Monday, Feb 23, 2026

صفحه نخست » ایران آینده؛ سکولار یا لائیک؟ محمود زهرایی

Mahmoud_Zahraei.jpgایران در آستانه یکی از مهم‌ترین تحولات تاریخی خود قرار دارد. حکومت جمهوری اسلامی به ضعیف ترین و شکننده ترین موقعیت اجتماعی، سیاسی و اقتصادی خود در پنج دهه گذشته رسیده است و عزم جهانی برای حمایت و نگهداری این حکومت به پایین ترین میزان کاهش یافته. دیر یا زود شاهد فروپاشی این رژیم و آزادی ایران خواهیم بود. ترسیم چشم انداز آینده و بحث پیرامون آن می توند بخشی از راهبردهای مرحله گذار باشد.

جامعه‌ای که دهه‌ها تجربه حکومت ایدئولوژیک را از سر گذرانده، امروز با پرسشی بنیادین روبه‌روست: ساختار سیاسی آینده ایران باید چه نسبتی با دین داشته باشد؟ آیا صرف «سکولار بودن» کافی است یا جامعه به مدلی نزدیک‌تر به «لائیسیته» نیاز دارد؟

این پرسش دیگر صرفاً یک بحث نظری یا دانشگاهی نیست؛ بلکه به تجربه زیستی میلیون‌ها شهروند گره خورده است.

برای ورود دقیق‌تر به بحث، باید در قدم اول تفاوت میان این دو مفهوم روشن شود.

سکولاریسم به معنای جدایی نهاد دین از نهاد دولت است.

در این مدل:

- دولت دین رسمی ندارد.

- قوانین بر پایه اراده عمومی و اصول حقوقی تنظیم می‌شوند.

- آزادی اعتقاد و عبادت تضمین می‌شود.

- حضور دین در جامعه مدنی آزاد است، اما در ساختار رسمی قدرت نقشی ندارد.

در مقابل، لائیسیته، افزون بر جدایی دین و دولت، بر بی‌طرفی کامل فضای عمومی رسمی تأکید می‌کند.

در این مدل:

- نهادهای حکومتی و آموزشی از هرگونه نماد مذهبی تهی هستند.

- دولت نه‌تنها دین رسمی ندارد، بلکه در عرصه عمومی نیز از نمایش و ترویج نشانه‌های مذهبی پرهیز و حتی جلوگیری می‌کند.

- مذهب به حوزه خصوصی و مدنی محدود می‌شود.

- هیچ کس اجازه حمل و در معرض عموم قرار دادن نشانه های مذهبی را ندارد.

نمونه دولت های سکولار را در کشورهای اروپایی و آمریکا و نمونه دولت لائیک را می توان در کشور فرانسه دید.

سکولاریسیم آمریکا؛

در ایالات متحده، متمم اول قانون اساسی تأسیس دین رسمی را منع می‌کند. با این حال، حضور نمادهای مذهبی در جامعه آزاد است و حتی سیاستمداران می‌توانند باورهای شخصی خود را ابراز کنند، مشروط بر آنکه دولت در خدمت هیچ مذهب خاصی قرار نگیرد.

لائیسیته در فرانسه؛

فرانسه یکی از شاخص‌ترین نمونه‌های لائیسیته است. قانون ۱۹۰۵ این کشور جدایی کامل کلیسا و دولت را تثبیت کرد. مثلا در این کشور، آنگونه که در بریتانیا کلیسای رسمی وجود دارد، دولت هیچ کلیسایی را به رسمیت نمی شناسد. در مدارس دولتی استفاده از نمادهای مذهبی آشکار محدود است و هویت جمهوری بر پایه شهروندی غیرمذهبی تعریف می‌شود. در قانون اساسی ۱۹۵۸ فرانسه، لائیسته فقط یک قانون عادی نبود، بلکه یک اصل بنیادین هویت جمهوری شد و کشور رسما « جمهوری لائیک» اعلام گردید.

