موجود تبدیل شده است. این استدلال تازگی ندارد؛ پیش از فروپاشی بلوک شرق یا پایان آپارتاید در آفریقای جنوبی نیز، کابوس‌هایی مشابه درباره فروپاشی نظم و جنگ داخلی مطرح می‌شد. اما در عمل، ظرفیت‌های اجتماعی و نهادی داخلی مسیرهایی متفاوت و کم‌هزینه‌تر از آنچه پیش‌بینی می‌شد خلق کردند. از این منظر، بزرگ‌نمایی ریسک فروپاشی، ترجیح دادن هزینه‌های کوتاه‌مدت ثبات ظاهری بر منافع بلندمدت تحول است.

در حالی که نزدیک به یک ماه از آغاز دور تازه اعتراض‌های سراسری در ایران می‌گذرد، پرسش مهم این است که هزینه تداوم وضع موجود چقدر است؟ سیاست «مهار طولانی‌مدت» که بخشی از نخبگان سیاسی در واشنگتن و تل‌آویو به آن دل بسته‌اند، چه بهایی برای منطقه و جهان خواهد داشت؟ همین‌جاست که سکوت عملی در برابر اعتراض‌ها، در تضاد آشکار با وعده‌های پرطمطراق برخی چهره‌ها، از جمله دونالد ترامپ، قرار می‌گیرد؛ وعده‌هایی که تاکنون عمدتاً در حد پیام‌های رسانه‌ای باقی مانده‌اند.

دلیل این احتیاط افراطی را باید در این تصور جست‌وجو کرد که برای برخی تصمیم‌گیران، «ایران بدون حکومت» از «ایران تحت فشار» ترسناک‌تر است. در منطق آنان، گاهی پیروزی نهایی می‌تواند آغاز کابوسی بزرگ‌تر باشد. سقوط جمهوری اسلامی، از نگاه این جریان، لزوماً به معنای ثبات نیست، بلکه می‌تواند زنجیره‌ای از بحران‌های غیرقابل‌کنترل را فعال کند.

یکی از متغیرهای کلیدی در این محاسبات، واکنش بازیگران تجدیدنظرطلب نظم جهانی است. ایرانِ بی‌ثبات می‌تواند چین را برای نخستین‌بار به عبور از سیاست سنتی «عدم مداخله» سوق دهد و پای نوعی حضور امنیتی غیرمستقیم پکن را به خلیج فارس باز کند؛ سناریویی که از دید واشنگتن، شکستن انحصار تاریخی آمریکا بر امنیت آبراهه‌های استراتژیک خواهد بود. هم‌زمان، روسیه نیز می‌تواند از خلأ ناشی از فروپاشی ایران برای ایجاد بحرانی فرسایشی در جنوب اوراسیا بهره ببرد و تمرکز غرب را از اوکراین و شرق آسیا منحرف کند.

بعد انرژی و اقتصاد جهانی، این ترس‌ها را تشدید می‌کند. برخلاف سوریه یا لیبی، ایران یک غول خفته انرژی است. بر اساس مدل‌های اقتصادی و نظریه «دولت‌های ورشکسته»، اگر انتقال قدرت به هرج‌ومرج کشیده شود، تنگه هرمز می‌تواند از یک گذرگاه حیاتی امن به کانون یک منازعه نظامی بدل شود. برخی برآوردها هشدار می‌دهند که چنین شوکی می‌تواند قیمت نفت را به بالای ۱۵۰ دلار برساند و ماشه یک رکود جهانی را بچکاند؛ سناریویی که هیچ دولت غربی مایل نیست مسئولیت آن را بپذیرد.

در نتیجه، بخشی از استراتژیست‌ها به این جمع‌بندی می‌رسند که هزینه «مدیریت سقوط جمهوری اسلامی» از هزینه «مهار ایران فعلی» سنگین‌تر است. این همان پارادوکس بزرگ سیاست غرب در قبال ایران است: حمایت از تغییر، اما با احتیاطی آمیخته به ترس. به تعبیر برخی مقام‌های اسرائیلی، آن‌ها می‌خواهند «سر مار» را بزنند، بی‌آنکه «سم» آن در کل منطقه پخش شود.

با این حال، منتقدان دکترین مهار هشدار می‌دهند که انفعال، خود یک انتخاب پرهزینه است. ترس از «فرود سخت» نباید این واقعیت را پنهان کند که ساختار فعلی با موتورهای آتش‌گرفته، به‌سوی یک بن‌بست خطرناک ـ از جمله بن‌بست اتمی ـ در حرکت است. از این منظر، مدیریت یک «انفجار ساختاری» تحت نظارت بین‌المللی، هرچند ترسناک، می‌تواند عاقلانه‌تر از انتظار برای انفجاری باشد که زمان و مکانش را نه غرب، بلکه واقعیت میدان تعیین خواهد کرد.



Copyright© 1998 - 2026 Gooya.com - سردبیر خبرنامه: [email protected] تبلیغات: [email protected] Cookie & Privacy Policy