اختلاف آدمیان بر سر چیست ؟
یک جاسوس انگلیسی که در دوران امپراطوری عثمانی در اسلامبول (استانبول ، ترکیه امروزی) تحصیل، کار و زندگی می کرده در کتاب خاطرات جاسوسی خود می نویسد : " اختلاف انسانها ناشی از تمرکز ظاهری آنها بر پنج عنصر : " سرزمین، نژاد، زبان، دین و روان " مردمان می باشد. به اداره مربوطه خود در لندن توصیه می کند؛ اگر بتوانید به این اختلافات دامن بزنید، مطمئن باشید که زمینه استعمار و استثمار آنان را به سود خود فراهم آورده اید.
دیدیم که انگلیسیها با اعمال این سیاست ها توانستند بر سر زمین های هندوستان، امپراطوری عثمانی، آفریقا، عربستان، ایران، کانادا و جاهای دیگر دنیا دست اندازی کرده و هنوز هم چه بهره ها که از آنجاها نمی برند.
به یادم دارم که ملاخلخالی، جلاد معروف ایران، در صحن " ملاخانه " حکومت اسلامی ملایان در تهران فریاد می زد که " نان ما آخوند ها در دعواست " ! و با این _ دعواها و اختلافات_ که بین مردم و اقوام ایرانی و با یاری دولت فخیمه انگلیس ( بنیاد عود ؟) براه انداختند، بیش از هفتصد سال" مغز ما " ایرانیان را بیکاره و بر ما تسلط یافتند و همه چیز ایران و ایرانیان را به غارت برده و می برند.
تنوع تاریخی اقوام ایرانی در فلات ایران
بر پایه گزارش " مجله علمی سرشناس نیچر "، تازهترین " یافتههای ژنتیکی " نشان میدهد نیای هندیان، ایرانیان و اروپاییانی که به زبانی همسان سخن گفته و فرهنگ همگونی داشتهاند در سرزمین ایران و در جنوب قفقاز میزیستهاند.
گروه کپنهاگ " به سرپرستی " کریستین کریستینسن " (مکتب باستانشناسی دانمارک) نیز که در زمینه پیش از تاریخ اروپا و دوران مفرغ به دستاوردهای بزرگی دست یافته است، با رویکرد به مدارک یاد شده از مجله نیچر، از اعتبار " نظریه کورگان " (استپ) کاسته و جنوب قفقاز را خاستگاه احتمالی راز رام کردن اسب و زبانهای اروپایی میداند. در مجله اشپیگل، مصاحبهای دراین باره از وی به چاپ رسیده است:
شاخههای قومِ ایرانی در نیمههای هزارهٔ اول قبل از مسیح عبارت بودهاند از:
۱_ باختریان در باختریه (تاجیکستان و شمالشرق افغانستانِ کنونی)،
۲_ سکاهای هومنوش در سگائیه (شرقِ ازبکستانِ کنونی)،
۳_ سُغدیان در سغدیه (جنوب ازبکستان کنونی)،
۴_ خوارزمیان در خوارزمیه (شمال ازبکستان و شمالشرق ترکمنستانِ کنونی)،
۵ _ مرغزیان در مرغوه یا مرو (جنوب غرب ازبکستان و شرق ترکمنستان کنونی)،
۶_ داهه در مرکز ترکمنستان کنونی،
۷ _ هَرَیویان در هَرَیوَه یا هرات (غرب افغانستان کنونی)،
۸ _ دِرَنگِیان در درنگیانه یا سیستان (غرب افغانستان کنونی و شرق ایران کنونی)،
۹ _ مکائیان در مکائیه یا مَککُران (بلوچستانِ ایران و پاکستان کنونی)،
۱۰ _ هیرکانیان در هیرکانیا یا گرگان (جنوبغربِ ترکمنستان کنونی و شمال ایرانِ کنونی)،
۱۱ _ پَرتُوَهایان در پارتیه (شمالشرق ایران کنونی)، ۱۲ _ تپوریان در تپوریه یا تپورستان (گیلان و مازندران کنونی)،
۱۳ _ آریازَنتا در اسپدانه در مرکزِ ایرانِ کنونی،
۱۴ _ سکاهای تیز خود در الانیه یا اران (آذربایجان مستقل کنونی)،
۱۵ _ آترپاتیگان در آذربایجان ایرانِ کنونی،
۱۶ _ مادایَه در ماد (غرب ایرانِ کنونی)،
۱۷ _ کُردوخ درکردستانِ (کردوئنه) چهارپارهشده ،
۱۸ _ پارسَه در پارس و کرمانِ کنونی،
۱۹ _ انشان در لرستان و شمال خوزستان کنونی.
