عبدالله ناصری
انقلاب ملی ایرانیها در دیماه ۱۴۰۴، بدون تردید مانند همهٔ جنبشهای قبلی، نقطهٔ عطفی در تاریخ جمهوری اسلامی و البته بهمراتب بزرگتر بود. گسترش این انقلاب در ایرانزمین و نوع مقابلهٔ حکومت سیاهِ «نامشروع» با آن، و همچنین تنوع شعارهای مردم، از نظر نگارنده در تاریخ ایران معاصر همتا ندارد.
فارغ از تأثیرگذاری این یا آن فرد در هدایت این انقلاب ملی، پیوست آن به اعتصابهای بازاریان و «اهل پیشه» در سراسر کشور، اصالت و ملیـمیهنی بودن آن را در تاریخ و جهان ثبت و سند کرد. پیشتر و مکرر از ناهمدلی خودم با آقای رضا پهلوی نوشتهام، ولی در برابر تصمیم و ارادهٔ اکثریت (۵۰٪ + یک) مردم تسلیم خواهم بود.
همانطور که اکثر سیاستورزان باتجربهٔ داخل و خارج ایران گفتهاند، حملهٔ خارجی و سلطنت نمیتواند دموکراسی و، پیرو آن، رفاه مدرن را به ارمغان آورد. ولی همانطور که بارها نوشتهام، نبودِ علی خامنهای در سر قدرت (استعفا، مرگ طبیعی، قتل) گشایشی در «خواست» مردم است. اکنون که وی فرماندهی کلانِ کشتار مردان جوان ایرانی را عهدهدار است و هزاران شهید، مجروح و زندانی روی دست ملت شریف گذاشته است، حذف فیزیکی و قتل این مستبد، امید بزرگی در تداوم انقلاب ملی ایران خواهد بود.
دقت کنیم نگارنده فقط با یک حملهٔ نقطهای و هدفمند ارتش آمریکا که با کمترین خسارت، حذف قاتلِ وحشیِ وحشی ایران را ادا کند، موافقت دارم. برای این بندهٔ کنشگرِ مخالفِ قدیمیِ حکومت دینی، ثبت جملهٔ احساسیِ اخیر سخت بود، ولی تکلیف خود دانستم تا از درون اغلب ایرانیها، مخصوصاً جوانان، پرده بگیرم.
این یادداشت یکشنبهشب (۲۸ دیماه) ساعت ۲۲ نوشته شد.
Sunday, Jan 25, 2026
















