خبرنامه گویا
خیزش جوانان برومند ایران در دیماه امسال تاریخ کشور ما را وارد دورهی نوینی کرده است. نشان سههزار سالهی شیر و خورشید هیچوقت با این شکوه بر فراز فلات ایران نتابیده بود که امروز در دهههای آغازین هزارهی جدید میتابد.
اگرچه هنوز تا پیروزی مسیر پر پیچ و خمی در پیش رو داریم ولی در همین چند سال اخیر جنبش نوین آزادیخواهی دستاوردهای زیادی داشته است. با فراگیر شدن شعار «اصلاحطلب اصولگرا، دیگه تمومه ماجرا» توسط دانشجویان در دیماه ۱۳۹۶ حصار بزرگِ فریبِ استمرارطلبانی که با نام «استحالهطلب» و «اصلاحطلب» و «تحولطلب» شناخته میشوند شکاف بزرگی برداشت و سرانجام به فروپاشی سدی عظیم که در برابر جنبش ملی سر بر افراشته بود انجامید. سالها استمرارطلبان به این هراس در میان «قشر خاکستری» و کسانی که تحت تاثیر دستگاه عظیم تبلیغاتی ملایان بودند، یا هنوز به آرمانهای پنجاه و هفتی وفاداری داشتند، دامن میزدند که اگر نظام اسلامی فرو بپاشد پادشاهی خواهان به قدرت خواهند رسید و این رخداد را معادل استبداد و آنارشی و سوریهای شدن کشور جلوه میدادند و تلاش میکردند تا با ایجاد این وحشت کاذب حکومت ضدبشری ملایان شیعه را همچنان سر پا نگهدارند.
دژِ تو در توی ولایت و پاسدارانِ برون مرزیِ آن
یک تحلیلگر چندی پیش نظام جمهوری اسلامی را به این صورت تعریف کرده بود که رهبری در میانه دایرهای قرار دارد و دو سه حلقهی روحانیت و سپاه و سایر ارگانها از آن محافظت میکنند. بگذارید این مثال را گسترش دهیم و نقش استمرارطلبان رنگ و وارنگ و سکولارهای خارجنشین حامی اصلاحطلبان را نیز به آن بیافزاییم.
در این سالها نظام ولایت فقیه مانند دژی بود تو در تو با حامیانی «نرمخو» در درون و بیرون نظام اسلامی که با کنش مستمر و حمایت بیدریغشان باعث شدند این اژدهای ضد میهنی نزدیک به پنجاه سال بر فلات ایران چنبره بزند و با سبعیتی خیره کننده کشور را ویران کند و سرانجام در دیماه امسال دست به کشتار بیسابقهی مردم رنجدیدهی آن بیالاید.
در دایرهی مرکزی این دژ تو در تو بیت رهبری را میبینیم که حلقهای از روحانیان شیعه آن را در میان گرفتهاند و در گدار بعد حلقهی سپاه و دستگاه امنیتی از آنها حراست میکند. در بیرون حلقهی سرکوب سامانهی دولتی قرار دارد که مانند دیوار قطوری حلقههای درونی را میپوشاند و سرتاسر آن با نقش و نگارهای تبلیغاتی و شعارهای مکتبی و نمای جمهوری تزیین شده است. استمرار طلبان حکومتی و کسانی چون پزشکیان و خاتمی و روحانی هم بخشی از همین حلقهی بیرونی هستند.
در بیرون این دیوار حصار دیگری وجود دارد، حصار اصلاح طلبان و ملیمذهبیهایی که بیرون از حکومت هستند و بخش بزرگی از آنها در خارج کشور کارشان در این چند دهه محافظت از همین نظام و کمک به بر جا ماندن آن بوده است. به گفتهی یکی از ملیمذهبیها رسالت اصلی آنها در این سالها این بوده که نقش ضربهگیر و خاکریز نظام اسلامی را بازی کنند تا کسانی که از دست نظام ولایت فقیه به تنگ میآیند و از آن می گریزند در خاکریز آنان بیافتند و به صف براندازانی که خواهان نابودی این نظام ضدبشری هستند نپیوندند. در بیرون دیوارِ اصلاح طلبان حصار دیگری وجود دارد که بوسیلهی شبکهی گستردهای از «سکولار»هایی که خواهان ماندگاری این نظام هستند بر پا شده است.