قبایلی نیز که در تاریخ با نامهای مانناها، لولوبیانها، گوتیانها، و کاسیها شناسانده شدهاند و در مناطق غربی ایران ساکن بودهاند تیرههایی از شاخههای قوم ایرانی بودهاند که زمانی برای خودشان اتحادیههای قبایلی و امیرنشین و شاهک ها داشتهاند، و سپس در پادشاهی مادها ادغام شدهاند.
۱۶ _ مادایَه در ماد
سر زمین ماد به عنوان نخستین دولت آریایی (حدود ۶۷۸-۵۴۹ ق.م) با مرکزیت اکباتان (همدان امروزی) بوجود آمد. مادها با غلبه بر آشوریان، قدرت یافتند و سرانجام توسط کوروش بزرگ هخامنشی سقوط کرد.
" هرودوت " یونانی، میگوید در قدیم مادها را آریایی مینامیدند. هرودوت در دفتر هفتم بند شصت و دو مینویسد: مادها در ارتش مانند پارسیان مجهز بودند. فرمانده آنها تیگران هخامنشی بود. اینها در زمان قدیم توسط همه، مردان آریایی نامیده میشدند مادها توسط شاهکنشینهای کوچک اداره میشدند؛ پادشاهی مرکزی تأسیس نشده بود و اساس چیزهایی که بعداً به دیاکو، قاضی افسانهای نسبت داده شد، هنوز وجود نداشت. هنگامی که امپراتوری آشور در سال ۶۱۲ پ.م. سقوط کرد، مادها نقش مهمی ایفا کردند.
پایان حکومت مادها نیز با وجود افسانههایی که در پیرامون کوروش وجود دارد، همچنان در تاریکی است. رویهم رفته پادشاهی ماد حکومتی ایرانی بود که در سدههای میانی هزارهٔ یکم پ.م.، از حدود ۶۷۸ پ.م. تا حدود ۵۴۹ پ.م. ابتدا صرفاً در ناحیه سکونت مادها در شمال غربی ایران و سپس بر بیشتر فلات ایران حکمرانی می کرد.
۱۷ _ کُردوخ درکردستانِ (کردوئنه) چهارپارهشده
کُردوخ
(Kardu/Kardukh/Kardu-kh)
در منابع تاریخی (از جمله گزنفون) به منطقه و مردمان جنگجوی باستانی در کوههای شمال میانرودان (حوالی تبریز، جنوب دریاچه وان و آمد/ دیاربکر) اشاره دارد. این نام اغلب با نیاکان تاریخی کردها و سرزمین کوردوئنه (Carduene) که توسط رومیان به استان تبدیل شد، مرتبط دانسته میشود.
کردها از شاخههای های اقوام ایرانی هستند.
و طبق اسناد تاریخی موجود واژه " کردستان" به عنوان یک اصطلاح جغرافیایی رسمی، نخستین بار در دوره سلجوقیان (سدههای پنجم و ششم هجری زمان سلطان سنجر؟ پیر زنی را ستمی در گرفت...دست زد و دامن سنجر گرفت... ) برای اشاره به مناطق کردنشین به کار رفت. این نام بهطور گسترده در دفاتر دیوانی و متون تاریخی، از جمله نزههالقلوب حمدالله مستوفی در قرن هشتم هجری (حدود سال ۷۴۰ ق)، ثبت و تثبیت شد. حمدالله مستوفی در کتاب نزههالقلوب از ۱۶ ولایت و قصبه نام میبرد که جزو ایالات کردستان بوده است.
هرچند واژه " کرد " در منابع اولیه اسلامی (سدههای اولیه) دیده میشود، اما ترکیب آن با «ستان» (به معنای مکان) به عنوان یک عنوان سرزمینی مشخص، در قرون وسطی (قرن ۵-۶ هجری) شکل گرفت.
۱۸ _ پارسَه در پارس و کرمانِ کنونی
پارس دارای چند معنی و مفهوم گوناگون است. پارس یکی در معنی نام قومی در فلات ایران بوده است و کاربرد دیگر آن نام ایالتی در جنوب غربی مرکز ایران و در مجاورت خلیج فارس که آن را پارسَه مینامیدند، و همچنین نام شاهنشاهی پارس که پارسیَه نام داشت تا پیش از بهکارگیری نام ایران بوده است.
