Thursday, Mar 26, 2026

صفحه نخست » مرد سایه‌ها در تهران؛ فردی که غرب نادیده گرفته

telegraf.jpgتلگراف - ویرایش و ترجمه خبرنامه گویا

یک قدرت تاریک و خطرناک در جمهوری اسلامی در حال ظهور است و آن کسی نیست که غرب تصور می‌کرد

آیا در ساختار قدرت جمهوری اسلامی خلأیی به وجود آمده است و چه کسی واقعاً کنترل اوضاع را در دست دارد؟

با ورود جنگ به هفته چهارم، این پرسش‌ به یکی از عوامل تعیین‌کننده در سیاست‌گذاری و راهبرد نظامی غرب تبدیل شده است. پاسخ به این پرسش نشان می‌دهد که توقف زودهنگام جنگ تقریباً به طور قطع می‌تواند به شکل‌گیری رژیمی بسیار افراطی‌تر منجر شود.

در یک ماه گذشته، ایالات متحده و اسرائیل بلندپایه‌ترین مقام‌های جمهوری اسلامی، از جمله رهبر جمهوری اسلامی، علی خامنه‌ای، را از میان برده‌اند.

با وجود این خسارات سنگین، همچنان هماهنگی قابل توجهی میان دستگاه اداری، نیروهای نظامی و نهادهای اطلاعاتی سه ستون اصلی حفظ جمهوری اسلامی دیده می‌شود.

در چنین شرایطی و با گزارش‌هایی مبنی بر اینکه واشینگتن با «قدرت واقعی» درون رژیم در حال مذاکره است، بسیاری در محافل سیاسی غرب به این نتیجه رسیده‌اند که یک مرد قدرتمند جدید در تهران ظهور کرده است. توجه‌ها به طور طبیعی به سمت گزینه‌ای آشکار جلب شده: محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس و از فرماندهان سابق سپاه پاسداران.

اما در ایران، پاسخ‌های بدیهی اغلب درست نیستند.

در حالی که قالیبافِ جاه‌طلب در مرکز توجه قرار گرفته، احتمالاً فردی بسیار قدرتمندتر در سکوت در حال هدایت امور است: احمد وحیدی فرمانده جدید کل سپاه پاسداران و فردی کاملاً وفادار به خامنه‌ای.

برخلاف قالیباف، وحیدی از زمان آغاز جنگ در سایه باقی مانده است. این موضوع بی‌دلیل نیست.

او یکی از مهم‌ترین حلقه‌های زنجیره فرماندهی رژیم است و بقای او برای تداوم نظام اهمیت حیاتی دارد.

مدت‌ها پیش از آغاز جنگ، علی خامنه‌ای مأموریت طراحی برنامه‌ای برای نظامی‌تر کردن هرچه بیشتر حکومت را به وحیدی سپرده بود. اگر او از این جنگ جان سالم به در ببرد و رژیم نیز باقی بماند، احتمالاً می‌تواند این طرح را اجرا کند طرحی که نتیجه آن جمهوری اسلامی‌ای بسیار رادیکال‌تر و افراطی‌تر خواهد بود.

وحیدی تجربه و نفوذی بی‌رقیب در میان ساختار نظامی، اطلاعاتی و اداری جمهوری اسلامی دارد.

او فعالیت خود را در دهه ۱۹۸۰ در دفتر اطلاعات سپاه آغاز کرد؛ واحدی که از وفادارترین نیروهای ایدئولوژیک رژیم تشکیل شده بود. به عنوان معاون اطلاعات سپاه، او برای همراهی با خامنه‌ای در سفری محرمانه به کره شمالی انتخاب شد سفری که هدف آن دستیابی به فناوری موشکی و هسته‌ای بود.

پس از آنکه خامنه‌ای در سال ۱۹۸۹ رهبر شد، نیروی قدس شاخه برون‌مرزی سپاه را تأسیس کرد و وحیدی را به عنوان نخستین فرمانده آن منصوب کرد. این انتصاب نشان‌دهنده میزان اعتماد او به وحیدی بود.

در دوران فرماندهی او، نگاه به صدور "تروریسم" حتی از جانشین مشهورش قاسم سلیمانی نیز بیشتر بود.

