درباره مجتبی خامنهای
خامنهای وارث مجتبی میرلوحی، ملقب به نواب صفوی، بود. حالا مجتبایش آمده تا آخرین میخ را بر تابوت مرجعیت بکوبد
علیرضا نوریزاده - ایندیپندنت فارسی
وقتی پدرزن مجتبی خامنهای، غلامعلی حدادعادل، که نخستین بیانیه داماد بیهوشوگوش خود را با یاری «دکتر علی لاریجانی» و «دکتر سردار خلبان محمدباقر قالیباف» به رشته تحریر درآورد، واژگانی برمیگزیند که کاملا تعبیر «تره به...، حسنی به باباش» را معنا دهد.
من این نخستین بیانیه آدمکشی را که حداقل از سال ۱۳۸۴، وردست ابوی، فنون کشتن، توطئهگری، نامردمی، ضدملی بودن و حاکمیت ملت نقض کردن را آموخته بود، بهدفعات خواندم و دیدم که «کیفکش سید حسین نصر» بهراستی شاهکار کرده که در نخستین اعلامیه «رهبر بعدازاین»، با مهارت و امعان نظر، تاروپود او را به هم بافته و شان و جایگاهش را پرداخته است.
در حالی که کشور زیر حملات هوایی و دریایی سهمگین قرار دارد و جان و جهان ایرانخانم به لرزه درآمده، او پس از آنکه ابوی فقط در یک نبرد با ملت، ۴۰ هزار تن از زیباترین فرزندان ایرانبانو را در سه شب از هستی و آینده و فردای روشن بهار ایرانی محروم کرد، بدون پوزش و با وقاحت، استمرار شیوه ضدبشری را بشارت داده است.
البته محرر حداد است و منشی و مستشار علی آقا لاریجانی و البته کمی هم سردار دکتر محمد باقر قالیباف تا بیانیه فردی را آماده کنند که چهار روز است تلفنی رهبر و مدرس و معلم دروس سطح و شاگرد برجسته مصباح یزدی و وحید خراسانی و آملی و ماملی قلمداد میشود و از نبوغش میگویند که ۱۲۸ جلد چرندیات ملا باقر مجلسی را در سینه دارد، خواص نعلین زرد و شب جمعه را بهخوبی روان و «ان قُلت» را فوت آب است و «ضرب زید عمرا» را با لهجه غليظ استادش مصباح یزدی، در درس خارج تکرار میکند.
مطالب بیشتر در سایت ایندیپندنت فارسی
خمینی به مرجعیت زخم بسیار زد. در عصر او، مرحوم شریعتمداری به موهنترین شکل، از آدمخواری مثل ریشهری سیلی خورد. حاج آقا رضا گلپایگانی را برای گرفتن مراسم یادبود برای یاور همعهدو پیمانش، مرحوم شریعتمداری، به محاکمه نوادهاش به اتهام لواط تهدید و مجلس او را ملغی کرد. در یک تصادف ساختگی، مرحوم آقا صادق طباطبایی قمی، فرزند مرحوم حاج آقا حسن قمی، را به قتل رساند و برای پدر داغدارش پیغام فرستاد که «این هنوز از نتایج سحر است».
خدمت آقازاده بزرگ محمود (دوست و به نوعی تامینکننده بخشی از درآمد سیدعلی خامنهای) که در خارج است، هم خواهیم رسید. در لندن حاج آقا محمود با دریافت خبر مدتها سکوت کرد تا پدرش دچار مضایق بیشتر نشود.
خمینی مرحوم علامه رضا صدر را به زندان انداخت، چون در سوگ استادش، شریعتمداری، رنجنامه نوشته بود و سید محمد شیرازی را به تبعید در خانه ۵۰ متریاش محکوم کرد. مرحوم شیرازی ۱۵ سال تا زمان مرگ در این خانه بود و وقتی پسرش آقا مجتبی زیر شکنجه فلاحیان بدن سوختهاش را به حوض ویلای فلاحیان انداخت تا آتش فرونشیند، ولی فقیه دوم به شیرازی پیغام داد بروخدا را شکر کن که زندهاش گذاشتم.
خمینی با همه بیرحمی و شقاوت، حداقل ۱۰ درصد حرمت مرجعیت را حفظ کرد، ولی سید علی حسینی خامنهای فاتحه مرجعیت را یکسره خواند.
آیتالله سیستانی (و پیش از او خویی و عبدالعلی سبزواری) بهعنوان مرجع اعلا میتوانستند جلوی ترکتازیهای خامنهای را بگیرند، ولی آقازاده سیستانی دست در دست امنیتخانه مبارکه گذاشت و مانع از آن شد که مرجع اعلا حتی در برابر کشتار حداقل ۳۰ هزارتن از هموطنانش به دست سید علی، سخنی بر زبان آورد. تازه سوگوار خامنهای هم بشود و در بیانیهای که محمدرضا به اسم او صادر کرد، بگوید که «شهادت رهبر عالیقدر جمهوری اسلامی، حضرت آیتالله آقای خامنهای» را «با اندوهی عمیق»، به مردم شریف ایران و عموم مسلمانان جهان تسلیت عرض میکند.
