Saturday, Feb 21, 2026

صفحه نخست » تقدیم به سوگواران دی ماه، مهران رفیعی

"لاله هایی که خواهند دمید"

Mehran_Rafiei.jpg

دی ماه

با دستانِ یخزده اش

درِ خانه را کوبید

و ما

از پشت پنجره‌های دود گرفته

به خیابان نگاه کردیم.

*

خون

مثل بارانی تیره

روی شانه‌های شهر می نشست

و جوانی

در پیاده ‌رو بر زمین افتاد

بی‌آنکه نامش را کسی

تا صبح بر لب آورد.

*

ما از کنار دیوارهای سوخته گذشتیم

و صدای مادری را شنیدیم

که روسری‌ اش

بوی باروت می داد.

*

شیخِ خمیده قامت

در اتاقی گرم

دست‌هایش را به هم می‌مالید

و از ایمان و نصر سخن می‌گفت.

اما ایمان

سال‌هاست از این کوچه رفته است.

مثل پرنده‌ای

که دیگر به بام‌های دروغ برنمی‌گردد.

*

می‌گویند صبر کن

می‌گویند خدا بزرگ است

اما خدا

در چشمان دختری

که به خاک افتاد

کوچک شد.

کوچک ‌تر از گلوله‌ای

که قلبش را شکافت.

*

و ما

به سحرگاه می‌ اندیشیم

و بادی که می آید

تا این شبِ ضخیم را با خود ببرد

و به لاله هایی

که روزی

از پشت همین دیوارها

خواهند دمید.



Copyright© 1998 - 2026 Gooya.com - سردبیر خبرنامه: [email protected] تبلیغات: [email protected] Cookie & Privacy Policy