امروز دوست عزیزی مقاله ای برایم ارسال نمود از جیم جاتراس (Jim Jatras)، دیپلمات پیشین وزارت امور خارجه امریکا. با توجه به سابقه و تجربه طولانی ایشان در دستگاه دیپلماسی امریکا و فعالیت های مشاوره ای در کمیته روابط خارجی سنای امریکا، مطالعه این مقاله برایم جالب و قابل تامل به نظر رسید.
نویسنده در این مقاله تلاش کرده است با نگاهی واقع گرایانه به تحولات جاری خاورمیانه و احتمال گسترش درگیری ها، پیامدهای راهبردی جنگ با ایران را بررسی کند. از آنجا که دیدگاه های مطرح شده در این تحلیل می تواند در فهم بخشی از منطق سیاست خارجی امریکا و همچنین آینده تحولات منطقه موثر باشد، تصمیم گرفتم ضمن بازخوانی نکات اصلی این مقاله، برداشت و تحلیل خود را نیز درباره آن ارائه کنم تا تصویری روشن تر از ابعاد مختلف این مسئله شکل گیرد.
جهان سیاست گاهی شبیه آزمایشگاه فیزیک است. نیروها به هم برخورد می کنند، تعادل ها بر هم می خورند و از دل این آشوب نظم تازه ای شکل می گیرد. بحث جنگ با ایران نیز در چنین فضایی قرار دارد, جایی که رقابت قدرت های بزرگ، منافع منطقه ای و تحولات داخلی کشورها به هم گره می خورند. در میان تحلیلگرانی که درباره این وضعیت هشدار داده اند، نام جیم جاتراس (Jim Jatras) جایگاه خاصی دارد. او دیپلمات پیشین وزارت خارجه امریکا و مشاور سابق کمیته روابط خارجی سنای امریکا بوده و سال ها در حوزه سیاست خارجی فعالیت کرده است.
جاتراس در تحلیل های خود استدلال می کند که رویارویی نظامی گسترده با ایران نه تنها به پیروزی قطعی امریکا منجر نمی شود، بلکه ممکن است به بحرانی راهبردی برای واشنگتن تبدیل شود. او از زاویه دیدی نزدیک به مکتب واقع گرایی در روابط بین الملل به موضوع نگاه می کند؛ مکتبی که سیاست جهانی را بر پایه توازن قدرت و منافع ملی توضیح می دهد، نه آرمان گرایی سیاسی.
برای فهم این دیدگاه باید چند سطح مختلف را بررسی کرد: ساختار قدرت در ایران، منطق بازدارندگی نظامی، رقابت قدرت های بزرگ و تغییرات درونی جامعه امریکا.
ساختار قدرت ایران و انتقال رهبری
نخست باید به ساختار قدرت در ایران توجه کرد. ایران طی چهار دهه گذشته نظام سیاسی پیچیده ای ایجاد کرده است که از ترکیب نهادهای سیاسی، مذهبی، امنیتی و اداری شکل گرفته است. از بیرون ممکن است این ساختار سخت و بسته به نظر برسد، اما از دید جامعه شناسی سیاسی نوعی شبکه چندلایه قدرت است. جامعه شناس آلمانی ماکس وبر (Max Weber) توضیح می دهد که قدرت سیاسی تنها به زور نظامی وابسته نیست، بلکه بر پایه مشروعیت و نهادهای پایدار شکل می گیرد. به بیان دیگر، دولت زمانی پایدار می ماند که بتواند میان ساختارهای اداری، باورهای سیاسی و شبکه های قدرت تعادل برقرار کند.
در ایران نیز چنین شبکه ای طی دهه ها شکل گرفته است. همین مسئله باعث شده بسیاری از پیش بینی هایی که فروپاشی سریع نظام سیاسی ایران را انتظار داشتند تحقق پیدا نکند. فشارهای اقتصادی و سیاسی شدید بوده است، اما ساختار قدرت همچنان پابرجا مانده است.
در چنین شرایطی مسئله انتقال رهبری اهمیت ویژه ای پیدا می کند. انتقال قدرت در هر نظام سیاسی لحظه ای حساس است، زیرا هم خطر بی ثباتی وجود دارد و هم امکان بازسازی و تثبیت دوباره ساختار قدرت. در سناریویی که در این تحلیل بررسی می شود، انتخاب مجتبی خامنه ای (Mojtaba Khamenei) به رهبری نشان دهنده تلاش برای حفظ تداوم ساختار سیاسی پیشین است. چنین انتقالی بیشتر به بازتولید نظام شباهت دارد تا تغییر ناگهانی آن.
