ژانـپیر فیلیو، تاریخنگار فرانسوی، در تحلیلی در روزنامۀ لوموند مینویسد تشدید سرکوب در جمهوری اسلامی نه نشانه اقتدار، بلکه بازتاب بحران عمیق جانشینی در رأس قدرت است. به باور او، علی خامنهای برای مهار آیندهای نامعلوم و جلوگیری از شکاف در ساختار نظام، خشونت را به راهبردی دائمی تبدیل کرده و جامعه ایران بهای این بنبست سیاسی را با خون میپردازد
ناصر اعتمادی - رادیو بین المللی فرانسه
ژانـپیر فیلیو، تاریخنگار فرانسوی، در یادداشتی تحلیلی در روزنامۀ لوموند مینویسد : تشدید خشونت در جمهوری اسلامی بیش از آنکه نشانه اقتدار باشد، بازتاب بحرانی عمیق در رأس قدرت است، بحرانی که به مسئلۀ جانشینی علی خامنهای گره خورده است. به باور او، هرچه ابهام درباره آینده رهبری بیشتر میشود، سرکوب نیز خونینتر میگردد؛ گویی نظام برای مهار آیندهای نامعلوم، به خشونت فزاینده پناه برده است.
فیلیو مینویسد پس از هزاران قربانی سرکوب جنبش «زن، زندگی، آزادی» در پاییز ۲۰۲۲، قتلعام ژانویۀ ۲۰۲۶ نشان داد که جمهوری اسلامی وارد مرحلهای تازه از خشونت شده است. او این روند را نتیجۀ مستقیم هراس خامنهای از مسئلۀ جانشینی میداند. به گفتۀ فیلیو رهبر جمهوری اسلامی با معمایی حلناشدنی روبروست: از یکسو گزینههای محدود برای انتقال قدرت و از سوی دیگر خطر شکاف درون ساختار مذهبی و سیاسی نظام.
بهنوشتۀ فیلیو، نبود چهرهای با وزن و اعتبار لازم برای جانشینی، در کنار فاصلهگیری بخشی از روحانیت از جمهوری اسلامی، موقعیت خامنهای را بیش از پیش شکننده کرده است. در چنین شرایطی، رهبر جمهوری اسلامی بهجای گشودن مسیر اصلاح یا انتقال آرام قدرت، راه سرکوب شدیدتر را برگزیده است. این راه به باور نویسنده نه از موضع قدرت، بلکه از اضطراب ناشی از آیندهای نامعلوم و خطرناک ناشی میشود.
فیلیو مینویسد انزوای فزایندۀ خامنهای موجب شده جناحهای مختلف سپاه پاسداران از هماکنون برای دوران پس از او آماده شوند. در چنین چشماندازی، امکان شکلگیری ساختاری با چهرهای بیشتر نظامی تا مذهبی مطرح است. به اعتقاد او، رهبر جمهوری اسلامی با تشدید سرکوب و «گشودن شکافی خونین» در جامعه میکوشد همین سناریو را نیز دفن کند.
در این تحلیل، چرخهای که امروز در ایران دیده میشود - از سرکوب اعتراضهای دانشجویی تا موجهای پیاپی خشونت علیه معترضان - نه صرفاً واکنشی امنیتی، بلکه بخشی از راهبردی برای مدیریت بحران جانشینی توصیف میشود. فیلیو در نهایت نتیجه میگیرد که خشونت فزایندۀ حکومت بیش از آنکه نشانه ثبات باشد، بیانگر فرسایش تدریجی نظامی است که با مسئلۀ انتقال قدرت و آینده ساختار سیاسی خود روبرو شده است.
در بخش مرکزی تحلیل، فیلیو تأکید میکند که خامنهای اکنون در چرخهای گرفتار شده است که در آن هر موج سرکوب از موج پیشین خونینتر میشود. پس از هزاران قربانی سرکوب جنبش «زن، زندگی، آزادی» در پاییز ۲۰۲۲، کشتار ژانویۀ ۲۰۲۶ با دهها هزار کشته و زخمی نشان داد که خشونت حکومتی به راهبردی دائمی تبدیل شده است. به باور او، این شتاب بهسوی خشونت مستقیماً به هراس خامنهای از مسئلۀ جانشینی بازمیگردد.
👈مطالب بیشتر در سایت رادیو بین المللی فرانسه
خامنهای از یکسو به سناریوی انتقال قدرت به پسرش مجتبی میاندیشد، اما میداند چنین اقدامی میتواند روحانیت شیعه را بهشدت دچار شکاف کند. از سوی دیگر، هیچ آیتاللهی نیز از وزن و نفوذ لازم برای جانشینی برخوردار نیست و بسیاری از روحانیان ترجیح میدهند از جمهوری اسلامی فاصله بگیرند تا بهای بیاعتباری گستردۀ آن را بیش از این نپردازند.
در جمعبندی این تحلیل آمده است که خشونت فزایندۀ حکومت نه نشانه اقتدار، بلکه علامتی از فرسودگی و اضطراب در رأس قدرت است : نظامی که هرچه بیشتر به پایان یک چرخه تاریخی نزدیک میشود، بیشتر به ابزار سرکوب متوسل میگردد.

