مردمان پارسی یکی از اقوام آریایی هستند. قبلاً زبان این قوم زبان پارسی باستان و زبان پارسی میانه بود و هماکنون به زبان پارسی نو و گویشهای آن صحبت میکنند. از این قوم دو خاندان بزرگ هخامنشیان و ساسانیان به شاهنشاهی رسیدند. تشکیل نخستین حکومت پارس هخامنشی، این قوم سرزمینهای تحت حاکمیت خود را با نام قومی یعنی پارسَ نامیدند. از این رو هم در زبان پارسی و هم در زبانهای غربی پارس یا پارسَ در کنار کاربرد قومی خود به جنوب غربی ایران نخستین محل سکونت پارسها (Persís یا Persés) و همچنین به سرزمین شاهنشاهی هخامنشی (Persia) و حکومتهای ایرانی آینده اطلاق میشود.
حدود پانصد سال پس از سقوط امپراتوری هخامنشی، خاندان دیگری که خود را از نسل داریوش سوم و بازماندهٔ خاندان هخامنشی میشمرد، در پارس نیرو گرفت و دومین شاهنشاهی بزرگ قوم پارس را به وجود آورد. ساسان جد این سلسله در شهر استخر در معبد آناهیتا (ناهید) مقامی ارجمند داشت. پسر او پاپک با دختر یکی از امرای محلی ازدواج کرد و به وسیلهٔ کودتایی قدرت را از دست او گرفت و بعدها مؤسس سلسلهٔ ساسانی شناخته شد و جلوس او (۲۰۸ م) مبدأ تاریخ جدیدی بهشمار رفت.
در باره بر افتادن پادشاهی ساسانیان نوشته ها ی زیادی برای خوش آیند خلفای اسلامی وجود دارد. از نگارنده نیز یاد داشت کوتاهی در گویا نیوز موجود است.
نتیجه گیری
خب، نگارنده به چه منظوری بخصوص در این _ روزگار و لحظات خطرناک تاریخ ایران _ خلاصهء فهرست واری را از تاریخ پر تلاطم و افتخار آمیز اقوام ایرانی را به استناد تازهترین " یافتههای علمی/ ژنتیکی " اینجا گرد آورده است؟ فکر کردم شایسته است به یاد همه بیآورم که:
■ ما اقوام گوناگون ایرانی قرنها _ کنار هم ، دور از هم _ در سرزمین مادری مان ایران تا به امروز زیسته ایم . نیست در جهان چنین سرزمینی با اینهمه تنوع قومی و یکپارچگی، اینهمه افتخار ، فرهنگ و تمدن برای جهانیان به ارمغان آورده باشد.
هشتاد در صد " تمدن اسلامی " که در جهان از ان نام برده می شود در ایران ساخته و پرداخته شده است.
■ ما را _ با این تاریخ و تمدن و فرهنگ کهن _ با این شوریدگی و آشفتگی، آواره گی و سرگردانی چه می شود؟ ما با اینهمه انسانهای بزرگ، فرهیخته و دلیر و دانشمند که اکنون داریم چرا قادر نیستیم در سرزمین خود، نظام دلخواه خودمان را بر پا کنیم؟ مغرور، قدرت طلب...با مهر و...اما رفتار و اخلاق دموکراتی و ائتلاف کردن با هم را یاد نگرفته ایم !
شایسته است بدانیم که دموکراتی هیچ چیزی نیست جز آنکه " قدرت " را دو باره بدون
" خونریزی " بایستی به صاحبانش یعنی مردمان بر گردانیم. آیا می توانیم اینگونه رفتار کنیم؟
سر بران و راهزنان دست از کردارشان بر ندارند تا دستشان را قطع شود؟ می گوید خدا از زبان من حرف می زند و من سر همه را می زنم که...؟
ما را بجان هم انداخته اند _ همان طور که در بالا اوردم آن جاسوس انگلیسی گفته _ یا اینکه خود بر سر گرفتن قدرت و تقسیم آن به جان هم افتاده ایم؟ ما که با ماد ها، هخامنشیان، اشکانیان و ساسانیان پایه گذار " حکومت گری " در جهان بوده ایم... اکنون چرا خانه خراب ، ...حیران و انگشت بدهانیم؟ !
■ در قرن حاظر برای من ایرانی، ننگی است بزرگ و بسی شگفت انگیز که شخصی در آمریکا از سر قدرت به طور رسمی در شیپور های جهانی بدمد که من حق تعیین " رهبر " برای ایرانیان را دارم!
و... دارد خانه مان را بر سرمان خراب می کند چرا که ما...؟
از اینروست که کوشیدم با آوردن کمی از تاریخ، تمدن و فرهنگ گذشتهء خودمان را به یادتان بیاورم،...همین... با نیکدلی ...
دریغ است که ایران که ویران شود ...
پاینده بماند ایران

به کجا پناه ببریم؟ گیله مرد

میهن را فدای نفرت از حکومت نکنیم، بیژن مهر