در این بیانیه آمده که «جایگاه رفیع آن بزرگوار و نقش منحصربهفردشان در سکانداری نظام جمهوری اسلامی طی سالهای متمادی بر همگان آشکار است. بیتردید دشمنان با به شهادت رساندن ایشان و تجاوز نظامی گسترده به کشور، در پی ضربه زدن به ایران عزیزند. از ملت بزرگ این مرزوبوم انتظار میرود در این شرایط دشوار و حساس، با حفظ وحدت و انسجام ملی، اجازه ندهند متجاوزان به اهداف شوم خود دست یابند. از خداوند متعال برای آن فقید سعید، علو درجات و رضوان الهی و برای همه داغدیدگان، صبر جمیل و اجر جزیل مسئلت دارم.»
تکلیف بقیه بهاصطلاح مراجع منصوب و مراجع مقهور هم روشن است. آقای وحید خراسانی زمانی که شنید در یک سریال دینی تلویزیون قرار است شبحی از حضرت عباس پخش شود، توی سرش زد و فریادهای جگرخراش کشید و از امام زمان پوزش خواست و با عتاب با خامنهای سخن گفت، اما همین آقای ۱۰۵ ساله برای سروقامتان وطن، دخترکان و پسرکان ۱۳ ساله، نه اشکی چکاند و نه توی دهان شبیر زنجانی و جوادی و نوری همدانی زد که علیه قاتلان خامنهای حکم جهاد دادند.
البته او هم مثل بقیه آخوندهای ۱۰۰ ساله نه هوش و حواس دارد و نه معرفت تشخیص حسنات و سیئات. بنابراین قلم و دفتر او هم در دست آقازادهاش است که مثل آقازاده بقیه مراجع، مظهر فسق و فساد اخلاقی و مالی و نوکری قدرتاند.
چنانکه گفتم، خمینی به مرجعیت سنتی زخمهای سنگینی زد و زبان اوباش و هوچیهایی مثل صادق خلخالی را به زبان رایج آخوند تبدیل کرد. معروف است مرحوم حاج شیخ عبدالکریم حائری، بنیانگذار حوزه و جد مادری حسین خمینی، فرزند متمرد مصطفی و نوه پسری خمینی، شنید آخوندی در روستای جابان (همانجا که تخمهاش از جابانی کمکم شد تخمه ژاپنی)، در نزدیکی قم، شب عاشورا منبر رفت و ضمن روضهخوانی، شمربن ذیالجوشن، قاتل امام حسین، را «زنازاده» خواند.
ایشان با پسرش، علامه آقا مرتضی حائری، به جابان رفت و از آخوند پرسوجو کرد. گفتند خانه کدخدا است که تازگی فوت کرده و بیوهاش متعه حاج آقا شده است. مرحوم حائری شیخ را از خانه کدخدا بیرون کشید و گفت آمدهام تو را حد بزنم. شیخ ترسان گفت: چه کردهام؟ مرحوم حائری گفت: شمر قاتل بود، مفسد بود، اما مادری عفیفه داشت. تو مردک پنجشاهیپولی از کجا میدانی او زنازاده بود؟ مگر با مادرش نسبتی داشتی یا مثل زن کدخدا صیغهات بود؟
من از نزاهت کلام مراجع داستانهای بسیاری شنیدهام، اما امروز با سلطه ضدفرهنگ اوباشگری خمینی، کسی که هنوز از تبعید برنگشته مشغول زدن توی دهن دولت شد و ملک حسین را «ولگرد اردنی» و سادات را «نوکر زنجیری صهیونیستها» خواند و حکم قتل سلمان رشدی را صادر کرد و به دست اوباش حزبالله فتوا داد تا فیلسوف و متفکر بزرگ شیعه لبنان، استاد عامل، را در حالی که نواده سه سالهاش در بغلش بود، با فحشهای ناموسی و دفاع از خمینی وحشیانه به قتل رسانند، خیلی طبیعی است که گوینده صداوسیمای رژیم به ملت ۴۰ هزار کشتهداده در سه شب بگوید که «ننهات رو به عزات مینشونم».
خمینی وارث ملاباقر و خامنهای وارث مجتبی میرلوحی، ملقب به نواب صفوی، بود. حالا مجتبایش آمده تا آخرین میخ را بر تابوت مرجعیت بکوبد. بعد از سیستانی، فیاضی افغانستانی نوکر ولایت فقیه، یا بشیر النجفی پاکستانی جیرهخوار خزانه عامره سیدعلی مرجع اعلی خواهد شد؟ در قم که آدمی نمانده است. همه مزدورند و با دادن نامههای عام و خاص به سید مجتبای نیمهجان، دست پدری بر سرش میکشند و ورود آقاجانش را به بهشت تبریک میگویند و طرف نیامده، «حاجی انا شریک» سر دادهاند.
