بهلِ قصهٔ تازی و بیغوی
سخنگوی از رضای پهلوی!
این «علی» کیست که قرنهاست از بامداد تا دل شب، همهٔ زندگی ما ایرانیان را پر کرده است؟
همهٔ شیعیان و پیروانش از او یاری میخواهند و «یا علی!» میگویند.
او را «ولیالله»، «حجتالله»، «اسدالله و یدالله» (شیر و دست خدا)، مولی متقیان، شاهمردان، شاه ولایت، حیدر کرار و... و... مینامند.
علی را از الله جدا نمیدانند و او را بزرگتر از بزرگی میدانند؛ علی را سرور فتیان میدانند.
(فتیان: کسانیاند که بر اساس اصول جوانمردی، اخلاق و شجاعت رفتار میکنند).
بررسی آنچه دربارهٔ علی نوشته شده، اگر نشدنی نباشد، بسیار دشوار است. از اینرو بهتر و آسانتر است که علی از گفتار، کردار و رفتار پیروانش شناخته شود.
پیروان راستین علی مردمانی راستگو و درستکارند؛ جوانمردانی فروتناند که دست افتادگان را میگیرند؛ آز ندارند و بینیازند.
آزار نمیرسانند و با ستمگران و زورگویان میجنگند. پیشوایی به این بزرگی در چارچوب تاریخ مردان بزرگ نمیگنجد.
تاریخ، مسلمانان، شیعیان، اهل حق و علیالهیان، همه این «علی» را یکجور نمیشناسند:
■ علیِ بزرگمرد تاریخ و پیشوای شیعیان
علی، پسر ابوطالب، نخستین مردی است که مسلمان شد؛ چهارمین خلیفهٔ مسلمانان که در ۶۳سالگی، در مسجد کوفه و در هنگام نماز گزاردن، به سال ۴۰ هجری قمری، به دست یکی از خوارج شهید شد.
شیعیان (پیروان) علی بر آناند که پیامبر اسلام در واپسین حج خود، در محلی به نام «غدیر خم»، داماد و پسرعم خود علی را به جانشینی خود برگزید.
شیعیان دوازدهامامی، علی و یازده فرزندش را، پسر پس از پدر، امام و جانشین پیامبر اسلام میدانند. دوازدهمین امام را نیز گویند در چاهی در خفا بهسر میبرد.
گزیدهای از خطبهها، نامهها و سخنان کوتاه علی، خلیفهٔ چهارم مسلمانان، را شخصی به نام «سید رضی» و ۴۰۰ سال پس از مرگ علی، در بغداد گردآوری و به نام «نهجالبلاغه» تدوین کرده است (مستندی یا مآخذی معتبر، با توجه به فاصلهٔ زمانی ۴۰۰ساله از قتل علی تا تدوین کتاب، تاکنون آورده نشده است).
■ علیِ اهل حق
نورعلی الهی کتاب «برهانالحق» را نوشته و دکتر تقی تفضلی در شهریور ۱۳۴۳، بار دوم، آن را در تهران چاپ کرده است. در این کتاب نوشته شده که اهل حق کیست.
در صفحهٔ هفتم کتاب آمده است:
«اهل حق کسی است که راه شریعت و طریقت و معرفت را پیموده و به حقیقت رسیده باشد.»
در صفحهٔ ۲۱ کتاب آمده است:
«ارکان اهل حق بر چهار پایه استوار است: پاکی، راستی، نیستی و یاری.»
اهل حق خود را علیالهی نمیدانند. در صفحهٔ ۱۵۵ کتاب آمده است:
«چون در افواه عموم شهرت دارد گروه اهل حق علیالهی هستند، حاشا و کلا چنین تصوری از اصل باطل است، زیرا اساس این مسلک روی پایهٔ توحید قرار گرفته است.»
نویسندهٔ «برهانالحق» اما با آوردن ۹ آیه از قرآن، علی را به پایهای بالاتر از بشر رسانده و در صفحهٔ ۱۵۶ نوشته است:
«مقام حضرت علی به حدی رفیع است که این بندهٔ ناتوان، هرچه پویم و گویم و جویم، در حدود سطح فکر و فهم و عقل ضعیف خودم میباشد، نه ادای حق واقع آن مقام شریف.»