کشورهای اروپایی دارای مدل واحدی از سکولاریسم نیستند، اما با اندک تفاوت هایی بر جدایی کامل دین از دولت و سیاست تاکید دارند. مقایسه کشورهای هلند، آلمان، سوئد و بریتانیا نشان می دهد که به جز بریتانیا، دیگر کشورها دارای دین رسمی نیستند اما همه دولت ها در این کشورها در مقیاس های متفاوت به کلیساها و مراکز آموزشی و فرهنگی این کلیساها کمک مالی می کنند.

در ایران، اما بحث سکولاریسم یا لائیسیته صرفاً مقایسه میان دو مدل غربی نیست. جامعه ایران با تجربه‌ای طولانی از حکومت مبتنی بر ایدئولوژی دینی روبه‌رو بوده است؛ تجربه‌ای که برای مردم یادآور خشونت و کشتار و تجاوز و سرکوب است.

از این‌رو، برای بخش قابل توجهی از جامعه، جدایی دین از حکومت نه یک انتخاب نظری، بلکه ضرورتی تاریخی و حتی روانی تلقی می‌شود.

بنابراین در ایران آینده جدا از اصل های پذیرفته شده جهانی سکولاریسم، یعنی:

- جدایی کامل حکومت از مذهب

- تنظیم قانون بر پایه صرفا حقوق شهروندی و اراده عمومی

- عدم دخالت و حضورنهادهای مذهبی در ساختار قدرت رسمی

باید پا را فراتر گذاشت و بر پاک‌سازی فضای عمومی رسمی از نشانه‌های مذهبی، به‌ویژه در نهادهای دولتی، مدارس و دانشگاه‌ها تاکید نمود.

در هر مدلی که انتخاب شود، سکولاریسم یا لائیسیته، اصل بنیادین آزادی های فردی، همچون آزادی عقیده، آزادی عبادت و آزادی پوشش، باید حفظ و محترم شمرده شود.

اما پرسش اساسی این است که آیا این آزادی‌ها باید در همه فضاها، از جمله نهادهای رسمی دولتی، بدون محدودیت اعمال شود؟ یا آنکه دولت برای حفظ بی‌طرفی خود می‌تواند در مراکز رسمی قواعدی وضع کند؟

به عنوان مثال:

• آیا نمادهای مذهبی در ادارات دولتی می توانند مجاز باشند؟

• آیا مدارس دینی یا همان « حوزه های علمیه » مجازند همچنان به کار و فعالیت های دینی و پرورش مبلغان مذهبی ادامه دهند؟

• آیا کارمندان دولت در مقام نمایندگی حاکمیت می‌توانند با نمادهای آشکار مذهبی ظاهر شوند؟

- آیا مبلغان مذهبی یعنی آخوندها مجازند با لباس آخوندی در مجامع عمومی ظاهر شوند؟

- آیا مسلمانان اجازه دارند مراسم مذهبی خود ازجمله مراسم عاشورا و روزه داری را در خیابان ها و مراکز عمومی اجرا کنند؟

- آیا مسجدها اجازه دارند مراسم مذهبی و اذان را از بلندگوها پخش کنند؟

پاسخ به این پرسش‌ها تعیین می‌کند که ایران آینده به سکولاریسم نزدیک‌تر خواهد بود یا به لائیسیته.

بُعد روانی و اجتماعی گذار

جامعه‌ای که دهه‌ها با حکومتی ایدئولوژیک زیسته، از آن به شدت ضربه خورده و به نام خدا و پیغمبر و امامان و همه نهادهای مذهبی مورد ظلم و تجاوز و سرکوب قرار گرفته است، باید در ایران آزاد به شدت از تمام نمادهای مذهبی و در این خصوص از تمام نهادهای مذهب اسلام و به ویژه مذهب شیعه فاصله بگیرد. برای مردم اسلام زده ایران، نشانه‌ها و سمبل‌های مذهبی یادآور دوره‌ای طولانی از محدودیت، سرکوب، کشتار و رنج های شخصی و اجتماعی است. در چنین شرایطی، بی‌طرفی فضای عمومی و خالی شدن آن از نشانه های مذهبی می‌تواند بخشی از فرآیند التیام و بهبودی اجتماعی باشد.

با این حال، چالش اصلی آن است که این فاصله‌گیری به محدودسازی آزادی‌های فردی جدید منجر نشود. حکومت آینده اگر بر پایه آزادی و کرامت انسانی شکل گیرد، نباید خود به بازتولید اجبار، ولو در جهتی معکوس، تبدیل شود.