در تاریخ تشییع، هرگز جوجهآخوندی مثل مجتبی یکشبه آیتالله العظمی نشده بود. همین اعلام آیتاللهی او (عظمایش را هم فاکتور بگیریم) یعنی مرجعیت، فاتحه مع الصوات. گذشت آن روزی که فتوای شیرازی حرم ناصرالدینشاه را هم به شکستن قلیانها واداشت و حکم نایینی و حائری و خراسانی مشروطه را ضمانت کرد و شیخ فضلالله نوری، مراد و مقتدای خمینی، را بالای دار فرستاد.
نگاه کنید به گزارش خبرگزاری مهر که مروی، از خدام بیت خامنهای که حالا تولیت آستانه رضوی است و پرونده فسادش چنان سنگین است که دربارهاش گفتهاند خامنهای او را به مشهد فرستاد تا گند کارهایش بیشتر در نیاید، در باب مجتبی چه گفته است. سخنانی که بهقول ضربالمثلی عربی، «مالک بهگاه مستی» هم چنین نگفته است.
احمد مروی در دیدار با جمعی از استادان و اعضای هیئت علمی دانشگاههای فردوسی و علوم پزشکی (جایی که زندهیاد دکتر جلال متینی ریاستش را داشت و بزرگانی چون دکتر سامی راد و دکتر حشمت استادانش بودند) گفت: «در شرایط حساس کنونی، مجلس خبرگان رهبری تصمیمی بههنگام و شجاعانه اتخاذ کرد. در حالی که آمریکا تهدیدهای فراوانی مطرح میکرد، خبرگان ملت با هوشمندی و شجاعت رهبر انقلاب را برگزیدند و هیچ اعتنایی به تهدیدات دشمن نکردند.»
او تصمیم مجلس خبرگان رهبری را تصمیمی منطقی، شجاعانه و قابل تقدیر دانست و تصریح کرد: «این تصمیم بدون توجه به تهدیدهای آمریکا اتخاذ شد و نشاندهنده استقلال و اقتدار نظام جمهوری اسلامی است.»
مروی سپس با برشمردن ویژگیهای شخصیتی فرزندان خامنهای گفت: «از ابتدای حضورم در دفتر مقام معظم رهبری، با فرزندان معظمله، از جمله آیتالله سید مجتبی خامنهای، مانوس بودم و گاه ساعتها به تعبیر طلبگی با یکدیگر به گعده و گفتگو مینشستیم... ایشان از نظر فضل علمی و حوزوی، حقیقتا فردی فاضل و مجتهدند و بیش از ۱۰ سال در درس بزرگان حوزه همچون آیتالله وحید خراسانی، مرحوم آیتالله شیخ جواد تبریزی و مرحوم آیتالله حاج آقا مجتبی تهرانی حضور داشتند. ایشان تمام دوران تحصیل خود را در قم گذراند و عمدتا به درس و مباحثه مشغول بودند و از استعداد علمی بسیار خوبی برخوردارند و از محضر استادان برجسته و بزرگان حوزه قم بهره بردهاند.»
او در ادامه به «سادهزیستی و تقوای فرزندان رهبر معظم انقلاب» اشاره کرد و ادعا کرد: «سبک زندگی آنان مبتنی بر زهد، پارسایی و سادهزیستی است. واقعا سبک زندگی فرزندان رهبر معظم انقلاب چنین است. سادهزیستی، تقوا، مراقبت از زبان، شجاعت و بیاعتنایی به مقام و عنوان از ویژگیهای برجسته آنان است. علم، اجتهاد، فقاهت، تقوا، پاکدامنی و دوری از نفسانیت از جمله ویژگیهایی آیتالله سید مجتبی خامنهای است.»
«مجتبی بمیری، رهبری رو نبینی» شعار مردم بود، حتی پیش از آنکه «والد معظم» او به لقاءالله رود و آقازاده یتیم خواب ولایت را ببیند. امروز ملت بزرگ و جانفدای ما فردایش را ترسیم کرده است. نه زیر عبای سید مجتبی و ولایت جهل و جور و فساد، بلکه در پرتو ایرانی سربلند که راهبرش به صبح پیروزی کسی جز شاهزاده رضا پهلوی نیست. پس بازهم سرودخوانان زمزمه کنیم که «مجتبی بمیری، رهبری رو نبینی» و «این آخرین نبرده، پهلوی برمیگرده».

گزارش دور از انتظار بی بی سی فارسی
















