Sunday, Feb 8, 2026

صفحه نخست » دلایل، پی آمدها و واکنش درست نسبت به جنایت اخیر رژیم

enabanner.jpgاسماعیل نوری علا - خبرنامه گویا

به نظر می رسد که در شرایط فعلی سیاسی، بی راه نیست که خود بپرسیم: «در تنگنای پس از جنگ 12 روزه و کشته شدن حدود 50 تن از سران نظامی و اتمی رژیم، و پناه بردن رهبر انقلاب به سوراخ موش، و نیز در شرایط جهانی کنونی، یعنی در بحبوحهء لشگرکشی امریکا به خلیج فارس و تهدیدهای دائم روانه از هر سو برای سرنگونی حکومت، چرا رهبر جنایتکار رژیم، و البته نه تنها او، تصمیم گرفته اند دست به قتل عام مردم معترض در خیابان های ایران زده و تظاهرات فراگیر آنها را به سرعت فرو بنشانند و در پی آن غارت و تجاوز و اعدام را ادامه دهند؟ براستی سران رژیم جنایتکار از این کشتار چه سودی می برند؟»

از نظر من این اقدام دور از ذهن، که از رئیس حمهور امریکا تا طرفداران خود رژيم را حیرت زده کرد، نمی توانست تنها برای سرکوب تظاهراتی باشد که، مثل همیشه، می شد با حداقل خشونت هم برای مدتی آن را فرو نشاند. واقعیت اینکه چنین تصمیم و اقدامی اهداف چندی را تعقیب می کند که آنها را می توان بصورت زیر جمع بندی کرد:

۱. مهار روند فرو ریزی نیروهای بسیج و سپاهی

وقتی آن بخش از اپوزیسیون، که احتمال بیشتری برای مدیریت «دوران گذار» را داراست، علناً اعلام می کند که هم اکنون بخشی از نیروهای مسلح رژيم به تدریج از آن کنده شده و به دنبال مفری برای نجات خود در فردای فروپاشی رژيم هستند، رژیم هم می کوشد که این راه را با خون مردم و شریک کردن این نیروها در جنایات خویش ببندد.

تا پیش از کشتار اخیر، این وعدهء اپوزیسیون که «در فردای فروپاشی رژیم تنها کسانی به محاکمه کشیده می شوند که دست شان بخون مردم آعشته باشد» وعده ای امید برانگیز برای بخشی از نیروهای سرکوب محسوب می شده و آنها به این امید بوده اند که نکشتن و خون نریختن می تواند دلیلی بر معافیت آنان در فردای پس از فرو پاشی باشد. رژیم اما، با اجرای کشتار عمومی به دست عده ای از همین ها، این دریچهء امید را بسته و نیروهای سرکوب را یکسره در جنایات خود شریک کرده است، بطوری که در حال حاضر نیروهائی که در این جنایت بی نظیر شراکت داشته اند، بعنوان صاجبان دست های آغشته بخون مردم بی گناه، از پیش پرونده خود را نوشته می بینند و نمی توانند به معافیت آینده دل ببندند. نتیحه اینکه رهبر انقلاب اسلامی و مشاوران اش از میان این نیروها برای خود و با خون مردم یارگیری مجدد کرده اند.

۲. اقدام برای تصعیف موقعیت شاهزاده

از آنجا که شاهزاده رضا پهلوی از یکسو معافیت صاحبان دست های نیالوده از محاکمات آینده را اعلام داشته و از نیروهای مسلح خواسته بودند تا به ایشان بپیوندند و، از سوی دیگر، بر اساس سخن خود ایشان، بیش از 50 هزار نفر از این نیروها با ایشان تماس گرفته و اظهار همبستگی کرده اند، و این امر می توانست مهمترین نشانهء نفوذ شاهزاده در میان نیروهای مسلح باشد، رژيم تصمیم گرفت، با دست زدن به این کشتار، بخش مهمی از نیروهائی را که دچار تردید شده بودند، بدون اینکه خود بفهمند، آلودهء جنایات کند و تقصیر این کشتار غیر منتظره را نیز به گردن شاهزاده بیاندازد و هراسی بیافریند مبنی بر اینکه پیوستن به ایشان عواقبی بسیار دهشتناک دارد.

