
سیدعلی آخر نشد در جنگ به کافر سر شوی
یا رَوی بر مومنانِ روسیه مِهتر شوی
روسیه حیدر ندارد حیف شد سهمت نبود
تا روی بر شیعیانِ مسکوویج حیدر شوی
رخت خود از راه دریا یا هوا آنور کشی
چندتایی شیعیانِ روس را سرور شوی
مجتبی قسمت نبود تا جایِ تو سلطان شود
قسمتت آن بود تا روحالـلَهی ابتر شوی*
مسکوویج بودی ولی قسمت نبود آنجا روی**
مدتی ساکن در آنجا با زن و همسر شوی
هیأتی در مسکو راه اندازی و هر جمعه شب
مردمان شیعه را بر دین حق رهبر شوی
یا روی در «سان بازیل» مثل توریست گشتی زنی
مدتی سهمت نشد هممجلسِ کافر شوی
سن پطرزبورغ را ندیدی، این نشد سهمت که چند
ریش بتراشی متین و با وقار و فر شوی
سهم تو از زندگی عیش فرنگستان نبود
جخ نشد تا در کرملین میهمان آخر شوی
دست نداد دیدار آخر تا روی دامن کشان
با برار، مشتی بشار، یک مدتی همپر شوی
سهم تو بازیگری از شهر تبعیدت نبود
تا روی در پشت پرده باز بازیگر شوی
میندانستی که گر روزی شوی در گیر جنگ
خود پوتین قالت گذارد، چون اسد منتر شوی؟
گر که دانستی چرا اینسان شدی بازیچهاش
ور ندانستی قضا میخواست کاینسان خر شوی!
یجج
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
* اشاره به روحالله خمینی که فرزندش احمد گریان، علیرغم تلاش و دسیسه در کنار زدن منتظری، آخر نتوانست جانشین پدرش شود.
** مسکوویج هم به معنی دوستدار مسکو هست و هم فرد ساکن مسکو.

تفاوت اسطوره و افسانه، نادر دولتشاهی

خاکسترِ جنگ؛ بسترِ تغییر، ی. صفایی















