دموکراسی چیست؟ رسانه، قدرت چهارم دموکراسی؟ حقوق و تعهدات رسانهها و روزنامهنگاران
ویژه گویا نیوز
● پیشگفتار
دلیل انتخاب تیتر این یادداشت، رفتار بیادبانه، مغرضانه و برنامهریزیشده خبرنگاران بنگاه خبرپراکنی سیانان و بیبیسی با شاهزاده رضا پهلوی است (اخبار اینترنت).
این یادداشت بسیار کوتاه، فهرستوار، از باب یادآوری تقدیم میگردد (از آثار کارل پوپر «آزادی و مسئولیت روشنفکران» و «جامعه باز و دشمنان آن» بهره برده شده است).
● چه کسی باید حکومت کند؟
پرسش ساده این بوده و هست که اصول «چه کسی باید حکومت کند؟»، چه کسی/کسانی باید قدرت حکومتی را در دست داشته باشند؟ این پرسش هنوز هم ریشه بحثهای سیاسی روز است که کدام بهتر و ممکن است:
-
حکومت اشراف: حکومت چند آدم خوب و شکل زشت آن «الیگارش»
-
پادشاهی: حکومت یک انسان خوب، و شکل زشت آن استبداد - حکومت یک انسان ب
-
دموکراسی: حکومت توسط مردم، مردم بسیار، کثرت مردم (سیستم انتخاباتی نسبی ۵۰+۱ درصد)
همانطور که همه میدانیم، «دموکراسی» به معنای «حکومت مردم» یا «حاکمیت مردمی» است، در تضاد با «آریستوکراسی» (حکومت بهترین یا برجستهترین افراد) و «سلطنت» (حکومت یک فرد). اما معنای تحتاللفظی آن کمک زیادی به ما نمیکند، زیرا در هیچ کجای دنیا مردم حکومت نمیکنند: همهجا دولتها حکومت میکنند (و متأسفانه بوروکراسی، یعنی مقاماتی که پاسخگو نگه داشتنشان دشوار یا غیرممکن است، نیز همینطور است).
علاوه بر این، بریتانیا، دانمارک، نروژ و سوئد پادشاهی هستند و در عین حال نمونههای بسیار خوبی از دموکراسیها هستند؛ کاملاً برخلاف «جمهوری دموکراتیک آلمان» (آلمان شرقی سابق) که خود را دموکراسی مینامید اما متأسفانه به اشتباه چنین میگفت. واقعاً چه اهمیتی دارد؟ اساساً فقط دو شکل حکومت وجود دارد: آنهایی که در آنها میتوان «بدون خونریزی» و از طریق «رأیگیری» از شر دولت خلاص شد، و آنهایی که این امر در آنها امکانپذیر نیست. این چیزی است که اهمیت دارد، نه آنچه شما این شکل حکومت را مینامید.
معمولاً شکل اول «دموکراسی» و شکل دوم «دیکتاتوری» یا «استبداد» نامیده میشود، اما بحث بر سر کلمات (مانند جمهوری دموکراتیک یا جمهوری سوسیالیستی و غیره و یا پادشاهی/سلطنت) فایدهای ندارد. تنها نکته حیاتی، «توانایی برکناری دولت» بدون «خونریزی» است.
متأسفانه امروزه در جهان، در بسیاری از کشورهایی که در آنجاها بهاصطلاح «رأیگیری» رواج دارد، به جمهوری ابدی! تبدیل گشتهاند -- جمهوری اسلامی، چین، روسیه، بلاروس، مصر و... -- و برکناری دولت مشکل و بدون خونریزی ناممکن است.
رسانه، قدرت یا رکن چهارم دموکراسی
رسانهها (مطبوعات، تلویزیون، رادیو، روزنامهنگاری آنلاین) اغلب به عنوان «قوه چهارم» یا «ستون چهارم» شناخته میشوند، زیرا آنها بر «دولت» نظارت دارند.
