Monday, Feb 16, 2026

صفحه نخست » همسویی منافع ملی امریکا و ایران مستقل پسا رژیم ولایی در چیست؟ آلن اکباتانی

Alain_Ekbatani.jpgشش محور اصلی این همسویی را ممکن و الزامی می‌سازد:

۱- دور شدن ایران از ورود به نظام مالی احتمالی بریکس، ضمن حفظ مناسبات معمول جهانی با چین و روسیه. ۲- تضمین تامین امنیت منطقه‌ای و عدم دخالت در امور داخلی کشورهای منطقه، ضمن حفظ مناسبات معمول جهانی با دولت‌های منطقه. ۳- شناسایی اسرائیل به‌عنوان یک کشور مستقل، ضمن حفظ حق شناسایی کشور فلسطین در چارچوب راه‌حل دو کشوری. ۴- کنار گذاشتن برنامه جاری هسته‌ای، ضمن حفظ حق غنی‌سازی (بر فرض اقتصادی بودن آن نسبت به خرید از بازار جهانی) در چارچوب NPT تحت نظارت کامل آژانس و پادمان. ۵- حفظ و گسترش معقول نیروی دفاعی ایران؛ اما تغییر پروژه موشکی جاری فقط در محدوده دفاعی و نه تهاجمی. ۶- برقراری رابطه کامل دیپلماتیک با امریکا و تشویق سرمایه‌گذاری شرکت‌های امریکایی در چارچوب قراردادهای برد-برد و منافع ملی دوطرف.

در این نوشتار کوتاه می‌کوشم فلسفه این همسویی و نکات شش‌گانه را بشکافم.

چرا الزامی:

ایران پس از انقلاب مردمی ۵۷ و تبدیل ناگهانی آن به انقلاب اسلامی از مسیر توسعه پایدار خارج شد و بیشترین تمرکز هزینه از درآمدهای کشور به طریق غیرقانونی و خارج از کنترل دولت، صرف گسترش ایدئولوژی اسلامی در داخل کشور، منطقه و جهان گردید. علاوه بر اینکه ردیف‌های بسیاری از بودجه دولت هم به نهادهای تبلیغاتی و بنیادهای رنگارنگ اسلامی اختصاص یافت. علاوه بر این هزینه‌های غیر لازم، معافیت مالیاتی درصد عظیمی از درآمد بنیادها، اوقاف و نهادهای خاص، درآمد دولت را به شدت کاهش داده است.

علاوه بر این محدودیت‌های مستقیم در مسیر توسعه پایدار، سیاست‌های ایدئولوژیک رژیم حاکم موجب اعمال تحریم‌های گسترده‌ای شده است که هم فروش قاچاق و پر از تخفیف نفت بخشی از درآمد ملی را هدر می‌دهد و هم فسادهای حاکم بر این شیوه دور زدن تحریم‌ها، هزینه اجرایی تجاری و صنعتی را افزایش می‌دهد.

ناشی از این سیاست‌ها، ایران از گردونه تحولات اقتصادی فزاینده و معجزه‌آسای چهار دهه اخیر جهان خارج گشته است. افزایش تقریباً سه برابری جمعیت در سایه آنچه که بیان شد، ایران را در آستانه فروپاشی اقتصادی و اجتماعی قرار داده است، در حالی که خزانه کشور خالی و توسعه حیاتی پسا رژیم ولایی (بر فرض گذار آرام و خشونت‌پرهیز) به سرمایه کلان نیازمند است.

چنین نیاز حیاتی به سرمایه، نه از طریق روسیه، نه از طرق اروپا و نه از طریق چین میسر است؛ در حالی که تفوق دلار بر جهان سرمایه و تمرکز پیشرفته‌ترین و گسترده‌ترین تکنولوژی موثر در توسعه پایدار در دست امریکا، ایران تشنه توسعه پایدار را ملزم به حل تمام موانع روابط کامل و دوستانه با امریکا می‌کند. این رابطه هیچ مانعی در روابط معقول و برد-برد با کشورهای دیگر از جمله اروپا، روسیه و چین نیست.

چرا ممکن:

این تنها ایران آینده نیست که به چنین رابطه‌ای نیاز دارد. امریکا در حل معادلات جهانی خود چه در رابطه با حفظ تفوق دلار، چه در رقابت با چین و روسیه به ایران نیاز دارد. ایران مرکز اقتدار در خاورمیانه است. تازه به قدرت رسیدگان نفتی، اگرچه از نقصان حضور ایران در عرصه امنیت منطقه‌ای نهایت بهره‌برداری را کرده‌اند و می‌کوشند تنها قدرت منطقه‌ای باشند؛ اما ضمن احترام به موقعیت آنان باید بدانند که جایگاه ایران را در تعادل منطقه‌ای نخواهند گرفت. ایران، چهارراه شرق و غرب و قلب آسیای غربی است. ایران از پایه‌گذاران تمدن بشری است و جمعیت قریب به یکصد میلیونی ایران و تحصیل‌کردگان و متخصصان و منابع ثروت آن، پتانسیل واقعاً موجود موقعیت ایران است.