■ علیِ علیالهیان
اهل حق و علیالهیان را «گوران» میگویند. گوران جمع «گوره» است. گوره واژهای کردی و به معنی بزرگ است؛ پس گوران یعنی بزرگان.
گوران از کردستان به آذربایجان، پیرامون تهران، خراسان و جاهای دیگر رفتهاند. علیالهیان بومهن، لورا، رودهن و مهرآباد ـ آبادیهای سر راه تهران به دماوند ـ کرد هستند که گروهی زبانشان کردی و گروهی ترکی است.
«غلامحسین ساعدی» به ایلخچی، یک روستای علیالهینشین در جنوب تبریز، رفته و آنجا و مردمانش را بررسی کرده و کتاب «ایلخچی» را دربارهٔ آنها نوشته است. این کتاب را «مؤسسهٔ مطالعات و تحقیقات اجتماعی دانشکدهٔ ادبیات تهران» به شمارهٔ ۱۵، در سال ۱۳۴۲ چاپ کرده است.
از نوشتههای کتاب «ایلخچی» برمیآید که علیالهیان آنجا پیرو «آیین مهر» هستند که عقایدشان با گذشت دو سه هزار سال، دگرگون شده و به گونهٔ امروزی درآمده است.
مهریان ایران بر آن بودند که «مهر، میترا» در کوه البرز، در یک غار از سنگ زاییده شده است؛ از اینرو سنگ را گرامی میداشتند و تا آنجا که میتوانستند، مهر را در غارها (مهرابه) نیایش میکردند. واژهٔ «یارِ غار» نیز از اینجا به یادگار مانده است.
در صفحهٔ ۱۴۲/۳ کتاب «ایلخچی» نوشته شده است:
«... در بریدگی تپهٔ علیداشی (سنگ علی) و طویلهٔ اسب علی، سنگی را که حضرت علی با ذوالفقارش دو نیم کرده میبینید. سه تختهسنگ هم هست به نام اوچ قارداشلر (سه برادران؛ سهگانگی مهر و دو مهربانش به یاد میآید).»
در صفحهٔ ۱۲۷ کتاب آمده است:
«روی سنگ گوری نوشته شده: نور خورشید از جمال علی است!»
و در صفحهٔ ۱۱ کتاب آمده است:
«روی سنگ گوری کنده شده است که:
یاقوت علی آیینهٔ غیبنماست
بیمثل و نظیر، قادر بیهمتاست
گویند جماعتی، مسیح است خدا
گر راست بود، علی خداوندِ خداست!»
در صفحهٔ ۱۲ کتاب نوشته شده است:
«مهریان همدیگر را دوست دارند، بیگانه را نیز دوست دارند... هر که وارد خانه شود، هرچه دارند پیشش میآورند... هیچ مهمانی نباید گرسنه راهی شود...»
مردم ایلخچی شب عید نوروز را «شب علی» میگویند. همهشان آزادند و هر کاری که بخواهند میکنند. بابا نهانی، خاتمالقطبیین، مقام بسیار بزرگی میان بزرگان این طایفه دارد. جانشینهای او را چراغ و پیر (پیر، پدر، پاپا) مینامند.
مردم ایلخچی در سوگ کشتهشدن سیاوش «سیاوشان» نیز میخوانند که در ایرانِ مسلمانِ شیعهشده، به تعزیهخوانی در عزای شهیدان کربلا دگرگونی یافته است. در میان کردان، تیرههایی هم هستند که هنوز سنتهای پیروان مانی (مانی پیامبر ایرانی) را به یاد دارند و به کار میبندند؛ مانند ایزدیها و قادریها (ایزدیها همان کسانی هستند که چند سال پیش در کردستان عراق توسط داعش قتلعام شدند و زنان و دخترانشان به اسارت برده شدند).
ستایش علی در ادب فارسی
ستایش علی پسر ابوطالب تنها در روستاها و میان مردم کمدانش نبوده و نیست؛ دانامردان بزرگ، سرودهای بسیار در ستایش علی سرودهاند. برای نمونه، چند بیت از مولای رومی از دیوان شمس تبریزی و از نشاط عراقی:
مولوی
تا صورت و پیوند جهان بود علی بود
تا نقش زمین بود و زمان بود علی بود
هم موسی و هم عیسی و هم خضر و هم الیاس
هم صالح پیغمبر و داود علی بود
جبریل که آمد ز بر خالق بیچون
در پیش محمد شد و مقصود علی بود
این سر بشنو باز ز شمسالحق تبریز
کز نقد وجود دو جهان بود علی بود
نشاط عراقی
مرا پیر طریقت جز علی نیست
که هستی را حقیقت جز علی نیست
اساس هر دو عالم بر محبت
بود قائم، محبت جز علی نیست
علی احمد، علی موسی و عیسی
که در ادوار خلقت جز علی نیست!
