Monday, Mar 16, 2026

صفحه نخست » پشت پرده دشمنی جمهوری اسلامی با دبی

uae.jpgچرا تهران دبی را هدف می‌گیرد؟ چون موفقیتِ راهِ مخالف جمهوری اسلامی را نشان می‌دهد

نشریه آتلانتیک - ویرایش و ترجمه خبرنامه گویا

صبح جمعه انفجاری در مرکز مالی بین‌المللی دبی، قلب اقتصادی امارات و معادل وال‌استریت در خاورمیانه، رخ داد. پدافند امارات اعلام کرد یک پهپاد ایرانی رهگیری شده، اما بقایای آن به ساختمانی در نزدیکی برج خلیفه و کنسولگری اسرائیل برخورد کرده است. کسی کشته نشد، اما همین حادثه کافی بود تا به تصویر دبی به عنوان امن‌ترین مرکز تجارت منطقه ضربه وارد شود و سرمایه‌گذاران بار دیگر این سؤال را بپرسند که آیا می‌توان در نزدیکی جمهوری اسلامی احساس امنیت کرد.

نکته عجیب‌تر از خود حمله، واکنش برخی در خارج از امارات بود. در شبکه‌های اجتماعی و حتی رسانه‌های غربی، عده‌ای با نوعی رضایت از این که دبی هدف قرار گرفته صحبت کردند. شهری که سال‌ها نماد ثبات، فرصت اقتصادی و زندگی بدون جنگ در خاورمیانه بود، حالا برای بعضی تبدیل به هدفی شده که دیدن لرزش آن باعث خوشحالی می‌شود.

منتقدان دبی معمولاً آن را شهری مصنوعی، لوکس و وابسته به کار ارزان توصیف می‌کنند. اما این تصویر، واقعیت را پنهان می‌کند. بیشتر ساکنان امارات نه میلیاردر و اینفلوئنسر، بلکه مهاجرانی از هند، پاکستان، فیلیپین، ایران و کشورهای دیگر هستند که برای داشتن زندگی‌ای امن‌تر و باثبات‌تر به اینجا آمده‌اند. برای این افراد، دبی نماد تجمل نیست؛ نماد فرصتی است که در کشور خود نداشتند.

با شروع جنگ، اولین قربانیان همین مردم عادی هستند. کاهش سفر و نگرانی از حملات باعث شده هتل‌ها و رستوران‌ها کارکنان را مرخص کنند یا به کشورشان برگردانند. در مراکز خرید بزرگ، آشپزخانه‌هایی که قبلاً پر از نیرو بود، حالا با چند نفر اداره می‌شود. هر مغازه خلوت، یعنی درآمدی که از بین رفته و خانواده‌ای که چشم‌انتظار پول مانده است.

دبی کامل نیست. آزادی سیاسی محدود است و بسیاری از کارگران هنوز سخت کار می‌کنند. اما در دو دهه گذشته سطح زندگی بالا رفته، طبقه متوسط بزرگ‌تر شده و میلیون‌ها نفر توانسته‌اند آینده‌ای بسازند که در کشور خود غیرممکن بود. همین واقعیت ساده، بزرگ‌ترین تضاد با جمهوری اسلامی است.

امارات در آغاز جنگ تلاش کرد بی‌طرف بماند و حتی با گسترش درگیری مخالفت کرد، اما تهران اعلام کرد هر کشوری که با آمریکا و اسرائیل رابطه داشته باشد، باید هزینه بدهد. این توضیح رسمی است. اما دلیل واقعی‌تر، چیزی عمیق‌تر از سیاست و نظامی‌گری است.

دبی شهری است که مردم از تقریباً همه جای دنیا در آن زندگی می‌کنند؛ از ایرانی و عرب و آفریقایی تا روس و چینی و اروپایی. این شهر بر پایه باز بودن به جهان ساخته شده، نه بر پایه ایدئولوژی. در مقابل، جمهوری اسلامی بر کنترل، محدودیت و دشمنی با جهان بیرون بنا شده است. همین تضاد، دبی را به یک تهدید تبدیل می‌کند نه تهدید نظامی، بلکه تهدیدی از جنس مقایسه.

فاصله دبی تا بندرعباس فقط چند صد کیلومتر است، اما نتیجه دو مسیر کاملاً متفاوت است. یک طرف شهری جهانی با سرمایه‌گذاری، گردشگری و تجارت؛ طرف دیگر شهری صنعتی و خفه‌شده زیر تحریم، فساد و ایدئولوژی. این تفاوت را نمی‌توان با موشک از بین برد، اما می‌توان از دیدن آن عصبانی شد.

به همین دلیل است که گفته می‌شود جمهوری اسلامی از دبی بدش می‌آید، چون دبی نشان می‌دهد انجام دادن برعکسِ کارهایی که حکومت ایران انجام می‌دهد، نتیجه بهتری دارد.

همان‌طور که روسیه از اوکراین ناراحت است و چین از تایوان، وجود یک الگوی موفق در کنار یک نظام بسته، خود به تنهایی یک تهدید محسوب می‌شود. و تا زمانی که این تضاد وجود دارد، حتی اگر جنگ تمام شود، دشمنی پایان نخواهد یافت.



Copyright© 1998 - 2026 Gooya.com - سردبیر خبرنامه: [email protected] تبلیغات: [email protected] Cookie & Privacy Policy