جنگ آغاز شده است. و نه بهعنوان یک خبر عادی، بلکه مثل یک شوک عمیق که میتواند ذهن و قلب یک ملت را بلرزاند. این اتفاق درست زمانی رخ داد که هنوز مذاکرات ایران و آمریکا در ژنو با میانجیگری عمان ادامه داشت. امروز صدای انفجارها فقط در میدان جنگ شنیده نمیشود, آنها در ذهن و خاطره مردم هم طنینانداز شدهاند، و هر کسی با ترس و پرسشهایی درباره فردا روبهروست.در سیاست بینالملل، امروز خبری از ابهام نیست. از واشینگتن تا تلآویو، مواضع صریح و گاهی بیرحمانه است. ترامپ و نتانیاهو آشکارا از پایان نظام میگویند، و در خارج، شاهزاده رضا پهلوی و مریم رجوی از تغییرات بنیادین حمایت میکنند. اما واقعیت، پیچیدهتر از این مواضع قطعی است: جامعهای تقسیمشده، با ترسهای عمیق و دیدگاههای متفاوت درباره آینده.
اگر بخواهیم منطقی نگاه کنیم، حذف رهبر جمهوری اسلامی و تعدادی از اعضای خانواده و فرماندهان عالیرتبه ضربه بزرگی به رأس قدرت زده، اما فروپاشی "فوری" نظام، دستکم فعلاً، یک شایعه است. ایران هنوز یک سیستم پیچیده دارد, جامعهای که سالها تجربه تحمل بحرانهای عمیق را داشته و سرپا مانده است.
پس محتملترین سناریو چیست؟ نه سقوط ناگهانی، بلکه تضعیف تدریجی قدرت. فشار نظامی و اقتصادی میتواند رهبران را وادار کند تا خطوط قرمز خود را بازبینی کنند و مصالحههایی را بپذیرند که تا دیروز غیرقابل تصور بود. تجربه نشان داده یک نظام سیاسی میتواند برای بقا رفتار خود را تغییر دهد، اما ماهیتش همچنان باقی بماند.
در دل سیستم حکومتی ممکن است شکافهایی هم ظاهر شود. بخشی از نخبگان رژیم تلاش میکنند تغییراتی کنترلشده ایجاد کنند تا هسته اصلی نظام حفظ شود. اما تاریخ به ما میگوید که تغییرات نمادین، اغلب با تحول واقعی همراه نیستند.
همزمان، خطر واکنش سخت و بسته هم وجود دارد. قدرتی که تهدید را حس کند، ممکن است برای حفظ خود به سرکوب متوسل شود. جامعه مدنی، در چنین شرایطی، اولین جایی است که تحت فشار قرار میگیرد.
برای پرهیز از خلأ قدرت، شورای موقت رهبری تشکیل شده است؛ شامل رئیسجمهور، رئیس قوه قضائیه و یک روحانی منصوب توسط مجمع تشخیص مصلحت. هدفشان حفظ استمرار و کنترل است، اما هنوز ابهامات میانمدت پابرجاست.
در سمت دیگر، اپوزیسیون این شرایط را فرصتی تاریخی میبیند و حتی به بازسازی بنیادین نظام یا احیای نهادهای گذشته فکر میکند. اما اگر چنین تغییری هم رخ دهد، مدیریت مرحله بعدی فوقالعاده دشوار خواهد بود، حفظ انسجام، کنترل تنشهای اجتماعی و گذار از بحران، همگی چالشهای بزرگ هستند.
نکته کلیدی اما جامعه ایران است. تصویر "ملت یکپارچه" امروز بیشتر یک شعار است تا واقعیت.
بخشی از مردم جنگ را فرصتی برای آزادی میبینند، عدهای آن را نقض حاکمیت ملی میدانند و بسیاری هم با ترس و نگرانی نگاه میکنند، آگاه از اینکه که سرنوشتشان در تصمیمات دیگران و خارج از ایران شکل میگیرد. در کنار اینها، هنوز بخش قابل توجهی از مردم از نظام حمایت میکنند و آماده بسیج هستند.
این تنوع و تقسیم، هرگونه نمایندگی مطلق برای یک جریان سیاسی را غیرممکن میکند. هر برنامهای برای آینده ایران باید با این واقعیت روبهرو شود. در نبود حداقل اشتراک جمعی، خطر آنکه منازعه خارجی به درگیری داخلی تبدیل شود، بسیار بالا است.
سناریوی دیگر طولانی شدن جنگ و در گیری کشورهای عربی حوضه خلیج فارس است. اگر نبرد کوتاه نباشد و به یک درگیری منطقهای گسترده تبدیل شود، ماهیت بحران تغییر میکند. جنگ میتواند به یک ،"جنگ میهنی" تبدیل شود و بخشهایی از جامعه، حتی منتقدان، را حول دفاع از کشور متحد کند. این روند دو اثر دارد: کاهش موقت شکافهای داخلی و احیای حس ملی، اما همزمان هر گونه گذار سیاسی را بسیار دشوار میکند، به دلیل هزینههای اقتصادی، اجتماعی و انسانی جنگ طولانی.
حتی سناریوهای "هدایتشده از خارج" با واقعیت ایران همخوان نیستند. اظهارات ترامپ درباره وجود چهرههایی داخلی آماده برای آینده، نشان میدهد غرب این گزینه را بررسی میکند، اما تجربه تاریخی نشان داده مدلهای وارداتی، به ندرت در کشوری با ساختار پیچیده و حافظه تاریخی عمیق موفق هستند.
در نهایت، ایران در یکی از حساسترین گذرگاههای تاریخ معاصر خود قرار دارد. نتیجه جنگ هنوز نامعلوم است و شکل سیاسی آینده کشور در هالهای از ابهام است. در حالی که ترامپ تمایل دارد برای ثبات منطقه ،جنگ هرچه سریعتر پایان یابد تا منطقه بیثبات نشود، اسرائیل ممکن است این فرصت را مغتنم شمرده و تعادل استراتژیک منطقه را بازتعریف کند.
اما آنچه واقعاً تعیینکننده است، توانایی بازیگران داخلی،سیاسی، نهادی و اجتماعی،در مدیریت بحران با عقلانیت، مسئولیت و محدودیت است. آینده ایران بیش از آنکه در اتاقهای قدرت بینالمللی شکل بگیرد، در دل جامعه خود ایرانیان ساخته خواهد شد؛ در توانایی مردم برای تبدیل یک بحران بالقوه مخرب به یک تعادل جدید و ممکن.
مطلب قبلی...

خاکسترِ جنگ؛ بسترِ تغییر، ی. صفایی

خاکسترِ جنگ؛ بسترِ تغییر، ی. صفایی
مطلب بعدی...

لحظه سقوط، لحظه گذار، ابوالفضل محققی

لحظه سقوط، لحظه گذار، ابوالفضل محققی















