Wednesday, Feb 4, 2026

صفحه نخست » راهبرد سه‌گانه کمک به سقوط حکومت ایران

indep1.jpgحمله، تحریم و حمایت از اپوزیسیون

حداقل پیامد مورد انتظار از اقدام نظامی کاهش توان،ثبات و گزینه‌های آینده جمهوری اسلامی است،مسیری که با افزایش فشار اقتصادی می‌تواند نظام را هم‌زمان در چند جبهه درگیر کند و با تشدید محرک‌های اعتراضات و تقویت اپوزیسیون‌ــ شرایط لازم را برای فروپاشی فراهم کند

مایکل آیزنستات - ایندیپندنت فارسی

پس از آنکه دونالد ترامپ در واکنش به اعتراض‌های سراسری در ایران هشدار داد که در صورت کشتار خشونت‌بار معترضان، آمریکا آنان را «نجات» خواهد داد، موج سرکوب شدت گرفت و هزاران نفر کشته، زخمی یا بازداشت شدند. در پی این تحولات، آمریکا یک ناوگروه هواپیمابر، چندین اسکادران هواپیمای تهاجمی و سامانه‌های پدافند موشکی به منطقه اعزام کرد. مایکل آیزنستات در موسسه واشنگتن برای سیاست خاور نزدیک در مقاله‌ای به این موضوع می‌پردازد و می‌نویسد اکنون رئیس‌جمهوری آمریکا با وضعیتی مواجه است که عقب‌نشینی یا اقدام کم‌اثر پس از تهدید، می‌تواند به تضعیف اعتبار واشنگتن و جسورتر شدن جمهوری اسلامی بینجامد و بازدارندگی آمریکا را زیر سوال ببرد.

ترامپ هم‌زمان از ضرورت «رهبری جدید» در ایران سخن گفته و رژیم را به مذاکره برای توافق هسته‌ای فراخوانده است. گزارش‌ها حاکی از آن است که او از فرماندهان نظامی گزینه‌های «قاطع» خواسته است. گرایش ترامپ به حملات سریع و محدود‌ــ مشابه اقدام‌های پیشین علیه داعش یا برنامه هسته‌ای ایران‌ــ با سوابقی مانند عملیات هوایی ۵۲روزه علیه حوثی‌ها و فشار طولانی‌مدت بر ونزوئلا نشان می‌دهد گزینه‌هایی که روی میز است از عملیات فشار از راه دور گرفته تا حملاتی با هدف قطع راس یا فروپاشی ساختار حاکم را شامل می‌شود.

یکی از سناریوها، حذف یا تضعیف رهبر جمهوری اسلامی است که نقش محوری در انسجام نظام دارد. چنین اقدامی می‌تواند راه را برای توافق با جانشینان او باز کند یا بالعکس، بحران جانشینی و کشمکش‌های درون‌ساختاری، به‌ویژه میان جناح‌های مختلف سپاه پاسداران، را تشدید کند.

سناریوی دیگر، حملات هدفمند به فرماندهان جدید سپاه پاسداران است تا هزینه‌های تداوم حمایت از نظام به‌طور مستقیم متوجه جانشینان شود.

مطالب بیشتر در سایت ایندیپندنت فارسی

گزینه‌ دیگر تشدید سخت‌گیری در اجرای تحریم‌ها، از جمله متوقف کردن نفتکش‌ها یا حمله به پایانه‌های صادرات نفت در سواحل جنوبی ایران، است. چنین اقدام‌هایی می‌تواند درآمد نفتی را به‌شدت کاهش دهد و برخی فرماندهان منتفع از دور زدن تحریم‌ها را وادار به تجدیدنظر کند.

حملات مستقیم به مقرهای نیروهای امنیتی‌ــ مانند فرماندهی انتظامی، بسیج و یگان‌های استانی سپاه پاسداران‌ــ یا هدف قرار دادن عناصر کلیدی دستگاه نظارتی و سرکوب از جمله مراکز رصد دوربین‌های مداربسته و پایگاه‌های داده‌های جمعیتی و زیست‌سنجی، از دیگر گزینه‌ها است. اما پراکندگی صدها هزار نیروی امنیتی در سراسر کشور و فعالیت بسیاری از آنان در مناطق محل سکونتشان می‌تواند ثمربخشی این عملیات را محدود کند.

