غلامحسین کرباسچی: نسل امروز نه ما را میشناسد و نه قبول دارد
خبرنامه گویا گفتوگوی ایرانوایر با غلامحسین کرباسچی را نه بهعنوان «شهادت یک منتقد مستقل»، بلکه در چارچوب محدود و کنترلشدهای میبیند که سالهاست برای چهرههای موسوم به اصلاحطلب درونحاکمیت فراهم میشود. هرچند کرباسچی در این مصاحبه از «فاجعه» و «زشتی» کشتار معترضان سخن میگوید، اما با تقلیل جنایت به «بینظمی»، «ضعف مدیریت» و «کجسلیقگی»، از نام بردن از آمران و عاملان اصلی خشونت پرهیز میکند و روایت رسمی حکومت را ـ هرچند با تردید ـ کاملاً کنار نمیگذارد. این نوع نقد، بهجای روشنکردن حقیقت، مسئولیت را پخش و مبهم میکند.
از نگاه خبرنامه گویا، چنین مصاحبههایی که بهاحتمال زیاد از فیلترهای امنیتی گذشته و در چارچوبهای قابلقبول برای حاکمیت انجام شدهاند، نیازمند توضیح و هشدار به مخاطباند. تجربه نشان داده است که حضور این صداهای «مجاز»، بیش از آنکه به افشای جنایتها بینجامد، به سفیدسازی نرم و مهار خشم عمومی کمک میکند. انتشار این گفتوگو با این توضیح ضروری است که نقدهای مطرحشده، نقدهایی بیخطر و کنترلشدهاند و نباید جایگزین روایت قربانیان، خانوادههای جانباختگان و واقعیت عریان سرکوب سیستماتیک در ایران شوند.
متن کامل گفتگوی غلامحسین کرباسچی با ایران وایر
«غلامحسین کرباسچی»، فعال سیاسی اصلاحطلب و مدیر مسوول روزنامه توقیف شده «هممیهن» با ایرانوایر درباره اعتراضات اخیر و کشتار گسترده معترضان گفتوگو کرده است.
او که در جوانی از سال ۱۳۶۶ تا ۱۳۶۸ استاندار اصفهان و از ۱۳۶۸ تا ۱۳۷۷ شهردار تهران بود، معتقد است که «مسوولان جمهوری اسلامی اعم از اصلاحطلب و غیراصلاحطلب درک درستی از نسل جدید جامعه ندارند و شکاف نسلی به عناد نسلی تبدیل شده و باعث شکلگیری اعتراضات و فجایع اخیر شده است.»
او در این گفتوگو تاکید میکند درهمه سالهایی که فعالیت سیاسی، اجرایی و یا فرهنگی کرده است هیچگاه اینقدر گرفتاری، نگرانی و مشکلات چه به لحاظ اقتصادی، چه به لحاظ سیاسی و چه به لحاظ داخلی و خارجی وجود نداشته.»
کرباسچی کشتار معترضان را فاجعه میداند، اما میگوید خبرهای منتشر شده درباره دریافت پول تیر از خانواده کشتهشدگان را «شایعه» میداند و معتقد است به پیکر معترضان از «قصد» بیاحترامی نشده است و در اثر بینظمی و عدم مدیریت مشکلات پیش آمده است.
او درباره روایت حکومت از ورود «تروریستهای مسلح» به کشور و «تحریک معترضان» تردید دارد، اما آن را بهطور کامل رد نمیکند و میگوید: «من نمیدانم چنین چیزی بوده یا نه، اما اگر چنین اتفاقی افتاده باشد اول اینکه نهادهای امنیتی باید پاسخگو باشند که کجا بوده و چه میکردند و دوم این که مسوولان کشور با حضور ناظران بیطرف بینالمللی این موضوع را اثبات کنند.»