از سوی دیگر، دولتمردان بلندپایه امریکا و تمام سیاستمداران بلندپایه جهان، کودتای ۲۸ مرداد و گماشتن یک متحدی وابسته به‌عنوان ژاندارم منطقه در راس حکومت استبدادی و ضد دموکراتیک را بن‌مایه پیروزی خمینی و اسلام سیاسی و وضعیت فاجعه‌بار امروز منطقه می‌دانند. این تجربه تلخ به دولتمردان فرهیخته امریکا ثابت کرده است که ایران مستقل با حکومتی دمکراتیک و متکثر که نمایندگی تمام شهروندان ایران را داشته باشد، بهتر، بیشتر و پایدارتر با منافع جهانی امریکا همسو خواهد بود.

به موارد شش‌گانه بالا در این الزام و امکان اشاره می‌کنم:

۱- ایران در موقعیت اقتصادی نظیر هند، برزیل، چین و روسیه نیست و نمی‌تواند در کنار آنان به نبرد بر سر ایجاد نظام مالی دیگری در کنار دلار بایستد. نیاز تکنولوژیک ایران به بازسازی صنایع نفت و گاز، ایجاد زیرساخت‌های توسعه پایدار و تامین سرمایه لازم و بهره‌وری از رقابت موسسات مالی دنیای آزاد و به‌خصوص امریکا، مصالح و منافع ملی را بهتر و بیشتر تامین می‌کند.

۲- استراتژی عمق راهبردی خامنه‌ای با ایجاد دشمن فرضی به نام اسرائیل و تبدیل آن به دشمن واقعی استقلال و خواهان تجزیه ایران از طریق ایجاد گروه‌های نیابتی در کشورهای منطقه، بیشترین آسیب مالی، جانی و امنیتی را برای ایران به بار آورده است. صرف‌نظر کردن از حق مسلم مردم ایران در تامین خسارت آغازکننده جنگ ایران و عراق، چندین میلیارد دلار صرف حفظ حکومت استبدادی و جنایتکار بشار اسد، میلیاردها دلار خرج تجهیز کردن و تامین مالی حزب‌الله لبنان، حشدالشعبی عراق، حوثی‌های یمن و حماس و جهاد اسلامی، و برخی نهادهای شیعی در آسیای میانه و آفریقا و آسیای دور، نه تنها منابع ایران را به باد داده است؛ بلکه زمینه‌ساز تحریم‌های بین‌المللی و امریکا نیز بوده است. ایران مستقل و مردمسالار به هیچ روی در امور داخلی کشورهای منطقه دخالت نمی‌کند و حفظ روابط دوستانه با تمام کشورهای جهان را در چارچوب مقررات جهانی سرلوحه دیپلماسی خود می‌سازد.

۳- ایران مستقل نظیر بیش از ۱۴۰ کشور جهان در چارچوب طرح دوکشوری، اسرائیل و فلسطین را به رسمیت می‌شناسد و با توجه به سابقه تاریخی با یهودیان و اعراب، یکی از بهترین گزینه‌ها برای میانجیگری و حل صلح‌آمیز مناقشات آنهاست.

۴- ایران مستقل نیازی به بمب هسته‌ای ندارد و صنعت غنی‌سازی اورانیوم برای مصارف صلح‌آمیز را پس از بررسی توجیهی اقتصادی آن، اگر هم مقرون به صرفه باشد، در چارچوب ان‌پی‌تی و پادمان و زیر نظر کامل آژانس بین‌المللی به انجام می‌رساند.

۵- ایران مستقل فقط در چارچوب دفاعی و در حد لازم برای حفاظت از تمامیت ارضی خود در جغرافیای کنونی و به رسمیت شناخته شده بین‌المللی به گسترش کیفی و کمی نیروی نظامی واحد و یکپارچه خود می‌پردازد. حفظ توان موشکی ایران متناسب با نیاز دفاعی و کنار گذاشتن هر نوع موشک تهاجمی، بنا بر نظر کارشناسان نظامی و امنیت ملی، بخشی از الزامات استقلال ایران است و نظیر همسایگان خود حق دفاع از خود را در زمین، هوا و دریا دارد.

۶- بازگشت به مناسبات مودت‌آمیز دو ملت ایران و امریکا که با خون کشیش باسکرویل در انقلاب مشروطه ایران رنگ محبت و همدلی یافت و کودتای ۲۸ مرداد بزرگترین مانع این مودت شد، اصل اول در همسویی منافع ملی دو کشور است.

ایران آینده با حفظ استقلال، آزادی و جمهوری مردمسالار، بهترین دوست امریکا در خاورمیانه خواهد بود.

آلن اکباتانی کالیفرنیا



Copyright© 1998 - 2026 Gooya.com - سردبیر خبرنامه: [email protected] تبلیغات: [email protected] Cookie & Privacy Policy