بی شک عملکرد حکومت گران اسلامی طی پنج دهه ضرباتی سنگین بر باور مذهبی قشر عظیمی از مردم وارد آورده و اعتقادات مذهبی در میان بخش بزرگی از مردم یا بطور کلی به کنار گذاشته شده و یا به باورهایی ضعیف و شکننده تبدیل شده است. اما نمی توان تصور نمود که در جامعه ای که روزی بخش بزرگی از آن اعتقادات مذهبی داشته اند، یکباره لائیک شوند و بنیان های مذهبی شکل گرفته در ضمیرشان فروکش نماید.

بر این اساس هرچند به نظر می رسد، در آینده ایران برقراری یک حکومت لائیک بر یک حکومت فقط سکولار ترجیح دارد و جامعه خواهان فاصله گرفتن از مظاهر و نشانه های مذهبی برای التیام دردهای ناشی از حاکمیت و اجرای قوانین مذهبی است، اما نباید انتظار داشت که در جامعه لائیک آیران آزاد فردا، شاهد داشتن تمام المنت های یک جامعه لائیسیته، آنگونه که در فرانسه است، و یا حتی سکولار، آنگونه که در دیگر کشورهای اروپایی است، باشیم.

گفته می شود کشورهای سکولاری نظیر هلند و سوئد عملا سکولارتر از کشور لائیسیته فرانسه هستند. به این دلیل که جوامع هلند و سوئد به مراتب کمتر از جامعه فرانسه مذهبی هستند. در نتیجه کشور هلند و سوئد به عنوان سکولارترین کشورهای دنیا، سکولارتر از کشور لائیک فرانسه هستند. این نشان دهنده این واقعیت است که میزان لائیسیته یک جامعه را تنها قوانین مدون حکومت ها تعیین نمی کند و رویکرد و یا گریزانی مردم از مذهب هم از فاکتورهای موثر و تعیین کننده در این فرایند هستند.

جمع‌بندی؛ ایران فردا چه می‌خواهد؟

به نظر می‌رسد آینده ایران، نیاز به حکومتی لائیک دارد و ناگزیر باید:

- دین را از ساختار رسمی قدرت جدا کند.

- قانون را بر پایه اراده عمومی و حقوق برابر شهروندان تنظیم کند.

- بی‌طرفی نهادهای دولتی را تضمین نماید.

- از علنی بودن نشانه های رسمی مذهب نظیر حوزه های علمیه و مراسم و سوگواری های مذهبی جلوگیری کند.

- از پوشش های مذهبی مبلغان مذهبی در فضاهای عمومی جلوگیری شود.

- از هرگونه تبلیغات مذهبی در مدارس و آموزشگاه ها و مراکز دولتی و عمومی جلوگیری شود.

- زنان در انتخاب پوشش آزادند، اما حجاب برای دختران کمتر از ۱۸ سال ممنوع اعلام شود.

- مساجد تنها مکانی برای عبادت فردی مسلمانان باشد و مراسم و تبلیغاتشان در چهاردیواری مساجد محدود شود.

اینها همه ناشی از تحلیل شرایط اجتماعی ایران و مردم ایران است و اینکه جامعه در نهایت مدل سکولار یا لائیک را برگزیند، موضوعی است که باید در یک فرآیند دموکراتیک و از طریق اراده عمومی تعیین شود. اما آنچه روشن است، حساسیت تاریخی جامعه ایران نسبت به پیوند دین و قدرت سیاسی است، حساسیتی که ریشه در تجربه‌ای عمیق و چنددهه‌ای دارد و مردم ایران هیچگاه و در هیچ شرایطی کمترین پیوند حکومت با مذهب را تحمل نحواهد کرد. انتخاب مردم ایران تنها میان سکولاریسم و لائیسیته هست و گزینه سومی به عنوان حکومت مذهبی از اساس با اصل آزادی های اجتماعی و تجربیات تاریخی در تضاد است و قابل رای گیری نیست.



Copyright© 1998 - 2026 Gooya.com - سردبیر خبرنامه: [email protected] تبلیغات: [email protected] Cookie & Privacy Policy