در پایان گفتوگو وقتی از او میپرسم مردم با دیدن این گفتوگو احساس میکنند شما در حال دفاع از جمهوری اسلامی هستید. آیا همچنان دارید از جمهوری اسلامی دفاع میکنید؟
میگوید: «من هیچ دفاعی نکردم. نه از حکومت دفاع کردم نه از دولت. اول اشکالات را گفتم؛ گفتم این کار بسیار فاجعهآمیزاست و زشت، گفتم همه ما مسوول هستیم. در کنار این که دفاع نمیکنم، محکوم میکنم اما معتقدم باید دنبال حقیقت باشیم.»
گفتوگوی کامل ایرانوایر با غلامحسین کرباسچی را در زیر میخوانید.
****
بهعنوان یک فعال سیاسی که سالها در حوزه اصلاحطلبی کار کردید و همیشه امید به اصلاح داشتید آیا با توجه به وضعیت اخیر، امیدی باقی مانده آقای کرباسچی؟
اگر امید وجود نداشته باشد که آدم باید سرش را بگذارد زمین و بمیرد. اما، خب باید بگویم شرایط خیلی سخت است و هر چقدر شرایط سخت میشود، آدم امیدواریاش کم میشود. من میتوانم بگویم در همه سالهایی که بالاخره فعالیت سیاسی، اجرایی و یا فرهنگی کردهام در هیچ دورهای اینقدر گرفتاری، نگرانی و مشکلات چه به لحاظ اقتصادی، چه به لحاظ سیاسی و چه به لحاظ داخلی و خارجی وجود نداشته ولی خب باید در هر حال آدم امیدوار باشد. اگر بخواهد قطع امید کند که زندگی خیلی برایش مشکل میشود. ما امیدوار هستیم که بالاخره مسوولین، مسايل کشور را درک کنند و تصمیم بگیرند. آدم احساس میکند دارد در یک دوران بیتصمیمی راجع به مسايل کشور زندگی میکند. درباره مسایل یا تصمیم نمیگیرند یا خیلی دیر تصمیم میگیرند که دیگر آن تصمیم تاثیر خودش را ندارد.
متاسفانه با همه امیدواری که به آقای پزشکیان بود ما در ابعاد مختلف تحقق چیزی را ندیدیم. ایشان با شعار این آمد که بتواند مسایل کشور را با دنیا حل و فصل کند اما هم مسایل خارجی خیلی پیچیده شد هم در داخل کسانیکه با نظرات ایشان مخالف بودند، مشکلاتی ایجاد کردند و ایشان هم آن قاطعیتی که باید میداشت، نداشت. به هر حال ملت از جهات مختلف حال خوبی ندارند.
من الان از شما درباره امید پرسیدم. در این چند روز با شهروندان زیادی هم صحبت کردم آنها هیچ امیدی ندارند بهخصوص درباره اصلاحات و اصلاحطلبی. این را حتما شما هم از گوشهوکنار میشنوید که مردم میگویند با این همه تبلیغاتی که اصلاحطلبان همیشه در دوران انتخابات برای بازشدن فضا میکنند اما شدیدترین سرکوبها و کشتار معترضان در دولتهای اصلاحطلبی و اعتدالگرایی بوده است. از دی ۹۶ و آبان ۱۳۹۸ تا اعتراضات اخیر. چه پاسخی در این خصوص دارید؟
واقعیتاش را بخواهم بگویم هیچ پاسخی را ندارم. اصل مسالهای که باعث میشود این گرفتاریها پیش بیاید این است که مسوولین ما چه اصلاحطلب و چه غیراصلاحطلب درک درستی از جامعه و نسلی که دارند در این کشور زندگی میکنند و از این جمعیتی که در طول این بیست، سیسال اضافه شدهاند، شناخت درستی ندارند و خواستههایشان را نمیدانند. کلا ما یک فضای غیر از زمان آغاز انقلاب یا آغاز اصلاحات داریم. جامعه کاملا عوض شده و من بارها در صحبتهای دیگرم هم گفتهام نسلی که امروز هست نه ما را قبول دارد و نه ما را میشناسد و نه ما آنها را میشناسیم. آنها برای خودشان یک معیارها و ارزشهای مخصوص خودشان را دارند.