دامنه اهداف می‌تواند سامانه‌های پدافند هوایی برای حفظ آسیب‌پذیری در برابر حملات بعدی، توان موشکی و پهپادی برای کاهش ظرفیت تلافی‌جویی، نیروی دریایی سپاه پاسداران و ارتش برای محدود‌سازی اخلال در کشتیرانی، و تاسیسات تحقیق و توسعه هسته‌ای از جمله سایت‌هایی که پس از تخریب بازسازی شده‌اند را در بر گیرد. با این حال، ابعاد و پراکندگی این ظرفیت‌ها به‌ گونه‌ای است که پس از حملات گسترده نیز امکان حفظ بخشی از قابلیت‌ها وجود دارد.

گذار یا تغییر در ایران بدون ریزش در نیروهای نظامی دشوار است. هرچند فساد گسترده ممکن است برخی فرماندهان را در برابر نفوذ اطلاعاتی آسیب‌پذیر کرده باشد، پیوستن گسترده آنان به اپوزیسیون با توجه به نقشی که در سرکوب داشته‌اند قطعی ارزیابی نمی‌شود و بدون چنین ریزشی، اپوزیسیون از نظر قوا دست پایین را خواهد داشت.

واکنش‌های جمهوری اسلامی معمولا با هدف تحمیل هزینه بدون تشدید کنترل‌ناپذیر تنش بوده است. با این حال، اگر تهدیدی فوری علیه بقای نظام احساس شود، پاسخ‌ها می‌تواند شدیدتر یا پیش‌دستانه باشد. در شرایطی که بقای فوری در خطر نباشد، انتظار می‌رود تهران به نسخه تقویت‌شده‌ای از راهبرد «مقاومت» متوسل شود: اجتناب از جنگ طولانی با دشمن برتر، واکنش‌های محدود اما پرهزینه، و احتمالا امتناع از هشدارهای قبلی پیش از حملات تلافی‌جویانه.

محدودیت‌های موجود در تولید موشک و پهپاد و کمبود پرتابگرها، به‌ویژه پس از خسارت‌های اخیر، جمهوری اسلامی را به حفظ این دارایی‌ها برای دورهای بعدی سوق می‌دهد. وابستگی اقتصادی به تنگه هرمز نیز احتمال مسدودسازی این تنگه را جز در شرایط اضطراری کاهش می‌دهد. در عوض، سیاست کنترل هوشمند از طریق انحراف گزینشی نفتکش‌ها و حملات محدود به تاسیسات ساحلی می‌تواند ادامه پیدا کند، هرچند همین اختلال‌های محدود نیز تنش با شرکای منطقه‌ای آمریکا را افزایش می‌دهد و آنان ممکن است واشنگتن را مسئول بی‌ثباتی بدانند. نقش نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی در چنین سناریویی نامشخص است و حوثی‌ها تنها گروهی‌اند که توان اثرگذاری راهبردی قابل‌توجه دارند و می‌توانند آزادی کشتیرانی در دریای سرخ را محدود کنند.

مجموعه گزینه‌های موجود نشان می‌دهد شاید تحقق همه انتظارات ایجادشده دشوار باشد. حملات نظامی می‌تواند پویایی‌های داخلی را تغییر دهد و به اعتراض‌ها نیرویی تازه ببخشد، اما ضعف سازماندهی می‌تواند مانع بهره‌برداری فوری ‌شود. حداقل پیامد مورد انتظار از اقدام نظامی کاهش توان، ثبات و گزینه‌های آینده جمهوری اسلامی است، مسیری که با افزایش فشار اقتصادی می‌تواند نظام را هم‌زمان در چند جبهه درگیر کند و با تشدید محرک‌های ناآرامی‌های کنونی‌ــ فقدان مشروعیت نظام، کاهش توان حکمرانی، و تقویت اپوزیسیون‌ــ شرایط لازم را برای فروپاشی نهایی حکومت فراهم شود.



Copyright© 1998 - 2026 Gooya.com - سردبیر خبرنامه: [email protected] تبلیغات: [email protected] Cookie & Privacy Policy