بازنشر از سایت ایران وایر
«اگر نروم، هیچ چیز تغییر نخواهد کرد.» این جمله«برنا دهقانی»، نوجوان ۱۷ ساله بهایی پیش از پیوستن به اعتراضات بود.
برنا دهقانی، دانشآموز سال آخر دبیرستان ساکن رودهن، شامگاه جمعه ۱۹دیماه ۱۴۰۴ در جریان اعتراضات خیابانی در محدوده تهرانپارس، با شلیک مستقیم ماموران امنیتی کشته شد.
برنا آن شب با وجود نگرانی و مخالفت والدینش، مصمم به حضور در خیابان بود. به همین دلیل، پدرش با خودرو، او و یکی از دوستانش را همراهی کرد. پس از رسیدن به تهرانپارس، در حالی که پدر به دنبال جای پارک میگشت، برنا و دوستش از خودرو پیاده شدند.
تماس تلفنی پدر و پسر همچنان برقرار بود تا آنکه در آخرین تماس، برنا با صدایی آرام از پدرش خواست تا به خانه بازگردد و نگران نباشد. به او گفت که حدود نیم ساعت دیگر بازمیگردد؛ جملهای ساده که اکنون به یکی از دردناکترین خاطرات خانواده بدل شده است.
![]()
دقایقی پس از بازگشت پدر به خانه، تلفن همراه او به صدا درآمد. دوست برنا پشت خط بود و با صدایی لرزان خبر داد که برنا بر اثر اصابت گلوله مجروح شده و به یکی از درمانگاههای تهرانپارس منتقل شده است. پدر، سراسیمه، چندین درمانگاه را در این منطقه جستوجو کرد تا سرانجام فرزندش را که نیمه جان روی تخت درمانگاه افتاده بود، یافت.
به گفته یکی از نزدیکان خانواده، پزشک درمانگاه پس از معاینه اعلام کرد که شدت جراحات بسیار بالاست و امکان درمان در آن مرکز وجود ندارد و برنا باید فورا برای انجام عمل جراحی به بیمارستان منتقل شود. با این حال، به دلیل نبود آمبولانس، برنا در همان مکان بر اثر شدت جراحات در آغوش پدرش جان میبازد.
آنچه پس از جان باختن برنا دهقانی رخ داد، ابعاد دیگری از نقض آشکار حقوق بشر را نمایان میکند. خانواده برنا، با وجود آنکه فرزندشان در برابر چشمانشان جان میبازد، از سرنوشت پیکر او بیخبر بودند. آنان در حالی که در شوک و اندوه عمیق به سر میبردند، به مراکز مختلف سر زدند، اما هیچ نشانی از جسد پسرشان نیافتند. سرانجام، پس از دو روز بلاتکلیفی و رنج، پیکر این نوجوان به خانواده تحویل داده شد و برنا فقط با حضور پدر، مادر و خواهر در آرامستان بهاییان تهران به خاک سپرده شد.
برنا دانشآموزی باهوش، پرتلاش و امیدوار به آینده بود؛ نوجوانی که خانواده، دوستان و مربیانش آیندهای روشن برای او متصور بودند. خبرگزاری «ههنگاو» در گزارشی به پیشینه آموزشی و شخصیتی برنا اشاره کرده و نوشته است که او پیشتر در یک مجمع آموزشی خصوصی به نام «کاخ سرخ» دوره آموزشی جامع گذرانده بود. همچنین، بر اساس ویدیویی که در اختیار سازمان حقوق بشری «ههنگاو» قرار گرفته، برنا در ۱۲ سالگی همراه مادرش درباره اهداف و برنامههای آینده خود سخن گفته است.
در این ویدیو، برنا توضیح میدهد که در دوره آموزشی کاخ سرخ، پنج مهارت کلیدی شامل مهارتهای عاطفی، اجتماعی، رسانهای، مالی و تقویتی را فراگرفته است. او با اعتماد به نفس از آرزوهایش سخن میگوید و ابراز امیدواری میکند که بتواند با تکیه بر این مهارتها، بحرانهای زندگی را مدیریت کرده و آیندهای اصولی و سازنده برای خود بسازد.
مرگ برنا، تنها یک کشته دیگر در آمار اعتراضات نبود؛ او نمادی از نسل نوجوانی است که خواهان تغییر، عدالت و شنیدهشدن صدای خود است. اما با سرکوب، انگزنی و حذف فیزیکی مواجه میشود.
اما در روزهای گذشته، دستگاههای امنیتی جمهوری اسلامی روایت رسمی خود را از وقایع ارایه کردند. خبرگزاری تسنیم، وابسته به سپاه پاسداران، در روز شنبه ۲۷دی۱۴۰۴ با انتشار بیانیهای به نقل از وزارت اطلاعات از شناسایی «شبکه ۳۲ نفره فرقه جاسوسی بهائیت» خبر داد که به ادعای این نهاد، در «اغتشاشات و تخریبها» نقش داشتهاند.
در این بیانیه به بازداشت ۱۲ نفر و احضار ۱۳ نفر از شهروندان بهایی اشاره شده و همچنین از بازداشت شماری از بهاییان در استانهای مختلف از جمله تهران، خراسان رضوی، مازندران، کرمان، سیستان و بلوچستان، البرز و یزد خبر داده شده است. فعالان حقوق بشر بارها تاکید کردهاند که چنین اتهاماتی اغلب بدون ارائه مدارک معتبر و خارج از چارچوب دادرسی عادلانه مطرح میشود و هدف اصلی آن، مشروعیت بخشی به سرکوب سیستماتیک جامعه بهایی در ایران است.
جمهوری اسلامی ایران در دهههای گذشته نشان داده است که هر زمان با بحرانهای جدی داخلی، بهویژه اعتراضات گسترده مردمی، مواجه میشود، فشار بر اقلیتهای مذهبی، بهویژه جامعه بهایی، افزایش مییابد. این الگو در مقاطع مختلف تاریخی قابل مشاهده است؛ از تشدید سرکوب بهاییان پس از جنگ ۱۲ روزه گرفته تا افزایش بازداشتها و محدودیتها در پی جنبش اعتراضی «زن، زندگی، آزادی» پس از کشتهشدن مهسا (ژینا) امینی.
سازمانهای بینالمللی حقوق بشر بارها نسبت به این روند هشدار دادهاند و آن را مصداق تبعیض ساختاری، آزار سازمانیافته و نقض آشکار آزادی دین و عقیده دانستهاند.
کیان ثابتی

















