چرا اپوزیسیون جمهوریخواه تا الان بازندهاند؟
چرا مشروطهخواهان با رهبری شاهزاده رضا پهلوی برنده این میداناند؟
اپوزیسیون ایرانیان در چهار دهه افتوخیزهای زیادی داشته است. در اوایل، احزاب و سازمانهای چپ و کمونیستی همهچیز را با خود ارزیابی میکردند: سازمان فدائیان اکثریتِ فرخ نگهدار و اکثریتِ علی کشتگر، سازمان راه کارگر، حزب کمونیست کارگری، چریکهای فدایی اقلیت و حزب توده؛ و در مقابل آنها، سازمان مجاهدین خلق بودند که برداشت جدیدی از اسلام داشتند و در حقیقت به «مارکسیستهای اسلامی» لقب داشتند و خود را تنها اپوزیسیون برحق میدانستند. نیروی سومی نیز که در سایه بود، مشروطهخواهان به رهبری شاهزاده رضا پهلوی بودند؛ در حقیقت عمده اپوزیسیون ایرانی، با چند سازمان دیگر که چندان مطرح نبودند.
بعضی از این گروهها عمده فعالیتشان در محیط دانشگاهها بود و هایوهوی بسیار میکردند. بیشتر با مشروطهخواهان در جنگ و جدال بودند تا با جمهوری اسلامی! چرا؟
مشروطهخواهان در سایه میزیستند و روزبهروز دایره خودشان را وسیعتر میکردند، چون از جنس ایرانی و ملی بودند و برنامهای برای آینده ایران داشتند. احزاب چپ آنها را به ریشخند و مسخره میکردند، تا اینکه جنبش سبز بهوجود آمد و احزاب چپ یکی پس از دیگری کارکردشان ته کشید. بیشترشان احزاب جمهوریخواه را بهوجود آوردند، اما با ذهنیت گذشته خود؛ پشت سر هم بیانیه و قطعنامه و سخنرانی داشتند، ولی از برنامهریزی برای آینده ایران خبری نبود. کارشان هر از گاهی تظاهرات یا سخنرانی بود که چشمانداز روشنی را تداعی نمیکرد.
بهمرور تبدیل به چند سازمان جمهوریخواه شدند؛ از نوآوری و برنامه خبری نبود و نشان دادند، مانند سازمانهای سابقشان، از پویایی و حرکت و جنبش و بهروز بودن بیبهرهاند و در زمان گذشته خود درجا زدهاند. اما در آنسوی میدان، شاهزاده رضا پهلوی و مشروطهخواهان با برنامه و روشی پویا از سایه بهدر آمدند و در سال نود و شش، مردم جلوی مسجد گوهرشاد مشهد شعار «رضا شاه، روحت شاد» را سر دادند. موجودیت این جریان شکل گرفت تا دی چهارصد و چهار و فراخوان شاهزاده؛ که تمام ایران یکصدا با شعار «پهلوی برمیگرده» طنینانداز شد.
احزاب جمهوریخواه و سازمانهای چپ عقب ماندند و بازنده این میدان شدند و رضا پهلوی و مشروطهخواهان با برنامهای ایرانی و ملی، پیروز این میدان شدند و رهبری شاهزاده رضا پهلوی برای دوران گذار تثبیت شد.
شاهزاده رضا پهلوی چهار دهه فعالیت و حضور در صحنه داشته و روزبهروز از اقبال بالایی در میان جوانان، دختر و پسر، در ایران برخوردار شده است. پس از چهار دهه شعار «مرگ بر شاه» در انقلاب پنجاهوهفت، اکنون «زندهباد پهلوی» و پرچم سهرنگِ شیر و خورشید دوباره رجعت کرده و جایگزین شده است. دانشجویان دانشگاه مشهد در تظاهراتشان خواستار آمدن پهلوی شدند تا خطای تاریخی پنجاهوهفت رفع شود و زندگی با روح و جنس ایرانی، فضای ایران را عطرآگین و پُر کند.
چرا روح جوان ایرانی زندگی از جنس ملی میخواهد؟
در خیزش ملی دیماه، مردم از ایدئولوژیهای وارداتی گذر کردند و حتی مذهب هم شکلش عوض شد. جوان ایرانی زندگی میخواهد؛ تفریح و لبخند و شادی میخواهد. پس از چهلوهفت سال حکومت زندگیکُش و مرگطلب، باید این وضعیت جای خود را به زندگی و شادی بدهد. از همینرو رضا پهلوی را صدا زدند و میخواهند به دوران رضا شاه کبیر و محمدرضا شاه بازگردند، آزادیهای مدنی و شهری خود را داشته باشند و ایران را دوباره در اوج ببینند.
جمعبندی
هر چیزی که با زمان پیش نرود، محکوم به نابودی است. اپوزیسیون ایرانی نیم قرن با ندانمکاری خود، هم زمان را کشت و هم خود سرگردان ماند؛ تا اینکه جوانان داخل میهن با فریادهای برحقشان شاهزاده رضا پهلوی را صدا زدند و تاریخ ایران ورق خورد. بهزودی پس از پایان حکومت مرگ و نیستی، حکومتی به رهبری شاهزاده رضا پهلوی برای دوران گذار شکل خواهد گرفت و انتخابات آزاد، مجلس مؤسسان و قانون اساسی جدید نوشته خواهد شد.

