■ آیین مهر؛ ایزدِ ازیادرفته
آیین مهر، ایزدی که از بامداد تا دل شب، در پگاه، نیمروز، پسین و شامگاه، همهٔ زندگی ما را پر کرده است:
بغ مهر، ایزد فروغ، ایزد روشنی، شاهچراغ، نگهبان پیمان، پشتیبان جنگیان و راستگویان و درستکاران، پیشوای عیاران، علیِ علیالهیان، یار غار، زورخانه، پهلوان و...
ایرانیان باستان مهر و ناهید را نیایش میکردند و پیرو آیین مهر یا کیش بغانی بودند.
● ناهید یا آناهیتا (اَهیت = ناپلید = بیگناه = معصومه)، ایزدِ زن، ایزد آبها.
● ایزد مهر یا بغ مهر یا میترا.
آیین زرتشت که جز «اهورامزدا» دیگر ایزدان را گمراهکننده خوانده بود، کامیاب نشد که مهر و ناهید را از مردمان بگیرد؛ ازاینرو آنها را پس از اهورامزدا جا داد.
آیین مهر آیینی سنتی است و مانند دینهای بزرگ «کتاب آسمانی» ندارد و در هر دیار با خوی مردم اخت گرفته و هماهنگ شده است.
پیروان مهر مردمانی دلیر، راستگو و درستکار بودند؛ دست افتادگان را میگرفتند و با زورمندان در ستیز بودند.
اصل جوانمردی را در سه چیز میدانستند (قابوسنامه):
«آنچه بگویی بکنی، راستی در گفتار و کردار نگاهداری، و بردباری را به کار بندی.»
و این چند بیت از حافظ شیرازی:
یاد باد آنکه نهایت نظری با ما بود
مهرهٔ مهر تو بر چهرهٔ ما پیدا بود
بجز ابروی تو مهراب دل حافظ نیست
طاعت غیر تو در مذهب ما نتوان کرد
ز دوستان تو آموخت در طریقت مهر
سپیدهدم که صبا چاک زد شعار سیاه
در آغاز این یادداشت آوردم که بهتر است «علی» از گفتار، کردار و رفتار پیروانش شناخته شود.
پیروان راستین علی مردمانی راستگو و درستکارند؛ جوانمردانی فروتن که دست افتادگان را میگیرند؛ آز ندارند و بینیازند؛ آزار نمیرسانند و با ستمگران و زورگویان میستیزند.
آیا این «علی» و پیروانش چنین هستند؟
خمینی گجستک میگفت آن علی گردن هفتصد انسان یهودی را در یک روز بریده است؛
این علی در یک روز هفتاد هزار ایرانی؟
اینان پیروان علی هستند؟
هزاران سال افسوس که این مردمان آنچنان بلایی بر سر ایران و ایرانی آوردهاند که همهچیز ایران در آن سوخت و دل فرزندان این سرزمین را میسوزاند و خواهد سوزانید.
کشتار و ویرانگریای کردند که کشتار و آتشسوزی و ویرانگریهای ددمنشان همراه تازیان، چنگیز و تیمور، در برابر آن ناچیز است.
انقلابی برپا کردند که انقلاب فرانسه و انقلاب روسیه، در سنجش با آن، پیشامدهایی آرام و زودگذر بودند.
پس از یکهزار و چهارصد سال خواب
سزد گر رخ و دیده شویی به آب
نگاهی به مرز و به کاشانه کن
تماشای بیغول و ویرانه کن
هلا ای جوانمرد گردنفراز
بیا ننگ دیرینه را چارهساز
پرستاری خاک ایران تو راست
همین سرزمین بخششی از خداست
ز اندیش و گفتار و کردار پاک
دگر باره کن خاک خود تابناک!
ادامه... آیین مهر پس از برافتادن شاهنشاهی ساسانیان و دروغهای جنگ ایران و تازیان

