آنوقت این نسل که ما نمیشناسیم یک مرتبه در جاهای مختلف در مسایل مختلف خودش را بروز میدهد. حالا یا بهصورت تظاهرات یا بهصورت جدا شدن و قهر کردن و شرکت نکردن در انتخابات و ... جاهایی هم که یک فضایی پیدا بکنند این نسل بههر حال بروزی از خودشان نشان میدهند که همه میمانند چه برخوردی باید بکنند و چه بسا دیگرانی هم از این شرایط و شکاف نسلی استفاده میکنند و چالشهایی بهوجود میآید. این نسل در باقیمانده نسلهای قبلی هم تاثیرگذار است، اینها فرزندان آنها هستند و روابط عاطفی و دایمی دارند با هم. بههر حال ما و مسوولان ما در ردههای مختلف از این فضایی که در جامعه وجود دارد، عقب ماندهایم. جامعه خیلی جلو رفته. نسل با مسایل روز دنیا، فرهنگ دنیا و علم و صنعت روز دنیا آشنا شده و ما خیلی عقب هستیم.
آیا فکر میکنید مسوولانی که از جامعه عقب ماندهاند همچنان باید بر سر کار باشند و بر افرادی که به قول شما از آنها جلوترند، حکومت کنند؟
نه اصولا. من که عقیدهام این است که کسانیکه برای کارمندان عادی پیشنهاد سیسال تا سیوپنج سال خدمت را میدهند و میگویند حداکثر در سن ۶۰ سالگی بازنشست شوند، باید در تمام ردههای مدیریتی کشور این ضوابط را رعایت کنند. نسل جوانی هستند. اینها دوست دارند در ردههای مختلف حضور داشته باشند، تصمیم بگیرند، مدیریت کنند. ضمن احترام به شخصیت فردی افراد کسانی که بالای این سنین هستند و با این نسل آشنا نیستند و سلیقههای این نسل را قبول ندارند، نباید خیلی به این میز و صندلی و پست وموقعیتشان تعلق خاطری نشان دهند که به هر قیمتی بخواهند آن را حفظ کنند. واقعیت این است که ما بهلحاظ مدیریتی مدیریت فرسوده و پیری هستیم. وقتی یک بخش عظیمی از جامعه از ما به لحاظ فرهنگ و دانش جلوتر هستند، باید نسل جدید را بشناسیم، بفهمیم، کارها را به آنها بسپاریم و حالا ما هم در کنارشان بایستیم و اگر چیزی به عقلمان رسید بگوییم اما باید خودشان تصمیم بگیرند، خودشان اداره کنند.
اما الان بهجایی رسیده که جوانان و معترضان حتی دوست ندارند کنار آنهایی در این حکومت جایگاهی داشتند، بایستند و اصلاح هم نمیخواهند.
بههر حال این معلول پایداری ما در حفظ موقعیتهایمان است. فکر میکنم بالای پنجاه درصد جامعه نسلی است که فاصله زیادی با نسل ما (که در انقلاب ۱۳۵۷ حضور داشتند) دارد. ما در حفظ پستها و موقعیتها کاری کردیم که «شکاف نسلی» به «عناد نسلی» تبدیل شود. الان پنجاهوهفتی بودن را جوانها و نسل زد بهعنوان جرم تلقی میکنند. در حالی که ما آن موقع جوان بودیم، مسوولیت گرفتیم. من ۲۵،۲۶ ساله بودم استاندار شدم. ۳۳،۳۴ ساله بودم شدم شهردار تهران.
الان اگر به هرکسی بگویی یک آدم سی، چهلساله تازه با تحصیلات بالاتر از ما (ما که نه تجربه زیادی داشتیم نه تحصیلات فوقالعادهای داشتیم، الان این بچههایی که هستند از ما جلوتر هستند و تجربههای دنیا را مطالعه کردند.) بیاید روی صندلی ما بنشیند، حاضر نیستیم صندلی را به آنها بدهیم. حتی بحث صندلی نیست خیلی از این جوانها بیکارند. جامعه تا حدی افسردگی را تجربه میکند اما از یک حدی که بگذرد آن افسردگی تبدیل به طغیان یا عناد با نسلی میشود که «ولکن موقعیتها نیست». تبدیل به اعتراض میشود. هر چند وقت یکبار هم جرقهای باعث فجایعی میشود که خواسته و ناخواسته برای حفظ موقعیت، دیگر راحت تعدادی کشته میشوند و فاجعه بهبار میآید.
