ابوالفضل محققی - خبرنامه گویا
آنچه که بهتمامی چهره جنایتکار رژیم جمهوری اسلامی را به روشنی تمام به نمایش نهاد، قتلعام متجاوز از پنجاه هزار انسان از زیباترین فرزندان این آبوخاک بود. آنچه که امروز جهان و دولتها را در برابر یک انتخاب، در جهت محکومیت رژیم و خواهان برکناری آن قرار داده، کشتار وحشیانه رژیم در چهلوهشت ساعت بود.
آنچه اتحادیه اروپا را، با اما و اگرها، شلکن، سفتکنها، مجبور به اجماع در تروریست خواندن سپاه پاسداران کرد، جنایت آشکار و بیسابقه این نیروی اهریمنی در کشتار وحشیانه روزهای هفدهم و هجدهم دیماه بود که تا امروز جریان دارد.
آنچه که امروز میلیونها ایرانی مهاجر را در سراسر جهان، در تظاهراتی بیسابقه، به خیابانهای جهان کشاند، شعلهور شدن احساسات وطنپرستی و آزادیخواهی است که از پایداری این نسل زیبا در برابر رژیم خودکامه حاصل گردیده است. التهاب این روزها و اعتقاد بر سرنگونی این حکومت، مایه گرفته از چنین خیزش عظیمی است که نقطه شروع تاریخ جدید ایرانزمین گردیده است.
تاریخ قبل از کشتار، بعد از کشتار که تمامی معادلات را در هم ریخت.
در عجبم از کسانی که در سایه این جنبش، در سایه این جانهای فداشده، به میدان میآیند؛ اما انتخاب این جانهای عزیز و به میدان آمدنشان با فراخوان شاهزاده رضا پهلوی را زیر سؤال میبرند! عجیب است، تمام کسانی که چنین میاندیشند، برای نمونه یک نفر از همین نسل جوان در میانشان نیست.
نسلی از بازیگران سیاسی قدیم که هنوز باوری به تصمیمگیری این نسل جدید ایران ندارند و اصولاً آن را نمیشناسند و نمیخواهند که بشناسند! هنوز نسخههای دستنوشته خود را از دهههای قبل برای این نسل تجویز میکنند.
نسل پیر شدهای که خود من نیز به آن نسل تعلق دارم. طوطیوار این گفته خمینی را تکرار میکنیم:
«پدران ما چه حقی داشتند که برای نسلهای آینده تصمیم بگیرند»
و از حکومت میخواهند که به این گفته خمینی بنگرد؛ بیآنکه اندکی فکر کنند خودِ ما--گیرم در موضع اپوزیسیون حکومت--امروز همین پدران هستیم. چه حقی داریم که اینچنین سرسختانه نظر خود را به این نسلی که زمین تا آسمان نگاهش، بد یا خوب، با نسل ما فاصله دارد تحمیل کنیم؟
به نام خونخواهی آنان به میدان بیاییم، مقاله بنویسیم، در برنامه از پیش تدوینشده بیبیسی شرکت کنیم؛ اما تمامیت فکر، اندیشه و احساسات آنها را زیر سؤال ببریم، بیآنکه یک قدم در جهت بازبینی افکار خود برداریم. بر منیتهای شخصی خود که باعث در انجماد ماندن فکر ما گردیده، فائق بیاییم.
نقش خود را در فصل کردن این جنبش--که در حال حاضر نقطه ثقل آن نقش رهبریکننده شاهزاده رضا پهلوی است--به دیده یک مشفق، یک یاریرسان، یک فرصت تاریخی برای تجمیع و تأثیرگذاری در صفی مشترک نگاه نکنیم؟ اشتراکی که باعث یکپارچگی و گذار آسان دوره گذار و رسیدن به صندوق رأی میگردد.
امری که متأسفانه شامل حال اکثریت ما میشود؛ که نتیجه آن حقانیت بخشیدن به خود و زیر سؤال بردن انتخاب این نسل و کسانی که همخوان با این نسل هستند، و شکاف در جنبش یکپارچه مردم است.
نوشتهای که بعد از دیدن برنامه خانم پرستو فروهر و آقای شهریار آهی زیر چتر رسانه بیبیسی، و مروری بر نشریات چپی چون «اخبار روز»، خود را ملزم به نوشتن این مطلب دانستم.
تا بزرگان سیاستمدار را چه در نظر آید.
شهریار آهی: فراخواندهندگان حساب این شرایط را نکرده بودن:
پرستو فروهر: همه ما دربرابر جانها در ایران مسئولیم:
پوشش صحبت های خانم فروهر در خبرگزاری فارس (وابسته به سپاه)
***

