همین «سکولار»های رنگ و وارنگ هستند که از تریبونهای گوناگون و از رسانههای فارسی زبان غربی مانند بیبیسی و صدای آمریکا و رادیو فردا* و از درون اندیشکدههای گوناگون آمریکا و اروپا و از طریق غولهای رسانهای پر نفوذی چون سیانان و نیویورک تایمز و نیز از راه شبکهای از کنشگران سیاسی و فرهنگی و نشریههای محلی و شمار قابل توجهی از افراد شاغل در آکادمیا و موسسههای آموزشی غربی و لابیهای نیرومندی چون نایاک سالهای مدید به بر جا ماندن این نظام ضد ایرانی یاری رساندند.
گردهماییهای ایرانیان در شهرهای بزرگ جهان
چنانکه در ابتدا آمد یکی از هراسهای اصلی که استمرارطلبان و حامیان سکولار آنها به آن دامن میزدند بازگشت نظام پادشاهی (یا به زبان ملایان «طاغوت») و در دست گرفتن قدرت توسط آنان بود و این بازگشت را نه برای برگزاری رفراندوم همگانی برای تعیین نوع نظام آینده و (در صورت کسب رای اکثریت مردم) برای پیریزی یک نظام پادشاهی پارلمانی بلکه تلاش برای تاسیس سامانهای استبدادی میخواندند. امروز میبینیم که با فرو ریختن پیاپی پردههای فریب در دههی گذشته انرژی بزرگی آزاد شده که به تظاهرات بزرگ مونیخ انجامید که در آن دویست و پنجاه هزار نفر شرکت کردند و پرچمهای سه رنگ ایران را در دریایی خروشان از مردم به اهتزاز در آوردند. بنا بر گزارش پلیسهای محلی که در رسانهها بازتاب گستردهای داشت در هر کدام از گردهماییهای لوس آنجلس و تورنتو سیصد و پنجاه هزار نفر شرکت کردند که با احتساب بیش از صدهزار نفر در لندن و پاریس و هزاران نفر در واشنگتن و استرالیا شمار ایرانیان برون مرزی شرکت کننده در گردهماییهای «روز جهانی اقدام» را به بیش از یک میلیون نفر رسانید.
بنا بر پژوهش آلن شاندلیه این شمار دستکم یک میلیونی بین ۱۲ تا ۲۵ درصد کل ایرانیان برون مرزی را در بر میگیرد. ** در حالی که درصد شرکت کنندگان دیاسپورای کشورهای بحرانزدهی جهان در گردهماییها نیم درصد است این درصد شگفتآور از شرکت مردمی نشان میدهد که ایرانیان سرتاسر دنیا تا چه اندازه مصمم به در دست گرفتن سرنوشت خود و آغاز یک دوران نوین در تاریخ این سرزمین هستند.
ابتکار شاهزاده رضا پهلوی و فراخواندن ایرانیان به شرکت در «روز جهانی اقدام» در کنار کنفرانس مونیخ و همزمان در شهرهای مهم دیگر بزرگترین گردهمایی برونمرزیِ تاریخ ایران را در سراسر جهان رقم زد. مهاجران و تبعیدشدگان در پاسخ به فراخوان آقای رضا پهلوی در سرتاسر جهان گرد آمدند تا در وهلهی نخست دریای ایرانیانی که با فشار نظام ستمگر ملایان به خارج رانده شدهاند را با مردم ستمدیدهی درون کشور که هم اکنون کشتار بزرگی را در زندانها از سر میگذرانند پیوند بزنند و در مرحلهی دوم به آنها این پیام مهم را برسانند که تنها نیستند و پیام رنج و درد آنها را ایرانیان دیاسپورا به گوش جهانیان میرسانند.
نگاره: یکی از کهنترین نگارههای شیر و خورشید از دوران هخامنشیان که ایزدبانو آناهیتا را بر پشت شیر نشان میدهد.
نیروی بزرگِ آیندهساز
روشن است که انرژی بزرگی در درون کشور و در میان ایرانیان برون مرزی آزاد شده، انرژی عظیمی که میتواند از یکسو مردم درون کشور را به مصاف نیروی توانمند و اهریمنی سرکوب در شهرهای سرتاسر کشور ببرد و، پا به پای آن، دریایی از مردم را در بزرگترین شهرهای دنیا به حرکت در بیاورد.