امیدواریم دولت روی قولی که به مردم داده، بماند و اسامی کشتهشدگان را اعلام کند. تا به شایعاتی که درباره آمار کشتهها درست شده، پاسخ داده شود.
آقای کرباسچی خود دولت از کشتهشدن هزاران نفر صحبت میکند. بیش از سه هزار نفر.
بله همان آمار هم وحشتناک است و چیز سادهای نیست. آخر ما اگر مسلمان باشیم. البته در این فضا دیگر این حرفهای اخلاقی و دینی کارکرد خودش را از دست داده. من خوشحال شدم که اقلا دم و دستگاه آقای پزشکیان اعلام کردند که اسامی را میگویند و حداقل فضای شایعات و آگراندیسمانی که درباره تعداد کشتهها بهوجود آمده پایان یابد.
از مذهب حرف زدید. شما را بهعنوان یک آدم مذهبی در برابر این تعداد کشتهها قرار میدهم. همان تعدادی که خود حکومت تا الان اعلام کرده یعنی بیش از سههزار نفر. آیا این اتفاق باعث نمیشود بهعنوان یک آدم مذهبی از چنین حکومتی دوری کنید و حتی فعالیتهای قبلی خودتان را زیر سوال ببرید؟ بههر حال الان شرایطی است که آدمها باید اگر اعتقاد دارند که این اتفاقات ظالمانه و مخالف دین است، خودشان را کنار بکشند.
بههر حال من که الان کارهای نیستم. من از سال ۱۳۷۷ تا الان در هیچ جای حکومت و دولت نه در قسمت اجرایی و نه در قسمت مشاوره حضور نداشتم. اگر هم کار فرهنگی میکنم، کاملا شخصی است. در کار روزنامه هم دایما با دستگاهها مشکل داریم. من در این ۲۷سالی که از کل دولت و حکومت آمدم بیرون، هفت، هشت تا مجله و روزنامه راه انداختیم که همهاش بسته شده و آخرینش هم «هممیهن» است که در همین اتفاقات فعلا توقیف شده و نمیدانیم در دادگاه سرنوشتش چی شود. امیدواریم دادگاه عادلانه باشد و همین حداقل دستمزدی که سی، چهل جوانی میگیرند و ما خودمان بابت مقدار آن خجالت میکشیم، از دست نرود.
من همیشه از آغاز دولت آقای خاتمی منتقد بودم حالا درجات انتقادم ممکن بوده فرق کند، یک شرایطی بوده که بسیار وضعیت بدی بوده اما بهقول شما در همین دولتهای اصلاحطلب و معتدل خیلی اتفاقات بدی افتاده، همیشه هم ما انتقاداتمان را داشتیم و از آنچه پیشآمده هم اظهار تاسف کردیم و هم دوری کردیم. واقعا نباید این اتفاقها بیفتد در یک جامعه اسلامی که اسم علی روی آن است. امیرالمومنین میگویند: «خونریزیها باعث تضعیف حکومتها میشوند و باعث تغییر حکومتها میشود و حکومتها از دست شما درمیآید که خودتان را آدم صالحی میدانید و بهدست دیگران میافتد.»
در یک جامعه دینی که نمیتواند چنین فجایعی اتفاق بیفتد.
