رضا پهلوی در حالی بر اساس صدای خیابان در داخل و خارج به عنوان ممکنترین گزینه کنونی برای رهبری گذار مطرح است که طی چند دهه گذشته درمورد عدم سهمخواهی در قدرت، ورود به صحنه برای نقشآفرینی در گذار و سپردن آینده سیاسی ایران به صندوق رای، ثبات نظر قابل تحسینی داشته است و حتی بارها به طرفداران نظام پادشاهی بر نقش کنونی خود در گذار و تفکیک آن نسبت به نقش احتمالی پادشاه مشروطه نیز تاکید داشته و تذکر داده است. اقدامی اعتمادساز که به عنوان یک سرمایه ملی برای او مطرح میشود.
در عین حال با توجه به شرایط خطیر کنونی خصوصا در داخل ایران باید روی راهکارها و رویکردهایی که برای بهبود و چابکسازی امور مربوط به گذار هستند، به طور جدی و پذیرا سرمایهگذاری شود. خصوصا اینکه جمهوری اسلامی در جهت تداوم بقای خود، با نفوذ در میان همه گروههای اپوزیسیون، با تمام توان درصدد تعمیق اختلافات موجود و حتی بیش از آن، صحنهگردان تولید اختلافات کاذبی در میان آنها است که اساسا وجود خارجی نداشته و حاصل رادیکالیسم القایی و سوءتفاهم هستند. نقشه شومی که کلید اصلی خنثی کردن آن وجود گوشهای شنوا و فعال است.
در این میان یکی از بارزترین مظاهر این ایجاد اختلاف، صرف انرژی بسیار زیاد در جدا کردن جنبش زن، زندگی، آزادی از انقلاب شیر و خورشید و حتی یک گام جلوتر سعی در تقابل و ضد هم نشان دادن این دو حرکت است. این در حالی است که جنبش زن، زندگی، آزادی به گواه همگان جنبشی چشمگیر و نقطه عطفی در مبارزات مردم ایران بود که اکثریت مردم ایران بر عبور از حکومت اصلاحناپذیر اسلامی همنوا و یکدل شدند. جنبشی که برای تحقق و بالیدن آن جوانان برومندی چون یلدا آقا فضلی، نیکا شاکرمی، امیررضا رهنورد، محمد حسینی و صدها نفر دیگر بر خاک افتادند. خود شاهزاده رضا پهلوی نیز از ابتدای جنبش زن، زندگی، آزادی، در متن و از فعالان آن بودند و تلاشهای بیوقفهای در جهت تحقق خواستههای مردم در جریان آن انجام دادند. بنابراین واقعیتهای میدانی نه تنها تقابلی بین این دو حرکت در عملکرد رضا پهلوی را نشان نمیدهد که اتفاقا خبر از پیوستگی و درهمتنیدگی آن دارد.
در نگاه منصفانه، انقلاب شیر و خورشید را نیز باید در تداوم جنبش زن، زندگی، آزادی و خواستههای آن تحلیل و علتیابی کرد. همانقدر که پرچم شیر و خورشید متعلق به تمام مردم ایران است، جنبش زن، زندگی، آزادی نیز به همه مردم ایران تعلق دارد و تحت مالکیت هیچ فرد یا گروه خاصی نیست.
تأکید بر حمایت از جنبش زن، زندگی، آزادی و تجدید میثاق با اهداف آن از سوی شاهزاده، تأکید بر احترام به نمادهای این جنبش و استفاده از این نمادها در کنار نمادهای انقلاب شیر و خورشید، میتواند برای همیشه به این شایعهها پایان دهد و نظر خصوصا بخش غیرپادشاهیخواه و مستقل اپوزیسیون را که به شدت تحت بمباران خبری هستند، جلب کند و کمکی به اتحاد هرچه بیشتر باشد. عدم مرزبندی صریح و ورود روشن به این مسأله، تنها به پررنگتر شدن صداهای اختلافافکن میانجامد. در فضای غبارآلود بمباران خبری، سکوت یا عدم موضعگیری قاطع در برابر شعارهای رادیکالی که در تضاد با روح تکثرگرای جنبش زن، زندگی، آزادی است، ناخودآگاه به پای مدیریت گذار نوشته شده و شائبههایی را ایجاد میکند که تنها با ابراز شفاف و عملی مواضع، میتوان به آنها پایان داد.
پیشنهاد بعدی در مورد ترمیم چهره زنانه در انقلاب شیر و خورشید در تیم رهبری گذار است. کمبودی که با توجه به حضور گسترده زنان در خط اول مبارزه با جمهوری اسلامی از ابتدای پیدایش حکومت اسلامی تا امروز، غیرعادی به نظر میرسد. نباید از یاد برد که زنان ایران در زمانی در برابر جمهوری اسلامی و ندای دیکتاتوری و تکصدایی آن ایستادند که تمام افراد و گروههای مدعی سیاست--با ادعای استراتژیک بودن شرایط و مبارزه علیه امپریالیسم!-- تمامقد در کنار جمهوری اسلامی قرار گرفتند. زنانی که در جنبش مهسا و انقلاب شیر و خورشید هم در خط اول مبارزه حاضر بودند.
گروه مدیریت گذار میتواند با بهرهگیری از ظرفیت زنان آگاه و موفقی که در متن مبارزات سالهای اخیر بالیدهاند، چهرهای مترقیتر، اعتمادبخش و همتراز با واقعیتهای جامعه ایران (بهویژه نسل جوان و زنان) ارائه دهد. حضوری که با توجه به نقش همیشه پیشرو و نمادین شهبانو فرح پهلوی در تحولات فرهنگی، نه یک انتخاب، بلکه یک ضرورت تداومبخش برای این جریان محسوب میشود.
مسأله دیگر اینکه شاهزاده رضا پهلوی به عنوان رهبر گذار در میان حلقهای از طرفداران وفادار پادشاهیخواه قرار دارد. حضور در میان حلقهای از طرفداران وفادار، اگرچه یک سرمایه اعتمادساز و برای رهبری یک گروه سیاسی عادی است، اما برای رهبری گذار کافی نیست. ضرورت دارد که در کنار این بدنه صمیمی، لایهای از نخبگان مستقل و جریانهای موسوم به «جریان سوم» یعنی گروهی که اولویتشان صرفنظر از مدل نظام آینده، تنها تحقق یک گذار دموکراتیک و کارآمد است، در ساختار تصمیمگیری مشارکت داده شوند. این اقدام، نه تنها وجهه چندصدایی گروه مدیریت گذار را به طور عملی ثابت میکند، بلکه از افتادن در "تله تأیید جلوگیری کرده و پویایی لازم برای مواجهه با چالشهای پیچیده پیشرو را فراهم میسازد.

مشق مدارا در میانهی آشوب، م ب















