حنیف حیدرنژاد- تصور کنید فردی در یک مسابقهٔ دوومیدانی شرکت میکند و در پرش سهگام حداکثر دو متر و نیم میپرد. حال اگر دیگران بگویند او هشت متر پریده، یا روزنامه یا رسانهای چنین خبر غیرواقعیای را منتشر کند، وظیفهٔ آن فرد چیست؟ آیا اگر به اخلاق، صداقت و رقابت سالم باور داشته باشد، نباید خود او نخستین کسی باشد که اعتراض کند؟
حالا اگر همان فرد، خودش خبر دروغ «هشت متر» را به رسانهای ارسال کرده باشد یا حتی برای انتشار چنین خبر دروغی پول پرداخت کند، چه؟ آیا این رفتار، فراتر از بیصداقتی و بیاخلاقی، مصداق بیپرنسیبی، «وقاحت و کلاشی» نیست؟
سازمان مجاهدین از چند هفته قبل برای روز شنبه ۷ فوریه در برلین اعلام تظاهرات کرده بود. اهمیت این تظاهرات که برای مقابله با رضا پهلوی برنامهریزی شده بود، آنقدر زیاد تلقی میشد که مریم رجوی نیز شخصاً به برلین آمد تا سخنرانی کند. این برنامه به مناسبت «پیروزی انقلاب ضدسلطنتی» و با شعار «نه شاه، نه شیخ» برگزار شد. در پلاکاردها و شعارها، بارها جملهٔ «مرگ بر ستمگر، چه شاه باشه، چه رهبر» تکرار میشد.
حکایت سازمان مجاهدین و تجمع و تظاهرات آن در هفتم فوریه در برلین، دقیقاً شبیه همان فردی است که دو متر و نیم پریده، اما به دیگران پول میدهد تا بنویسند او هشت متر پریده و حتی رکورد هم شکسته است.
در وبسایت رسمی سازمان مجاهدین آمده است: «اکسپرس لندن اعلام کرد در یک تظاهرات عظیم در دروازه براندنبورگ آلمان، بیش از ۱۰۰هزار تظاهرکننده شرکت کردند. این بزرگترین تظاهرات دموکراسیخواهی ایرانیان بود که تاکنون در خارج از ایران دیده شده است.»
اما آیا این خبر حقیقت دارد؟ آیا واقعاً ۱۰۰ هزار نفر در تظاهرات مجاهدین شرکت کرده بودند؟ آیا این تجمع، بزرگترین تظاهرات ایرانیان در خارج از کشور بوده است؟
وقتی پلیس ـ که مسئول تأمین امنیت است و بر اساس تعداد شرکتکنندگان باید نیرو و تجهیزات انتظامی تدارک ببیند ـ شمار حاضران را حدود ۱۰ هزار نفر اعلام میکند؛ وقتی خبرگزاری معتبر رویترز تعداد شرکتکنندگان را حدود ۸ هزار نفر برآورد میکند؛ و وقتی تقریباً تمام رسانههای معتبر محلی و سراسری آلمان نیز از رقمی در حدود ۱۰ هزار نفر سخن میگویند، چه نتیجهای میتوان گرفت؟
آیا سازمان مجاهدین ـ که خود بهتر از هر نهاد دیگری از واقعیت آمار شرکتکنندگان آگاه است ـ نباید به این خبر اکسیوس اعتراض میکرد؟ آنها نهتنها اعتراضی نکردند، بلکه همین خبر را در وبسایت رسمی خود نیز منتشر کردند. چنین اقدامی میتواند ناشی از نیاز شدید مجاهدین به نمایش قدرت و القای تصویری بزرگنماییشده از توان اجتماعی خود باشد.
از سوی دیگر، فیلمها و عکسهای منتشرشده در شبکههای اجتماعی بهروشنی نشان میدهد که بخش قابلتوجهی از شرکتکنندگان (حتی در همان برآورد دههزارنفری) ایرانی نبودهاند. پرسش این است که چرا مجاهدین تا این اندازه نیاز دارند خود را دارای پایگاه اجتماعی گسترده در میان ایرانیان نشان دهند؟ آیا خبرسازی یا «اجیر کردن» شرکتکننده برای تظاهرات میتواند واقعیت اجتماعی را تغییر دهد؟
حقیقت این است که سازمان مجاهدین یکی از «منفورترین» گروههای سیاسی در میان بخش بزرگی از جامعهٔ ایرانی است. آنان میکوشند با «پولپاشی، فریبکاری و جعل خبر»، واقعیت را آنگونه که آرزوی خودشان است اِلقا کنند. اما در عصر اینترنت و رسانههای اجتماعی، این روشهای استالینیستیِ متعلق به دهههای پنجاه و شصت میلادی، عملاً رنگ باخته و بیاعتبار شدهاند. نتیجهٔ چنین رفتارهایی، نه کسب مشروعیت، بلکه دامنزدن به نفرت بیشتر افکار عمومی ایران علیه خودِ این سازمان است.
مطلب مرتبط
تظاهرات مجاهدین در برلین؛ یک رسوایی بزرگ
لینک به سایر منابع:
وبسایت مجاهدین: اکسپرس لندن: بیش از ۱۰۰هزار نفر در تظاهرات عظیم ایرانیان در برلین شرکت کردن
خبر رویترز در مورد تظاهرات مجاهدین در برلین
خبر وبسیات اشپیگل در مورد تظاهرات مجاهدین در برلین
فیلم کامل تجمع و تظاهرات سازمان مجاهدین در ۷ فوریه در برلین
گزارش زنده یک روزنامه نگار آزادِ آلمانی که در یوتیوب پخش می شد. او بطور زنده تظاهرات را گزارش می کرد. در این فیلم می توان به خوبی مشاهده کرد که اکثریت شرکت کنندگان غیر ایرانی (بیشتر اوکرایینی) هستند.

















