کیهان لندن - پس از سرکوب مرگبار اعتراضات در ایران و تشدید انزوای داخلی و خارجی حکومت، معادله تقابل میان تهران، واشنگتن و تلآویو وارد مرحلهای تازه شده است. این مقاله به بررسی دیدار ترامپ و نتانیاهو، افزایش فشارهای نظامی و اقتصادی، و سناریوهای پیشرو میان «تسلیم تحت فشار» یا «حمله» میپردازد.
بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، و دونالد ترامپ، رئیسجمهوری آمریکا، چهارشنبه ۲۲ بهمن ۱۴۰۴ در واشنگتن با هم دیدار کردند.
ترامپ اندکی پس از پایان جلسه در کاخ سفید، در پستی در «تروث سوشال» نوشت: «به نتیجه قطعی نرسیدیم، جز اینکه من اصرار داشتم مذاکرات با ایران ادامه یابد تا ببینیم آیا میتوان به توافقی دست یافت یا نه؛ اگر بتوان، به نخستوزیر اطلاع دادم که این گزینه ترجیح من خواهد بود. اگر توافق نشود، باید ببینیم نتیجه چه خواهد شد.»
ترامپ افزود: «دفعه قبل ایران تصمیم گرفت که توافق نکند و با عملیات چکش نیمهشب هدف قرار گرفت، که برایشان خوب پیش نرفت... امیدواریم این بار منطقیتر و مسئولانهتر رفتار کنند.»
نتانیاهو پیش از سوار شدن به هواپیمای خود برای بازگشت به اسرائیل گفت: «پرزیدنت ترامپ معتقد است شروطی که مقرر کرده، همراه با این واقعیت که جمهوری اسلامی به اشتباه خود در نرسیدن به توافق در دفعه قبل پی برده است، میتواند جمهوری اسلامی را به پذیرش شرایطی سوق دهد که امکان دستیابی به یک توافق خوب را فراهم کند. بگذارید خیلی واضح بگویم: من تردید کلی خود درباره امکان دستیابی به هرگونه توافق با جمهوری اسلامی را پنهان نمیکنم.»
دونالد ترامپ روز پنجشنبه ۲۳ بهمن - یک روز پس از دیدار با نتانیاهو - از آمادهسازی دومین ناوهواپیمابر آمریکا برای اعزام به خاورمیانه خبر داد.
منابع خبری بینالمللی در گزارشهای خود قید کردند که دیدار ترامپ و نتانیاهو «بدون نتیجه» پایان یافت، اما برخی تحلیلگران با اشاره به گفتگوهای ترامپ و نتانیاهو پیش از «جنگ ۱۲ روزه»، این احتمال را مطرح کردند که آنها پشت درهای بسته با یکدیگر به توافق رسیده باشند.
واشنگتن پست: حکومت ایران گزینهای در اختیار ندارد
روزنامه «واشنگتن پست» به نقل از یک مقام اروپایی که با مقامات جمهوری اسلامی در تماس است نوشت: «بسیاری از مسئولان جمهوری اسلامی بر این باورند که رویارویی دیگری با ایالات متحده اجتنابناپذیر است و مذاکرات کنونی تنها میتواند اقدام نظامی آمریکا را به تعویق بیندازد.» به گفته این مقام، «آنها دیگر گزینهای در اختیار ندارند و خودشان هم این را میدانند.»
اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، در گفتگو با شبکه «فاکسنیوز» گفت حکومت ایران تنها «زبان زور» را میفهمد؛ چه در بازارهای مالی و چه در میدان نظامی. بسنت افزود: «ما در وزارت خزانهداری سیاست فشار حداکثری را اعمال کردهایم و همچنان به این کار ادامه میدهیم.»
بسنت همچنین توضیح داد که در وزارت خزانهداری چه اقداماتی برای ادامه فشار بر ایران ممکن است انجام شود: «ما در حال رصد رهبران ایران و پولهایی هستیم که آنها در سراسر جهان جابهجا میکنند، و اگر از ما خواسته شود، این پولها را برای مردم ایران بازخواهیم گرداند.»
