Thursday, Mar 12, 2026

صفحه نخست » به نظر شما راه سومی میان جنگ و وضعیت کنونی وجود دارد؟ فرامرز پارسا

parsa.jpgجنگ وقتی آغاز می‌شود، نخستین چیزی که می‌میرد حقیقت است.

در میان دود و آتش، همه از آزادی سخن می‌گویند؛ اما کسی از مردمی که زیر آوار تاریخ مانده‌اند نمی‌پرسد آزادی را چگونه می‌خواهند.

شاید روزی این جنگ‌ها تمام شود،

دودها کنار برود،

و سلاح‌ها خاموش شوند.

آن روز جهان خواهد فهمید:

ملتی که می‌خواست با رای خود سرنوشتش را بنویسد،

چرا مجبور شد داستانش را در میان آتش جنگ دیگران زندگی کند.

جنگی به نام آزادی

فرامرز پارسا

در روزهایی که سخن از جنگ میان ایران، آمریکا و اسرائیل به میان می‌آید، پرسشی اساسی در ذهن هر ایرانی شکل می‌گیرد:

این جنگ قرار است به سود چه کسی تمام شود؟

آمریکا با صدایی بلند اعلام می‌کند که برای آزادی مردم ایران وارد میدان شده است. شعاری که در ظاهر دلنشین است، اما تاریخ بارها نشان داده که قدرت‌های بزرگ کمتر جنگی را تنها برای آزادی دیگران آغاز کرده‌اند. هر جنگی در کنار شعارهای انسانی، اهداف و منافع خود را نیز پنهان می‌کند.

از سوی دیگر، بسیاری از مردم ایران سال‌هاست از حکومتی که ثروت کشور را به جای مردم در اختیار خود و بیگانگان گذاشته، خسته و زخمی‌اند. حتی اگر چاه‌های نفت و ذخایر کشور نابود شوند، برخی می‌گویند چیزی از دست نداده‌اند؛ زیرا این ثروت هرگز به سفره مردم نرسید. اما ویرانی یک سرزمین، هرگز پیروزی یک ملت نیست.

اسرائیل نیز با شعار حمایت از مردم ایران وارد این میدان شده است، اما نگرانی اصلی‌اش چیز دیگری است: ترس از دستیابی حکومت ایران به سلاح هسته‌ای؛ سلاحی که می‌تواند موجودیت اسرائیل را تهدید کند. پس حمایت از مردم ایران، در کنار آن نگرانی بزرگ قرار گرفته است.

اما پرسش اصلی همچنان بی‌پاسخ مانده است.

وقتی مردم ایران در خیابان‌ها برای آزادی برخاستند، زمانی که هنوز امید تغییر از درون جامعه زنده بود، چرا هیچ‌یک از این قدرت‌ها به یاری آن خیزش نیامدند؟

اگر در همان روزها حمایت واقعی از مردم صورت می‌گرفت، شاید امروز نیازی به جنگ، ویرانی و خونریزی نبود.

در آن زمان، ممکن بود سرنوشت کشور به دست خود مردم رقم بخورد؛

جانشینی بر پایه رأی ملت شکل بگیرد؛

و حاکمانی که به مردم ظلم کردند، در برابر همان مردم پاسخگو شوند.

اما اکنون مسیر دیگری گشوده شده است:

مسیر جنگ، ویرانی و آینده‌ای نامعلوم.

این جنگ تا کجا ادامه خواهد یافت؟

آیا ایران پس از آن به آزادی واقعی خواهد رسید؟

آیا مردم خواهند توانست با رای خود سرنوشتشان را تعیین کنند؟

پاسخ این پرسش‌ها هنوز در میان دود جنگ و صدای سلاح‌ها گم شده است.

جنگی که با نخستین انفجارش، آسمان شهرها را با دود سیاه می‌پوشاند؛

دودی که نه فقط آسمان، بلکه آینده را نیز تار می‌کند.

در صدای سلاح‌ها، صدای مادرانی گم می‌شود که نام فرزندانشان را صدا می‌زنند.

در میان آوار ساختمان‌ها، رویاهای یک نسل دفن می‌شود.

و در میان شعله‌های آتش، تاریخ یک سرزمین ورق می‌خورد؛

ورقی که بر آن به جای آزادی، بوی باروت نشسته است.

می‌گویند ویران کردن زیرساخت‌ها و نابود کردن منابع قدرت، راه آزادی را باز می‌کند.

اما آزادی، گلی نیست که در خاکستر جنگ شکوفا شود.

آزادی زمانی معنا پیدا می‌کند که از دل اراده یک ملت سر برآورد؛

وقتی مردم بتوانند بدون ترس، بدون تحمیل، و بدون صدای سلاح، سرنوشت خود را انتخاب کنند

و شاید تلخ‌ترین حقیقت این باشد که سرنوشت یک ملت، بار دیگر نه در میدان رأی مردم، بلکه در میدان جنگ قدرت‌ها رقم می‌خورد.

----------



Copyright© 1998 - 2026 Gooya.com - سردبیر خبرنامه: [email protected] تبلیغات: [email protected] Cookie & Privacy Policy