این همان انرژی بزرگی است که استمرارطلبان و حامیان آنها سالهای سال کوشیدند تا آن را مهار کنند و دربند نگه دارند غافل از آنکه هر چه فروپاشی این نظام را عقبتر بیاندازند، پا به پای خشنتر شدن ساز و کار سرکوب دولتی، انرژی مردم برای مقابله با آن متراکمتر شده و روزی با نیرو و گستردگی بیشتری آزاد خواهد شد.
در این سالهایی که از تاریکترین روزهای تاریخ ایران بشمار میآیند اصلاحطلبان و چپهای محور مقاومت و ملیمذهبیها و پشتیبانان ایرانی و غربی آنها با تریبونهای بیشمار و دستگاه عظیم تبلیغاتی خود در تبلیغ به سود نظام تا حد زیادی موفق بودند. اما آنچه که آنها نمیفهمیدند این بود که از آنجا که نظام اسلامی از پایه اصلاحناپذیر است لاجرم روز به روز به خشونت بیشتری متوسل خواهد شد و کنش مستمر و تبلیغات بازدارندهی آنها تنها انفجار خشم مردم را عقب میاندازد و نمیتواند آن را برای همیشه مهار کند. در واقع طولانی شدن عمر حکومت و عقب انداختن انهدام دولت اسلامی یکی از دلایل مهم متراکم شدن این انرژی بزرگ در درون جامعه بود، نیروی فشردهای که امروز به صورت تظاهرات و گردهماییهای میلیونی در درون و بیرون کشور خود را نشان میدهد.
آن نیروهای ضدایرانی که در این سالها به تداوم نظام اسلامی کمک کردند و چنگار خود را تا درون پردیسهای دانشگاهی بزرگترین موسسههای آموزشی جهان و تا قلب اندیشکدههای پاریس و لندن و واشنگتن و تا اتاقهای خبر پرنفوذترین خبرگزاریهای جهان گستردند نمیدانستند که این تمدن بزرگ و کهنسال دختران و پسران شجاعی دارد که جان بر کف و با دستهای خالی به مصاف درندگان سرکوبگر اسلامی خواهند رفت و با از خودگذشتگی و فداکاری اکسیر سیاه اسلامیستهای امتگرا و بیوطن را خنثا خواهند کرد و عاقبت شیشهی عمر ولایت را بر سنگ خواهند کوبید.
مردمی که در پیش چشم جهانیان چنین عزم و ارادهای از خود نشان میدهند و با دادن دهها هزار کشته و زندانی از پای نمینشینند سزاوار آیندهی درخشانی هستند. ایرانی نو خشت بر خشت بر ویرانهای که امتگرایان بوجود آوردند سر بر خواهد آورد و روزی خواهد آمد که کودکان ایرانی، از هر گروه و تباری که باشند، بر روی چمنزارهای سرسبز گوشه کنار کشور با آرامش بخندند و بازی کنند و این روزهای دهشتناک تنها خاطرهای از گذشتهای باشد که رنجهای آن فراموش شده و تنها درسهای بازدارندهی آن به جا مانده باشد.
یجج
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پانوشت
* این البته به آن معنی نیست که هر کس در این سالها در یکی از این رسانهها کار کرده از حامیان نظام اسلامی بوده. افزون بر رسانههای مردمی برون مرزی، اینجا و آنجا روزنامهنگاران شریفی وجود داشتند که وظیفه و رسالت روزنامهنگاری را میشناختند و به یاری رساندن به حکومت اسلامی تن ندادند.
** پژوهش آلن شاندلیه که در یورونیوز انتشار یافت گوشزد میکند که اگر تعداد ایرانیان برون مرزی را بنا بر آمار رسمی ۴ تا ۵ میلیون نفر در نظر بگیریم یا آمار غیر رسمی ۸ میلیون نفر را بکار ببریم با یک مشارکت ۱۲ تا ۲۵ درصدی روبرو میشویم. این رقم بسیار قابل تامل است چون بنا بر پژوهش او در دیاسپورای مردم کشورهای دیگر از چین و روسیه و هند گرفته تا ونزوئلا و افغانستان و نیجریه و اتیوپی و سوریه و عراق نرخ مشارکت مردم این کشورها در گردهماییها معمولا نیم درصد است و نه بیشتر.

