در چنین فضایی، حکومتی که برای بقا دست به قتلعام گسترده مردم زده است، بیش از آنکه در پی «توافق» باشد، از آن بهعنوان ابزاری برای وقتکشی استفاده میکند. برای جمهوری اسلامی، کشدادن گفتگوها میتواند چند هدف همزمان را تأمین کند: کاهش احتمال حمله فوری نظامی، ایجاد شکاف میان واشنگتن و تلآویو، و انتقال این پیام به افکار عمومی جهانی که ایران همچنان در مسیر دیپلماسی حرکت میکند.
مقامهای ایرانی بهخوبی میدانند که حضور دومین ناوهواپیمابر آمریکا در منطقه، نشانه جدی بودن ترامپ در عملیکردن تهدیدات است؛ بنابراین تلاش خواهند کرد با پیشنهادهای مرحلهای، توافقهای موقت یا چارچوبهای مبهم، روند تصمیمگیری در واشنگتن را کند کنند.
خواسته ترامپ: تسلیم رژیم بدون جنگ
در سوی مقابل، استراتژی ترامپ - آنگونه که از اظهاراتش برمیآید - بر «تسلیم بدون جنگ» استوار است. کاخ سفید میکوشد ترکیبی از فشار اقتصادی فلجکننده، تهدید معتبر نظامی و گشایش محدود دیپلماتیک را به کار گیرد تا تهران را به پذیرش شروطی گستردهتر وادار کند؛ شروطی که احتمالاً فراتر از پرونده هستهای، برنامه موشکی و نقش منطقهای ایران را نیز دربرمیگیرد.
اعزام تجهیزات نظامی بیشتر به خاورمیانه، در این چارچوب، نه لزوماً مقدمه جنگ، بلکه تقویتکننده موضع مذاکرهای آمریکا تلقی میشود: پیامی روشن مبنی بر اینکه «گزینه دیگر» واقعی است.
دولتهای منطقهای همچون قطر، عمان و ترکیه با نگرانی تحولات را دنبال میکنند. این کشورها، هرچند روابط و منافع متفاوتی دارند، در یک نقطه مشترکاند: بیثباتی ناگهانی در ایران یا تغییر رژیم میتواند توازن شکننده منطقه را برهم بزند.
از نگاه برخی از این بازیگران، روی کار آمدن یک حکومت «نرمال» و کمتر تقابلی در ایران، در بلندمدت میتواند ظرفیتهای اقتصادی و ژئوپلیتیک این کشور را آزاد کند و کفه رقابتهای منطقهای را به سود تهران تغییر دهد؛ تحولی که معادلات انرژی، ترانزیت و نفوذ سیاسی را دگرگون خواهد کرد. به همین دلیل، با محوریت عمان، قطر و ترکیه، میانجیگریهای پنهان و آشکار افزایش یافته است.
نتانیاهو خواستار سرنگونی رژیم است
در این میان، اسرائیل با دیده تردید به هرگونه توافق مینگرد. نتانیاهو که تجربه توافقهای پیشین را ناکافی میداند، نگران است که مذاکرات طولانیمدت، تنها فرصت بیشتری برای پیشبرد برنامههای حساس در اختیار تهران بگذارد. از همین رو، حتی اگر واشنگتن مسیر دیپلماسی را ترجیح دهد، تلآویو ممکن است بر حفظ آمادگی نظامی و گزینه اقدام مستقل تأکید کند.
مجموع این عوامل، صحنهای پیچیده و چندلایه ترسیم میکند: ایران در پی وقتکشی و کاهش خطر حمله، آمریکا در پی وادار کردن تهران به عقبنشینی بدون ورود به جنگ، و بازیگران منطقهای در تلاش برای جلوگیری از تغییر رژیم ایران که میتواند نظم رقابتی موجود را برهم بزند.
نتیجه نهایی، بیش از هر چیز، به این بستگی دارد که آیا فشار حداکثری میتواند بدون انفجار نظامی به امتیازگیری سیاسی منجر شود، یا اینکه چرخه بیاعتمادی و محاسبات اشتباه، منطقه را به سوی رویارویی دیگری سوق خواهد داد. این همه، نسخه خلاصهشده برای خامنهای است: تسلیم مطلق یا جنگ.

حضور رضا پهلوی در کنفرانس امنیتی مونیخ
















