Monday, Feb 16, 2026

صفحه نخست » فراخوان رضا پهلوی و نگاهی به نتایج و دستاوردهای تظاهرات ۲۵ بهمن / ۱۴ فوریه، حنیف حیدرنژاد

Hanif_Heidarnejad.jpgروز ۲۵ بهمن ۱۴۰۴ / ۱۴ فوریه ۲۰۲۶، شهرهای زیادی در کشورهای مختلف اروپا، آسیا، اقیانوسیه و آمریکای شمالی شاهد تجمع و تظاهرات گسترده ایرانیان خارج از کشور بودند که به فراخوان رضا پهلوی پاسخ مثبت دادند. برآوردهای موجود نشان می‌دهد که فقط در شهرهای مونیخ، لندن، لس‌آنجلس، تورنتو، ونکوور و مونترال در مجموع بیش از یک میلیون ایرانی شرکت داشته اند. این یک موفقیت بزرگ است که اگر از دستاوردهای آن به‌درستی استفاده شود، می‌تواند روند پیروزی مردم ایران بر حکومت اسلامی حاکم بر کشور را تسریع کرده و شانس موفقیت آن را افزایش دهد.

الف) برخی نتایج

ـ تحکیم ارتباط ایرانیان خارج با داخل کشور و اثر «روحیه‌بخشی»

ایرانیان خارج از کشور، در شرایطی که اندوهی جمعی سراسر کشور را فرا گرفته است، با تظاهرات هفته‌های اخیر ـ به‌ویژه در ۱۴ فوریه ـ به جهانیان نشان دادند که صدای مردم ایران خفه نشده، به مردم ایران و نیمه ی تن خود در داخل کشور نشان دادند هر چند دردِ غم آنها، قلبشان را پاره پاره کرده، اما ادامه صدای آنانند و نمی گذارند آتش مبارزه با ضحاک حاکم بر کشور خاموشی بگیرد. این تظاهرات گسترده می‌تواند به مردم داخل کشور روحیه بدهد، از بار غم آنان بکاهد و مانع تعمیق یأس و ناامیدی ـ که حکومت در پی گسترش آن است ـ شود.

ـ تقویت روحیه «همبستگی ملی»

حکومت اسلامی از آغاز تلاش کرده است میان مردم ایران بی‌اعتمادی ایجاد کند، تفرقه بیندازد و به آنان القا کند که تنها و ناتوان هستند و توان مقابله ندارند. در سال‌های اخیر، به‌ویژه در انقلاب «زن، زندگی، آزادی»، این تصویر به‌طور جدی دچار شکاف شد. اکنون، در داخل و خارج از کشور، بسیاری از ایرانیان به نیروی جمعی خود باور بیشتری یافته‌ و می‌دانند که با همبستگی می‌توانند تغییر ایجاد کنند. آنان در تجربه و عمل دریافته‌اند که حضور جمهوری‌خواهان، پادشاهی‌خواهان و سایر نیروهای دموکرات در کنار یکدیگر، در صورت تداوم، می‌تواند به تقویت انسجام ملی کمک کند. دیگر نیروهای سیاسی نیز در صورت تمرکز بر هدف مشترک ـ سرنگونی جمهوری اسلامی ـ می‌توانند در این چارچوب جایی برای خود بیابند.

ـ «فهم» ضرورت همبستگی

همان‌گونه که ایرانیان در داخل کشور وقتی خود را در برابر دیو خونخوار و سپاه وحشی و سرکوبگر حاکم می‌بینند، دریافته‌اند که با وجود همه اختلافات باید در کنار هم بمانند، اکنون نیز بخش بزرگی از ایرانیان خارج از کشور - در عمل و متأسفانه به بهای رنج و خون مردم در داخل کشور ـ فهمیده‌اند که کنار گذاشتن اختلافات تا زمان سرنگونی رژیم حاکم و برگزاری انتخابات آزاد و دموکراتیک ضروری است. این همگرایی بیش از آنکه در سطح رهبری سیاسی باشد، در میان بدنه جامعه شکل گرفته است؛ هرچند برخی شخصیت‌ها یا گروه‌های سیاسی هنوز با آن همراه نشده‌اند و می‌توانند به آن بپیوندند.

ـ «تثبیت» رهبری رضا پهلوی برای دوران گذار

فراخوان‌های رضا پهلوی در روزهای ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه با استقبال میلیونی مردم در داخل کشور همراه شد. حکومت، پایان خود را نزدیک دید و برای حفظ بقا، با کشتار ده‌ها هزار نفر از مردم دست به جنایتی علیه بشریت زد؛ جنایتی که هنوز همه ابعاد آن روشن نشده است. پاسخ مثبت مردم داخل کشور به این فراخوان‌، موقعیت او را به‌عنوان رهبر دوران گذار تائید کرد. اما پس از کشتار، موجی از حمله علیه او شکل گرفت. «خون‌شوها» تلاش کردند به‌جای مسئول دانستن حاکمیت و سپاه پاسداران در این کشتار، او را مسئول آن خون‌ها معرفی کنند. آنان ـ و البته شبکه‌های سایبری حکومت نیز ـ امیدوار بودند با شستن دستان خونین عاملان اصلی و انداختن «تقصیر» به گردن او، حمایت از وی را کاهش دهند. اما تظاهرات بیش از یک‌میلیونی ایرانیان خارج از کشور در ۱۴ فوریه، این سناریو را برهم زد و فراتر از تأیید، موقعیت او را به‌عنوان «رهبر دوران گذار» تثبیت کرد. دعوت از او به کنفرانس امنیتی مونیخ نیز مهر تأییدی بر این روند بود. اکنون بسیاری از سیاستمداران، رسانه‌ها و افکار عمومی جهان او را یکی از گزینه‌های جدی مورد حمایت بخش بزرگی از مردم ایران می‌دانند و می‌کوشند چشم‌انداز آینده ایران را با توجه به این واقعیت ارزیابی کنند.

