Saturday, Feb 14, 2026

صفحه نخست » گناه ماست که مردم امید از زمین بریده، چشم بر آسمان دوخته‌اند، ابوالفضل محققی

Abolfasl_Mohagheghi_4.jpgاین سرکوب و کشتار شدید که جامعه را در بهت برده، آیا قادر است نقطه پایانی بر اعتراضات و آمدن مجدد مردم به خیابان‌ها گردد؟ مسلماً نه! چرا که تمام عواملی که باعث گردید چنین دریایی از جمعیت به خیابان‌ها سرازیر شوند، نه‌تنها به قوت خود باقی است، بلکه این بار با شطی از خون و نفرت از حکومتی چنین بی‌رحم و مردم‌ستیز، چنان در وجود هر ایرانی به عنصر انتقام و دیدن سرنگونی این حکومت تبدیل شده که حمله آمریکا و اسرائیل را کمکی در راستای یاری‌رساندن به سرنگونی حکومتی می‌دانند که در عرض تنها دو روز، متجاوز از پنجاه هزار جوان رشید ایرانی را قلع‌وقمع کرد و نیروهای تربیت‌شده برای کشتارش در بیمارستان‌ها تیر خلاص بر مجروحان زدند و در کمال وقاحت از خانواده‌های کشته‌شدگان پول گلوله طلب کردند.

تمامی این کارهای وحشت‌انگیز رژیم در جهت ایجاد ترسی پایدار و ناامید کردن معترضان از تقابل با حکومت است. دستگاه سرکوب حکومتی تلاش می‌کند با معرفی معترضان به عنوان عوامل خارجی و درخواست‌کنندگان حمله اسرائیل و آمریکا، این سرکوب خشن خود را توجیه کند و با سوءاستفاده از موضع‌گیری نیروهای اپوزیسیون، به‌خصوص چپ‌ها و جمهوری‌خواهان که دشمنی‌شان با خاندان پهلوی کمتر از دشمنی با رژیم نیست، این سرکوب را مشروعیت بخشد و مانع از شکل‌گیری یک آلترناتیو مورد قبول مردم، به‌خصوص نسل جوان که خواست و سیمای خود را در سیمای شخص رضا پهلوی می‌بیند، بگردد.

عنادی که بیش از همه به سود تداوم حکومت موجود عمل می‌کند. مسلم است که حکومت برای دامن زدن به چنین شکافی سال‌ها سرمایه‌گذاری کرده و عناصر جهت‌دهنده خود را در بین هر دو جریان، با تکیه بر عناصر افراطی، سازماندهی نموده است.

به‌گونه‌ای که در اوج چنین فاجعه‌ای که باید بانی نزدیکی تمام جریان‌های سیاسی معتقد به مبارزه و سرنگونی جمهوری اسلامی شود، بالعکس با زیر سؤال بردن فراخوان شاهزاده رضا پهلوی، از بار جنایت رژیم کاسته و عملاً بر بی‌اعتمادی بین نیروهای سیاسی مخالف رژیم می‌افزاید؛ افزایشی که مانع از نزدیکی و اتحاد عمل در برابر رژیم سرکوب می‌گردد.

عملاً به‌جای این‌که باعث شکل‌گیری تجمع وسیع در برابر رژیم گردد، امید و یک‌دلی بین مردم ایجاد کند، بر پراکندگی دامن می‌زند و از آن‌جایی که تمام عناصری که باعث به میدان آمدن مردم گردیده بود به قوت هرچه بیشتر باقی است، مردم بار دیگر به میدان‌آمدن‌های خودجوش و غیرمتمرکز خود ادامه می‌دهند و رژیم به‌راحتی آن‌ها را سرکوب و بر ناامیدی مردم خواهد افزود.

ناامیدی از پیروزی بر این رژیم منجر به دل‌بستن بر حمله نیروی خارجی مثل آمریکا را قوت می‌بخشد؛ چرا که دیگر از این رژیم، از این نیروهای سیاسی پرمدعا و بدون عمل، تکیه‌داده بر مفروضات ذهنی خود که فارغ از بار فشار و ستمی که بر مردم می‌رود، ناآگاه از خواست، تفکر و نوع نگاه نسل جوان امروز که نگاهی متفاوت از آن‌ها به زندگی، زیبایی‌شناسی و آزادی‌های فردی دارد و از همین رو در بسیاری جهات آن‌ها را به جریان پهلوی نزدیک‌تر می‌سازد، بی‌خبر است، مرتب بر این نوع نگاه آن‌ها حمله می‌کند؛ طوری که به میدان آمدن و جان بر سر عقیده نهادن آن‌ها را نیز زیر سؤال می‌برد، خسته شده است. از نیروهایی که حاضر به شکل دادن آلترناتیو واحد نیستند؛ آلترناتیوی که می‌تواند پیروزی با هزینه کم و دوران گذار مطمئن‌تر را رقم زند و مانع از شکل‌گیری خلأ سیاسی گردد. اما دریغ.

به نظر می‌رسد که آینده ایران بیش از آن‌که به اتحاد اپوزیسیون وابسته باشد، به انرژی نسل جوان و فشار بحران‌های داخلی و خارجی گره خورده است. اپوزیسیون پراکنده شاید بتواند در لحظه‌های بحرانی اندک نقشی ایفا کند، اما بعید است که به یک نیروی سازمان‌یافته و مشترک تبدیل شود. از این روست که مردم چشم امیدی به این امامزاده ندارند.

امید از زمینی که جز کشاکش گروه‌ها، بگیر و ببند، شکنجه، زندان و اعدام چیز دیگری برایشان نداشته، بریده و چشم امید به آسمان که به کمک آمده و نقطه پایان بر این رزم نابرابر بگذارد، دوخته‌اند.



Copyright© 1998 - 2026 Gooya.com - سردبیر خبرنامه: [email protected] تبلیغات: [email protected] Cookie & Privacy Policy