تاریخ انقلاب ها نشان می دهد که نسل دوم رهبران اغلب نقش تعیین کننده ای در آینده نظام ها دارند. انقلاب فرانسه پس از روبسپیر (Robespierre) وارد مرحله ای تازه شد، انقلاب روسیه پس از لنین (Lenin) مسیر دیگری گرفت و انقلاب چین پس از مائو زدونگ (Mao Zedong) دگرگونی های عمیقی تجربه کرد. در همه این موارد، مسئله اصلی این بود که نظام سیاسی چگونه میان حفظ اصول اولیه و سازگاری با شرایط جدید تعادل برقرار می کند.
ساختار دفاعی و بازدارندگی ایران
اما مهم ترین بخش تحلیل جاتراس به مسئله جنگ و بازدارندگی مربوط می شود. او معتقد است ساختار دفاعی ایران به گونه ای طراحی شده که نابودی کامل آن بسیار دشوار است. پراکندگی پایگاه های نظامی، استفاده از سامانه های موشکی متحرک، و ایجاد شبکه ای از تاسیسات زیرزمینی نوعی استراتژی بقا ایجاد کرده است. هدف چنین استراتژی ای این است که هزینه حمله برای دشمن آنقدر بالا برود که جنگ به گزینه ای غیرعقلانی تبدیل شود.
در نظریه روابط بین الملل این مفهوم با بازدارندگی شناخته می شود. نظریه پرداز برجسته این حوزه کنت والتز (Kenneth Waltz) است. او معتقد بود زمانی که کشورها توان پاسخگویی قابل توجهی داشته باشند، احتمال جنگ تمام عیار کاهش می یابد، زیرا هیچ طرفی نمی تواند مطمئن باشد که از جنگ پیروز بیرون خواهد آمد.
یکی از پیامدهای مهم جنگ احتمالی، مسئله هسته ای شدن ایران است. جاتراس استدلال می کند که فشار نظامی ممکن است نتیجه معکوس داشته باشد و ایران را به سمت توسعه سریع سلاح هسته ای سوق دهد. در تاریخ معاصر چنین روندی بارها دیده شده است. کشورهایی که احساس تهدید شدید کرده اند، گاهی برای تضمین بقای خود به دنبال بازدارندگی هسته ای رفته اند.
در اینجا با نوعی پارادوکس امنیتی روبه رو هستیم. اقداماتی که با هدف جلوگیری از گسترش سلاح هسته ای انجام می شوند، گاهی انگیزه کشورها برای دستیابی به چنین سلاح هایی را افزایش می دهند. همین مسئله باعث شده بحث هسته ای ایران یکی از پیچیده ترین پرونده های امنیتی جهان باشد.
نقش سپاه پاسداران در ساختار قدرت آینده ایران
سپاه پاسداران انقلاب اسلامی یکی از ستون های اصلی قدرت نظامی و سیاسی ایران است. این نهاد علاوه بر وظایف نظامی، نفوذ گسترده اقتصادی و سیاسی دارد و در تمامی سطوح تصمیم گیری در ایران حضور دارد. تحلیلگران معتقدند سپاه قادر است حتی در شرایط بحران داخلی و خارجی، ساختار قدرت را حفظ کند و از ثبات نسبی حکومت حمایت کند.
نقش سپاه در بازدارندگی ایران نیز حیاتی است. توان موشکی، پهپادی و حضور نیروهای نیابتی در منطقه باعث شده این نهاد به یک عنصر کلیدی برای حفظ تعادل استراتژیک تبدیل شود. در واقع، هر محاسبه نظامی علیه ایران بدون در نظر گرفتن توانایی سپاه برای پاسخ سریع و غیرمتقارن ناقص خواهد بود.
استراتژی اسرائیل در مواجهه با ایران
اسرائیل به عنوان یکی از بازیگران مهم منطقه ای، رویکردی دوگانه دارد: از یک سو تلاش می کند ایران را از دستیابی به سلاح هسته ای باز دارد، و از سوی دیگر سیاست فشار محدود برای کاهش تهدیدهای مستقیم علیه خود را دنبال می کند. این استراتژی شامل حملات دقیق، عملیات سایبری و حمایت از متحدان منطقه ای است.