ب) پیامدها

ـ افزایش مسئولیت و ضرورت پاسخ‌گویی

در سیاست، مطرح شدن یک چهره به‌عنوان گزینه احتمالی رهبری دوران گذار می‌تواند برای بازیگران بین‌المللی نوعی اطمینان ایجاد کند، اما هم‌زمان سطح انتظار و نظارت را نیز افزایش می‌دهد. از این پس، هم رضا پهلوی و هم هوادارانش با دقت بیشتری زیر نظر رسانه‌ها، پژوهشگران و افکار عمومی قرار خواهند گرفت.

در کنفرانس مطبوعاتی اخیر او در مونیخ، پرسش‌هایی درباره رفتار افراطی برخی هواداران، اتهام‌های تمامیت‌خواهی و نحوه برخورد با صداهای مخالف مطرح شد. انتظار می‌رود از این پس رسانه‌ها و خبرنگاران تحقیقی این موضوعات را با حساسیت بیشتری دنبال کنند؛ از اسناد و برنامه‌های پیشنهادی گرفته تا سابقه مشاوران یا افراد نزدیک به رضا پهلوی، فعالیت‌های رسانه‌ای، شعارها و نوع مواجهه با منتقدان.

یک نیروی سیاسی که خود را دموکراتیک می‌داند، اصولاً از نظارت رسانه‌ها استقبال می‌کند و آن را فرصتی برای شفافیت و جذب حمایت بیشتر می‌بیند. با این حال، رفتارهای افراطی دسته ای از هواداران رضا پهلوی که خود را منتسب به سامانه پادشاهی معرفی می‌کنند، می‌تواند به حساب او نوشته شده و بر تصویر عمومی او تأثیر منفی بگذارد.

ـ ضرورت تقویت فرهنگ دموکراتیک و نقش رهبری

به نظر می‌رسد برای جلوگیری از پیامدهای منفی رفتارهای افراطی، لازم است با چنین رفتارهایی ـ چه از سوی مشاوران و چه هواداران ـ برخوردی روشن، صریح و اصولی صورت گیرد. در صورت بروز تخلف، مسئولیت باید متوجه فرد یا نهاد مربوط باشد و پاسخ‌گویی شفاف انجام شود.

هدف از این رویکرد صرفاً جلوگیری از بازتاب منفی رسانه‌ای نیست، بلکه تقویت تدریجی فرهنگ دموکراتیک و افزایش اعتماد عمومی است.

در شرایطی که خشم و نارضایتی اجتماعی بالاست، واکنش‌های احساسی قابل درک است، اما مدیریت این وضعیت نیازمند سازوکارهای نهادی، آموزش و زمان است. با توجه به اعتبار و نفوذ اجتماعی رضا پهلوی در میان بخش بزرگی از جامعه، او می‌تواند نقشی مؤثر در هدایت این روند ایفا کند. با این حال، حل ریشه‌ای چنین مسائل فرهنگی، نیازمند نهادسازی و تلاش بلندمدت است.

تقویت سازماندهی، تشکیلات و نهادسازی

سال‌هاست که ایرانیان خارج از کشور در گروه‌های کوچک و پراکنده فعالیت می‌کنند. در انقلاب «زن، زندگی، آزادی»، برای نخستین بار تظاهرات بسیار بزرگی از ایرانیان در نقاط مختلف جهان شکل گرفت. مهم‌ترین آن‌ها که هنوز در حافظه جمعی زنده است، تظاهرات حدود ۸۰ هزار نفری ایرانیان در برلین و تظاهرات ۱۰۰ هزار نفری در تورنتو بود.

پس از کشتار تظاهرکنندگان در داخل کشور ـ به‌ویژه در شش هفته گذشته ـ ایرانیان خارج از کشور بار دیگر در ابعاد بسیار گسترده در شهرهای مختلف جهان به خیابان آمدند و تظاهرات ۱۴ فوریه نقطه اوج این موج بود. بسیاری از شرکت‌کنندگان در تجمع‌های بزرگ مونیخ، تورنتو و لس‌آنجلس از کشورهای دیگر یا شهرهای بسیار دور خود را رسانده بودند؛ برخی بیش از ۲۰ ساعت در راه بودند، اما با وجود خستگی، پرنشاط و پرانرژی حضور یافتند تا همبستگی خود با مردم داخل را به گوش جهان برسانند.

مبارزه با جمهوری اسلامی در مرحله پایانی خود به سازماندهی هرچه قوی‌تر نیاز دارد. تجمعاتی در این ابعاد، موقعیتی منحصربه‌فرد ایجاد می‌کند تا از انرژی و انگیزه داوطلبانی که دغدغه کرامت انسانی و آزادی ایران را دارند بهره گرفته شود. این فرصت می‌تواند زمینه آشنایی بیشتر، ایجاد شبکه‌های همکاری، تأسیس گروه‌ها و انجمن‌های جدید و تقویت کار جمعی و فرهنگ دموکراتیک را فراهم آورد.



Copyright© 1998 - 2026 Gooya.com - سردبیر خبرنامه: [email protected] تبلیغات: [email protected] Cookie & Privacy Policy