مدت ها بود که این طور از ته دل خوشحال نشده بودم. مشاهده ی ۲۰۰ هزار شرکت کننده در تظاهرات مونیخ مرا تکان داد. من می دانم که این دویست هزار نفر که عدد آن را پلیس مونیخ و نشریه ی معتبر «دی تسایت» آلمان اعلام کرده و مو لای درزش نمی رود و با در نظر گرفتن جمعیتی که به این سیل عظیم می پیوندد رقم نهایی اش بیشتر از این هم خواهد شد، با تحمل چه سختی هایی خود را به این راهپیمایی رسانده اند که دست شان واقعا درد نکند.
خبر این حضور،،، چنان حکومتی های نکبت را شوکه کرده که سایت «تسنیم» از شدت درد، روش تجمع با اتوبوس مجانی و ساندیس را که خودهاشان برای جمع آوری تظاهرکننده از آن استفاده می کنند به این راهپیمایان که ما می دانیم چه هزینه هایی را برای این حضور خیره کننده متحمل شده اند نسبت داده که البته باعث خنده و تفریح ما می شود و هر چه این ها بیشتر دست و پا بزنند لذت ما از خشمی که این ها دچارش می شوند فزون تر خواهد شد.

اما چرا درود من به این جمعیت عظیم؟!
چون با این تجمع شان روان کشته شدگان اعتراضات اخیر و دل خانواده های این عزیزان را شاد کردند! من هر بار که دوربین های تلویزیونی تصویر واید و زاویه باز جمعیت حاضر را نشان می داد تصویر پیکرهای جوانان نازنین مان، که در کیسه های سیاه در محوطه پزشک قانونی به فجیع ترین شکل ممکن رها شده بودند جلوی چشم ام می آمد و قدرشناسی تجمع کنندگان در مونیخ از آن ها مقداری از بار اندوه ام را کم می کرد. آن ها بیهوده و برای عملی بی هدف کشته نشده بودند. آن ها برای ایران، برای کشورشان، برای سعادت و رهایی همین مردم و مردمان از چنگال نظام آدمخوار اسلامی کشته شده بودند و نام و یادشان را در صفحات پر افتخار تاریخ سرزمین مان ثبت کرده بودند.
خوشحالی من از این قدرشناسی بود. از این بزرگداشت بی مانند.
بماند که این حضور چه ضربات نابود کننده ای به دشمنان ایران، چه آن ها که در حکومت جا خوش کرده اند چه آن ها که مثل کفتار منتظر نشسته اند تا فرصتی به دست آورند و ایران و ایرانیان را بدرند زد.
حضور این شیر شمشیر به دست که همیشه نوید طلوع خورشید را در شب های تاریک و سرد استبداد می دهد امروز در چهره ی تک تک ایرانیانی که در مونیخ گرد هم آمده بودند متجلی شد و نوید پیروزی نور بر تاریکی را به مردم داخل ایران داد.
درود بر مردم ایران. درود بر در غربت نشستگان....

رادیو زمانه چپ علیه دموکراسی!
















