از فرافکنی تا مسئولیتگریزی؛ وقتی جای جلاد و قربانی عوض میشود
خبرنامه گویا - در پی انتشار ویدئویی از مجتبی واحدی در «خبرنامه گویا» که در آن به اظهارات احمد زیدآبادی در گفتوگو با بیبیسی فارسی پرداخته شده بود، آقای زیدآبادی بار دیگر به شیوه مألوف خود به منتقدان تاخت؛ نه با پاسخ روشن به اصل موضوع، بلکه با لحنی از بالا به پایین و با این ادعا که دیگران «نمیفهمند» و او دغدغه «کاهش خونریزی» دارد.
مجتبی واحدی در نقد خود تصریح کرده بود که نسبت دادن مسئولیت کشتار معترضان به رضا پهلوی، چیزی جز فرافکنی نیست؛ انتقال بار جنایت از دوش حاکمیت مسلح به سوی کسانی که نه اسلحه در دست دارند و نه فرمان آتش صادر میکنند.
پرسش صریح او از آقای زیدآبادی این بود: تفاوت این سخنان با مواضع علی خامنهای چیست که سالهاست اعتراض را «تحریک دشمن» میخواند و معترضان را مقصر خون خود معرفی میکند؟ اگر منطق این باشد که هر دعوت به اعتراض، مسئول گلولهای است که حکومت شلیک میکند، آنگاه باید گفت در کربلا نیز این امام حسین بود که یارانش را به کشتن داد؛ منطقی که نه با عقل سازگار است و نه با اخلاق.
آقای زیدآبادی در پاسخ، منتقدان خارج از کشور را متهم کرده که «در جای امن و راحت نشستهاند» و جوانان را به خیابان فرا میخوانند و هزینه را دیگران میپردازند. این گزاره، فارغ از کلیگویی و تحقیر پنهان در آن، یک مغالطه بنیادین را بازتولید میکند: گویی مردم ایران فاقد اراده و تشخیصاند و تنها با «تهییج تریبونها» به خیابان میآیند. واقعیت اما این است که خشم انباشته، فقر، تبعیض و سرکوب سیستماتیک، موتور اعتراض است؛ نه یک پست ویدئویی یا یک مصاحبه سیاسی.
ادعای دیگر آقای زیدآبادی این است که او به دلیل «هزینههای جانکاه تحرکات خیابانی» همواره مخالف آن بوده و هدفش کاهش خونریزی است. اگر قرار باشد برای جلوگیری از خشونت، حقیقت را نیمهکاره گفت یا مسئولیت را میان قاتل و مقتول تقسیم کرد، این دیگر واقعگرایی نیست؛ نوعی تطهیر غیرمستقیم قدرت است. پس از هر کشتار، یا باید حقیقت را بیپرده نوشت، یا اصلاً ننوشت؛ اگر "شرف" داشته باشی.
در نهایت، بحث بر سر اختلاف سیاسی با رضا پهلوی یا هر چهره دیگر نیست؛ بحث بر سر اصل مسئولیت است. تاریخ در لحظههای خونین، بیطرفی را به رسمیت نمیشناسد؛ یا در سوی عدالت میایستی، یا ناخواسته در سایه ظلم قرار میگیری.
***
نوشته زیدآبادی در تلگرام
از زرنگی تا سادهلوحی!
برخی از دوستان سابق در جای امن و راحت در خارج از کشور نشستهاند و از طریق تریبونهای در اختیار، جوانان به ستوهآمدهٔ مردم را تهییج و تشویق به حضور شبانه در خیابان و رفتن در مقابل گلوله میکنند و بعد که هزاران نفر جان خود را از دست دادند، از مثل منی که به دلیل هزینههای جانکاه تحرکات خیابانی همواره مخالف آن بودهام اظهار گلایهمندی یا طلبکاری میکنند که چرا زیر بار مسئولیت این نوع حوادث نمیروم!
کار این دوستانِ قدیم، مصداق کنشگری پرریسک سیاسی از راه دور و جای امن، با هزینه از جان و زندگی دیگرانی با خطمشی متفاوت است!
این دوستان یعنی خود را اینقدر زرنگ و امثال مرا اینقدر سادهلوح به حساب آوردهاند؟
امیدوارم این نوشته مخاطب خود را پيدا کند!
احمد زیدآبادی

پاسخ یک پرستوی ولایی به سوال خبرنگار حکومتی

کشتیگیر تیم ملی، به اعدام در میدان نبوت قم محکوم شد