من نمیدانم این درست است یا نه، اما اگر درست باشد و آنطور که میگویند کسانی برای تحریک بچهها آمده باشند، نیروهای امنیتی باید پاسخگو باشند. دستگاههای امنیتی کجا بودهاند و چه میکردهاند که عدهای با سلاح برای تحریک وارد کشور شدهاند؟ معلوم است ما هم رقیب داریم، هم دشمن داریم اما چطور باید عمل کنیم که این فجایع اتفاق نیفتد؟
اتفاقا شهروندان میپرسند اگر این کشتار و اتفاقات کار «تروریستها» است چرا کشتاری در راهپیماییهای حکومتی صورت نمیگیرد؟
این بهنظر من درست نیست. آنها در فضایی حاضر میشوند که زمینه تحریک وجود داشته باشد. در راهپیماییهای حکومتی این زمینه وجود ندارد. با این حال من نمیدانم این ادعا درست است یا نه. اما اگر درست باشد باید ناظران بینالمللی بیطرف بیایند و ما باید اثبات کنیم کسانی برای مداخله و تحریک وارد شدهاند و این فجایع را رقم زدهاند.
عدهای هم میپرسند اگر «تروریستهای مسلح» مردم را کشتهاند چرا پول تیرش را جمهوری اسلامی میگیرد؟
من این موضوع را در حد شایعات میدانم. تا حالا چند نفر مثل شما این را به من گفتند. من تحقیق کردم، اما به این نرسیدم که چنین اتفاقی افتاده است. مثلا یکی مدعی شد که پول داده، رفتیم برای تحقیق، گفتند از ما نگرفتند اما از خیلیها این پول را گرفتهاند. بالاخره باید یک سیستمی این پول را بگیرد. آن پول کجاست؟
بالاخره این پول را باید به شخص یا حساب نهادی ریخته باشند. یا اسم و یا اداره یا حسابی است اگر کسی تلکه کرده باشد که یک سوءاستفاده جنایتبار است. اگر حکومت پول میگیرد، خانوادهها باید اعلام کنند و فیش پرداخت را منتشر کنند.
فکر میکنید در این حکومت اینقدر شفافیت وجود دارد که برای پول تیر رسید بدهند؟
اگر کسی پولی گرفته، یک نفر این شهامت را داشته باشد فیش واریز را بگذارد که بگوید من این پول را ریختم ما باید دنبال حقیقت باشیم. من نمیخواهم کسی را تکذیب و تطهیر کنم اما میخواهم بگویم با دروغ و شایعه خودمان و جامعه را نباید عصبانی و تحریکپذیر کنیم. شما هم میتوانید در رسانهتان از افرادی که میگویند پول تیر دادهاند بخواهید فیش را منتشر کنند تا شفافیت حاصل شود.
شما به نتیجه نرسیدید که حکومت پول تیر دریافت میکنند، اما پیکرهای انباشته روی هم و بیحرمتی به اجساد معترضان را که دیدید...
آن که حتما یک کار بدسلیقگی، زشت بوده و یک بحث دیگر است اصلا بیسیاستی کردند که چنین وضعیتی را بهوجود آوردند. احتمالا شلوغ بوده و ضعف مدیریت و ضعف کارهایشان است. البته من من بیاحترامی نمیدانم یعنی عمدا کسی نمیخواسته به جسدی بیاحترامی کند. کجسلیقگی و بیمدیریتی و یک جاهایی نفهمی و ندیدن عواقب کار در میان بوده است.
الان احتمالا کسانی که این مصاحبه را گوش میکنند میگویند شما دارید از جمهوری اسلامی دفاع میکنید. واقعا دارید از جمهوری اسلامی دفاع میکنید؟
من هیچ دفاعی نکردم. نه از حکومت دفاع کردم نه از دولت. اول اشکالات را گفتم؛ گفتم این کار بسیار فاجعهآمیزاست و زشت، گفتم همه ما مسوول هستیم و اگر حتی بهقول آقایان تروریستها و تحریککنندگانی بودند، دستگاههای امنیتی مسوول هستند. نهادهای امنیتی کجا بودند و باید بیایند پاسخ دهند.
اصلا قابل دفاع نیست که تظاهراتی به فاجعهای ختم شود. در کنار اینکه دفاع نمیکنم، محکوم میکنم. اما معتقدم باید دنبال حقیقت باشیم.

وقتی خمینی با بلیزر آمد و با فریزر رفت!؛ ف. م. سخن
