سه رکن دیگر -- تفکیک قوا به معنای کلاسیک -- عبارتند از:
قوه مقننه: پارلمان
قوه مجریه: دولت و ادارات که قوانین را اجرا میکنند
قوه قضائیه: دادگاهها و قضات که بر رعایت قوانین نظارت و عدالت را اجرا میکنند
حقوق و تعهدات رسانهها به عنوان رکن چهارم در دموکراسی
رسانهها در یک دموکراسی، در کنار قوای مقننه، مجریه و قضاییه، وظیفه حیاتی نظارت و انتشار اطلاعات را طبق قوانین آن کشور بر عهده دارند. آنها شهروندان را قادر میسازند تا نظرات خود را شکل دهند و صاحبان قدرت را پاسخگو نگه دارند، بدون اینکه خودشان قدرت دولتی داشته باشند. نقش آنها توسط حقوق محافظت میشود، اما همچنین توسط تعهدات اخلاقی و قانونی محدود میشود. آزادی رسانهها با احترام به حقوق شخصی، حفاظت از آبرو و حیثیت دیگران و حق پاسخ افرادی که تحت تأثیر یک گزارش خبری قرار گرفتهاند.
این حقوق و تعهدات رسانه دارای محدودیتهایی نیز هستند، از جمله: آزادی مطبوعات زمانی پایان مییابد که با سایر قوانین، مانند انتشار سخنان نفرتپراکنانه، افترا یا تحریک به خشونت، در تضاد باشد. بنابراین «قوه چهارم» یک عامل کنترل و توازن است که خود را از طریق رعایت استانداردهای روزنامهنگاری (مانند قانون مطبوعات) مشروعیت میبخشد.
نتیجه
با استناد به مطالب فوق میتوان به عیان نتیجه گرفت که پندار، گفتار و کردار همراه با ژستهای... این خبرنگاران از دید حقوقی، بهخصوص اخلاقی، بیادبانه، مغرضانه، طرفدارانه و غیرحرفهای بوده است؛ نقدی برای نقدینهای؟
شاهزاده پهلوی صاحب هیچگونه پست و مقام دولتی و اجرایی نیست و نبوده که خانم و آقای خبرنگار دموکرات! بخواهند به عنوان قدرت چهارم دموکراسی وی را پاسخگو، کنترل و یا «سینجین» کنند! هواداران میلیونی شاهزاده را با کمال غیرحرفهای نادیده بگیرند و جعل خبرپراکنی پراکنده کنند. وانگهی مگر چند درصد مردم خود انگلیس و آمریکا موافق حکومتشان هستند؟ ۴۰ درصد؟ شاهزاده اما صد درصد... تردید بر نور خورشید نکن!
شاهزاده شخصیتی است حقوقی، آزادانه بیش از چهل سال است که مستند یک چیز را میگوید؛ میخواهم فقط به هموطنانم در ایران کمک و یاری برسانم تا «حق انتخاب آزاد» خود را زیر نظر سازمانهای بینالمللی بهدست بیاورند، همین... خب، پس چرا حسب وظیفه خبررسانی نمیکنید، چه کسانی از انتخابات آزاد در ایران به وحشت افتادهاند؟ احتمالاً بنگاههای جعل خبر انگلیس و آمریکا، به عنوان قدرت چهارم دموکراسی.
براستی این نادانان قدرتطلب که در ایران جیغ «مرگ بر شاه... دیو چو بیرون رود فرشته درآید» را میزدند، چرا بعد از ماجرا و رسیدن به هدف، تذکره انگلیسی گرفتند و راهی بارگاه دولت فخیمه فرشتگان شدند؟ بعله من هم از جیغکشان بودم... بچه موش، تپه زایید؟!
تو گویی که از زمزم باد و برگ
به گوشم رسد نغمه مرگ مرگ
از این همهمه بند دل بگسلد
همه رشته زندگی بر درد
نیوشم از این زمزمه مرگ خویش
هم آسیب ایران و روز پریش!
پاینده بماند ایران
عسگر آقا

انقلاب ملی نوین ایران، یوسف جاویدان

سازمان یا شعار؟ عباد عموزاد