۳. نشان دادن ضعف و اهوجاج پرزیدنت ترامپ

همچنین، با توجه به سخنان پرزیدنت ترامپ، که دعوت کنندهء اصلی مردم ایران برای به خیابان آمدن بود، و با توجه به این سخن ناسنحیدهء او که «کمک در راه است»، و با توجه به اینکه ماهیت این «کمک» به هیچ روی روشن نبود و حتی اگر به معنی «حمله نظامی» گرفته می شد هنوز امریکائی که تجربهء عراق و افغانستان را در پشت سر دارد آماده چنین عملیاتی در خاک پهناور ایران نبود، رژیم، با نشان دادن خلف وعده و عجز آقای ترامپ در نشان دادن واکنش بلافاصله، بخود او هم نشان داد که او و نیز اپوزیسیون اصلی رژیم (یعنی شخص شاهزاده و تیم ایشان) توان بهره گیری لازم از نتایج این کشتار را دارا نیستند. نتیجه اینکه ترامپ هم از یکسو ناگزیر به مذاکره با رژیم ایرانی کش شده و از سوی دیگر اعتبارش در نزد مردم ایران مورد تردید قرار گرفته است.

۴. چه می توان کرد؟

وقتی اکثر منابعی که، در مورد پست و بلند دوران های گذار در کشورهای مختلف، مطالعات تجربی کرده اند چنین می گویند که «مهمترین شرط پیروزی مدیران گذار بر حکومت سرکوبگر وجود کانال ارتباطی حداقلی با نیروهای قهری رژیمی است که دچار فروپاشی می شود و این امر حساس‌ترین و واقعی‌ترین عامل پیروزی است»، و صراحتاً بیان می دارند که «اگر هیچ علائمی از امکان بی‌طرفی یا فرمان‌پذیری آیندهء نیروهای مسلح وجود نداشته باشد، پیروزی در دوران گذار فقط روی کاغذ می‌ماند» آنگاه اپوزیسیونی که در حال ورود به دوران گذار است باید راه حلی برای این معضل پیدا کند.

مثلاً، اگر بصورتی مستند ثابت شود که رژیم در کشتار اخیر از نیروهای نیابتی و وارداتی خود استفاده کرده است حتما باید این واقعیت را بصورت گسترده افشا کرد. حتی اگر بتوان تنها آن بخش از سپاه و بسیج و لباس شخصی را که شریرانه در کشتار شرکت کرده اند از بقیه جدا ساخت، می توان امیدوار بود که «اپوزیسیون در گیر در مصائب گذار» این وجه مهم و تجربه شدهء پیروزی در دوران گذار را (که موجب کاستن از هراس نیروهای آلوده شده به جنایات رژیم می شود) در نظر گرفته و برقرار ساختن هرچه بیشتر و ادامه دادن به داشتن کانال های ارتباطی را در اولویت قرار دهد. به نظر می رسد که این مهمترین پادزهر برای کاستن از هراس نیروهای مسلح است. بخصوص که اینگونه اقدامات نه خیانت محسوب می شود و نه سازش؛ بلکه آنها را می توان «اعمال سیاست های لازم برای گذار» دانست.

البته این گونه مطالب صرفاً جنبه راه یابی برای پیدا کردن پاسخ های لازم را دارند و، به نظر من، تا زمانی که جمعب معتبر و شورائی از جانب شاهزاده به کار و کمک در اتخاذ تاکتیک های مبارزه دعوت نشده باشد که، در عین حال، نقش صربه گیر را برای جلوگیری از خراب شدن همهء نتایج تصمیم ها بر سر شاهزاده بازی نکند، به زحمت می توان به درک درستی از فرمول بندی و وجود کنش ها و واکنش های ضروری دست یافت.



Copyright© 1998 - 2026 Gooya.com - سردبیر خبرنامه: [email protected] تبلیغات: [email protected] Cookie & Privacy Policy