تهران در آتش و دود غرق شده است
من زهره نگاه کردن به ویدیوها و کلیپ های این ویرانگری باور نکردنی را ندارم
جرات ندارم به دنیای مجازی قدم بگذارم ؛ گویی دروازهای جهنم را برویم میگشاید
ابعاد این ویرانی ها مرا بیاد بمباران برلین در آخرین روزهای حکومت رایش سوم می اندازد
آیا چیزی از ایران باقی خواهد ماند ؟ به چه گناهی مردمانش به چنین عقوبت دردناکی گرفتار آمده اند ؟ مردمانش به کجا پناه ببرند؟
تاریخ ایران ویرانی ری و نیشابور و تبریز و اصفهان و غزنین و مرو و بغداد را به یاد دارد
در تاریخ جهانگشای جوینی خوانده ایم که پس از حمله مغولان و کشتار عام بیگناهان « شهری که صد هزار کس داشت ؛ بیش از صد کس نماند»
تاریخ «الکامل » ابن اثیر اینجا پیش روی من است که در باره پیامد یورش مغولان می نویسد :
« اگر کسی بگوید از زمان خلقت آدم تا امروز چنین مصیبتی بر بشر نرفته است سخنی به گزاف نگفته است »
.
آنچه امروز از آنهمه دود و آتش ویرانی بر ایران ما میگذرد به آتش کشیده شدن غزنین توسط علا الدین جهانسوز را به یاد میآورد ؛ آنجا که تاریخنگاران نوشتند که « شدت دود و آتش چنان بود که روز از سیاهی دود به شب میمانست ، و شب از روشنی آتش به روز»
آیا تاریخ در حال تکرار است ؟
خاکی است که رنگین شده از خون عزیزان
این ملک که «تهران» و «ری » اش نام نهادند
گیله مرد ( حسن رجب نژاد )

















