اقتدار حکومتها عمدتاً بر «مشروعیت»، «قدرت نرم» و «قدرت سخت» استوار است. هر چه مشروعیت حکومت بالاتر باشد، از قدرت نرم بیشتری برخوردار بوده و در مواجهه با بحرانها، نیاز کمتری به اعمال قدرت سخت خواهد داشت.
نظام ج ا تقریباً در دو دهه ابتدایی پس از انقلاب ۵۷، عمدتاً با تکیه بر مشروعیت ناشی از مقبولیت عمومی (به چرایی آن در اینجا کاری ندارم) و قدرت نرم برآمده از آن، افکار عمومی را هدایت میکرد، روایتهای حکومتی را برای مردم باورپذیر میکرد و مهمتر از آن، حتی بدون اعمال زور، بر ذهن و روان آحاد جامعه تسلط داشت. در آن سالها، اعمال حکمرانی ج ا بیشتر از آنکه با اعمال زور و خشونت باشد، متکی به قدرت نرم بود. مردم از ترس و هراس ناشی از همین قدرت نرم، نهتنها جسارت مخالفت با سیاستهای حکومت را نداشتند که خود را ملزم به شرکت در مراسم و مناسک حکومتی میدانستند، به انواع محدودیتهای فرهنگی و اجتماعی تن میدادند، با دخالتهای غیرموجه و غیرقانونی حکومت در زندگی خصوصی کنار میآمدند و حتی در مواجهه با یک غریبه، وانمود میکردند که پشتیبان حکومتند. زنان و دختران، در کوچه و خیابانهای خلوت و حتی در نیمههای شب نیز خود را «مجبور» به رعایت حجاب میدانستند.
با اطمینان میتوان گفت که نظام ج ا با سرکوب جنبش سبز، مشروعیت خود را از دست داد اما همچنان از قدرت نرم خود برای مدیریت جامعه استفاده میکرد؛ قدرتی که بدون پشتوانه مشروعیت، کمتر و کمتر میشد. سرکوبهای شدید سالهای ۹۶، ۹۸ و جنبش زن-زندگی-آزادی در سال ۱۴۰۱، تتمه مشروعیت نظام را به باد داد و مرجعیت را به کلی از حکومت سلب کرد. قدرت نرم حکومت به تدریج کمتر و کمتر شده و به همان سرعت، از اثرگذاری قدرت سخت هم کاسته شد، تا جایی که زنان و دختران، نهتنها در خیابانها که حتی در مراسم حکومتی، بدون ترس از حکومت، حجاب اجباری را به سخره گرفتند.
قیام دیماه اما یک نقطه عطف بود. نظام ولایی با اعمال وحشیانه قدرت سخت خود و قتل عام مردم، قدرت نرم را به طور کامل به مردم باخت. پس از این کشتار، نه روایت حکومتی خریداری دارد و نه برای مسئولین ابهتی مانده است!
نمایش درخشان انتقال قدرت نرم از حکومت به مردم، «جشنواره» فیلم فجر بود؛ انصراف هنرمندان در این «جشنواره» تا عدم شرکت در جلسات پرسش و پاسخ و حتی عدم شرکت بازیگران برگزیده برای دریافت جوایز از رئیس جمهوری اسلامی. به نظر من اما برجستهترین جلوه «قدرت مردم» آنجا بود که عوامل حکومتی برای توجیه آن، هنرمندان را «ترسو» خطاب کردند. سؤال طلایی این است که هنرمندان از چه کسی «ترسیدند» (به زعم حکومتیان) که از شرکت در این مراسم که میبایست پرافتخارترین رویداد زندگی حرفهای آنها باشد، سر باز زدند؟ جواب روشن است، مردم!
مردم ایران، با فدا کردن هزاران جان عزیز، قدرت واقعی خود را باز یافتند و اکنون صاحب «قدرت نرم» هستند، بدون آنکه سلاحی داشته باشند، آن هم در مقابل حکومتی که فقط چند هفته قبل، با تمام قدرت سخت خود، تمامی ایران را به خاک و خون کشید.
به امید آنکه مردم هر چه زودتر بر قدرت سخت رژیم هم فائق آیند!
پاینده ایران
اسد همتی

















