به کارگیریِ شیوه های غیرانسانی و ضد دموکراتیکِ حذف رقیبِ سیاسی، به ویژه حذف فیزیکی از ویژگی های کارِ سیاسی در ایران بوده است. نمونه ها پُر شمارند، که اگر نخواهیم راه دور برویم رفتار حذفیِ پادشاهان قاجاریه حتی نسبت به وزیرانی همچون امیر کبیر و نزدیکانی که سلاطین رقیب خود می پنداشتند، نمونه است.
چنین منش و روشی نه فقط در ساختارهای حکومتی و سیاسی، که در سطح جامعه به اشکال گوناگون وجود داشته و ادامه یافته است، که عریان ترین آن را در حکومت توتالیتر اسلامی تجربه کرده ایم. وقتی رهبران سیاسی یک جامعه حذف تا حدِ کشتار رقیب و مخالفِ سیاسی و عقیدتی کارشان باشد، جامعه و گروه های اجتماعی و سیاسی نیز تحتِ تاثیر چنین " آموزشی" مسیر حذف یکدیگر را طی خواهند کرد.
چشمۀ آلوده و گِل آلود، آبی شفاف و زلال جاری نمی کند.
امروزه هم روش و منش حذف رقیبِ سیاسی را به اشکال گوناگون، حتی در میان مجموعه جریان های فکری - سیاسی که خود را آزادیخواه و دموکراسی خواه معرفی کرده اند، شاهد هستیم. فحاشی و ترور کلامی، تهدید و قلدرمنشی، تحدید، تحریف، اتهام زنی، ترور شخصیت دست به نقدترین روش حذف رقیب و مخالف در میان طیف های فکری و سیاسی در اپوزیسیون حکومت اسلامی، به ویژه در خارج کشور است.
برخی از دلایل حذف رقیب سیاسی، به روش هایی که این روزها شاهدیم، کدامند:
1- سلطۀ فرهنگ، منش و روشِ قبیله ای، شیعی و "ایدئولوژیک"
2- حضور افکار، رفتار و شخصیت فرقه ای و فرقه گرایانه (سکتاریستی)
3- ناتوانی در اقناع رقیب و ارائه راه حل های ایجابی به جای نفی و حذفِ رقیب و مخالف سیاسی
4- رشد و گسترش افکار و رفتار تمامیت خواهانه بر بستر حس و رفتارِ خودمحوری بدخیم و خود حق پنداری
5- ضعف و فقدان فرهنگِ گفت و گو و رواداری
6- قدرت طلبی و تلاش برای بقای " قدرت" فردی و جمعی
7- رشد لمپنیسم ( لاتمداری) سیاسی
8- ناکامی های فردی و گروهی، سرخوردگی های اجتماعی و سیاسی
9- خشم ناشی شکست و تلاش برای راهیابی تخلیه و کاهش خشم
10- حسادت سیاسی و شخصی، و هویت جویانه.

همه زیر یک چتر؟ نه، به هر قیمتی، خبرنامه گویا
