با این حال، تضاد میان اهداف امریکا و اسرائیل نیز آشکار است. در حالی که برخی سیاستمداران امریکایی خواستار تغییر رژیم یا تسلیم ایران هستند، سیاست رسمی اسرائیل تمرکز بر مهار تهدیدها و حفظ برتری منطقه ای است. این تفاوت استراتژی می تواند در آینده موجب تنش میان متحدان شود و بر نتایج هر درگیری نظامی اثرگذار باشد.
مقایسه تاریخی با فروپاشی امپراتوری های بزرگ
برای درک بهتر پیامدهای جنگ، مقایسه تاریخی مفید است. امپراتوری بریتانیا پس از جنگ جهانی دوم و اتحاد جماهیر شوروی در دهه ۱۹۹۰ نمونه هایی از روند تدریجی افول قدرت هستند. هر دو قدرت جهانی در طول زمان با بحران اقتصادی، فشار نظامی و تغییر توازن جهانی مواجه شدند و فروپاشی آن ها تدریجی و پیچیده بود.
جنگ های پرهزینه در خاورمیانه می توانند روند افول را تسریع کنند. تجربه نشان می دهد حتی قدرت های بزرگ با منابع گسترده، درگیر شدن طولانی مدت در یک منطقه بحران زده می تواند توان اقتصادی و سیاسی آن ها را فرسوده کند. امریکا نیز اگر وارد جنگی طولانی با ایران شود، احتمال دارد تحت فشار داخلی و خارجی به تدریج از برتری مطلق جهانی فاصله بگیرد.
افکار عمومی امریکا و تاثیر آن بر سیاست خارجی
در کنار تحولات بین المللی و منطقه ای، وضعیت داخلی امریکا نیز اهمیت زیادی دارد. جامعه امریکا پس از جنگ های طولانی در عراق و افغانستان دچار خستگی استراتژیک شده است. بسیاری از شهروندان امریکا نسبت به مداخلات نظامی جدید بدبین هستند. در نظام های دموکراتیک، افکار عمومی می تواند تاثیر قابل توجهی بر سیاست خارجی داشته باشد.
افزایش قیمت انرژی، بحران اقتصادی یا تلفات انسانی می تواند فضای سیاسی امریکا را تغییر دهد و حتی قدرتمندترین دولت ها را با محدودیت های داخلی روبه رو کند.
قدرت، خشونت و پیامدهای اخلاقی
فیلسوف سیاسی هانا آرنت (Hannah Arendt) نکته مهمی درباره رابطه میان قدرت و خشونت بیان می کند. او معتقد است خشونت می تواند ساختارهای سیاسی را نابود کند، اما به ندرت می تواند نظم سیاسی پایدار ایجاد کند. تجربه های تاریخی نشان می دهند که سرنگونی یک حکومت اغلب آسان تر از ساختن نظم جدید است.
از این منظر، تحلیل جیم جاتراس (Jim Jatras) را می توان نوعی هشدار درباره محدودیت های قدرت نظامی دانست. او معتقد است جنگ با ایران ممکن است به نتیجه ای کاملا متفاوت از آنچه طراحان آن انتظار دارند منجر شود. در سیاست بین الملل چنین اتفاقی بارها رخ داده است. کشورها وارد جنگی می شوند که تصور می کنند کوتاه و پیروزمندانه خواهد بود، اما در نهایت درگیر بحرانی طولانی و پیچیده می شوند.
نتیجه گیری
آینده خاورمیانه همچنان نامشخص است. تحولات داخلی ایران، نقش سپاه پاسداران، استراتژی اسرائیل، رقابت قدرت های جهانی و تصمیم های رهبران سیاسی همگی در شکل دادن به آینده منطقه نقش دارند. آنچه مسلم است این است که هر تصمیم بزرگ نظامی نه تنها سرنوشت یک کشور، بلکه مسیر تاریخ یک منطقه را تغییر می دهد
منابع:
ماکس وبر (Max Weber)، اقتصاد و جامعه
هانا آرنت (Hannah Arendt)، درباره خشونت
کنت والتز (Kenneth Waltz)، نظریه سیاست بین الملل
حسین بشیریه (Hossein Bashirieh)، جامعه شناسی سیاسی
تحلیل ها و مقالات جیم جاتراس (Jim Jatras) درباره سیاست خارجی امریکا
مطالعات و گزارش های روابط بین الملل درباره توازن قدرت در خاورمیانه
پارسا زندی (مشاور حقوقی )

