در زمان فرماندهی وحیدی، سپاه در بمب‌گذاری مرکز فرهنگی یهودیان در آرژانتین در سال ۱۹۹۴، حمله به برج‌های خبر در عربستان در سال ۱۹۹۶، و اعزام مخفیانه نیرو به اروپا برای آموزش اسلام‌گرایان در جریان جنگ بوسنی نقش داشت.

همین سوابق باعث شد نام او در سال ۲۰۰۷ در فهرست افراد تحت تعقیب اینترپل قرار گیرد.

با روی کار آمدن محمود احمدی‌نژاد در سال ۲۰۰۵، که خود از نزدیکان سپاه بود، راه برای ورود وحیدی به دولت باز شد.

او ابتدا معاون وزیر دفاع و سپس وزیر دفاع شد و در گسترش برنامه موشکی و هسته‌ای ایران نقش مهمی داشت احتمالاً با کمک همکاری‌های نظامی با کره شمالی.

او همچنین حضور جمهوری اسلامی در آمریکای لاتین، به‌ویژه در ونزوئلا، را گسترش داد.

ارتباط نزدیک او با نیروی قدس و حزب‌الله باعث شد گزینه‌ای مناسب برای هدایت فعالیت‌های مخفی جمهوری اسلامی، از جمله قاچاق مواد مخدر، باشد فعالیتی که سپاه آن را در چارچوب ضربه زدن بلندمدت به جوامع غربی توجیه می‌کرد.

در داخل حکومت، وحیدی از طراحان اصلی نظامی‌سازی بوروکراسی دولتی بود.

او از موقعیت خود استفاده کرد تا کارمندان عادی را با نیروهای وابسته به سپاه جایگزین کند. این روند زمانی شدت گرفت که در دولت ابراهیم رئیسی به وزارت کشور رسید.

در این سمت، او تقریباً همه استانداران و منصوبان سیاسی را با فرماندهان سپاه جایگزین کرد.

این اقدامات هماهنگی دولت با دستگاه سرکوب سپاه را افزایش داد و به او امکان داد سرکوب اعتراضات «زن، زندگی، آزادی» در سال ۲۰۲۲ را هدایت کند.

اما مهم‌ترین نقشی که وحیدی داشته، تا امروز تقریباً برای جهان ناشناخته مانده است.

در سال ۲۰۱۸ او به ریاست «دانشگاه عالی دفاع ملی» منصوب شد و مأمور شد طرحی برای نظامی‌سازی کامل حکومت طراحی کند.

او برای این کار «مدرسه شهید بهشتی» را تأسیس کرد؛ نهادی که فقط برای نیروهای نظامی باز بود.

هدف این بود که نسل آینده مدیران و تصمیم‌گیران جمهوری اسلامی از میان نیروهای نظامی انتخاب شوند و تحت آموزش فرماندهان ارشد سپاه قرار گیرند، نه صرفاً روحانیون.

اکنون ممکن است وحیدی در موقعیتی باشد که این طرح را اجرا کند.

این به معنای کنار رفتن روحانیون نیست، بلکه به معنای آن است که حکومت روحانیون بیش از پیش توسط ساختاری نظامی اداره و حفظ شود.

آنچه وحیدی نمایندگی می‌کند پایان حکومت دینی نیست، بلکه نظامی‌تر شدن آن است -- انتقال از نظارت روحانیون به سیستمی که در آن حاکمیت روحانی با قدرت نیروهای مسلح حفظ می‌شود.

برخلاف تصور برخی، وحیدی نه رقیب مجتبی خامنه‌ای، بلکه یکی از مهم‌ترین افرادی است که می‌تواند حکومت او را در زمان جنگ حفظ کند.

او نسبت به قالیباف دشمنان کمتری درون نظام دارد و در میان سپاه و نهادهای امنیتی اعتبار بیشتری دارد. به همین دلیل نقش او بسیار مهم‌تر از آن چیزی است که در گمانه‌زنی‌های عمومی دیده می‌شود.

او فقط یک فرمانده نیست ممکن است همان کسی باشد که در حالی که دیگران به دنبال چهره‌های دیگری هستند، نظام را سرپا نگه داشته است.

به همین دلیل، توقف جنگ در این مقطع می‌تواند اشتباهی جدی باشد.

هزینه‌های کوتاه‌مدت ادامه جنگ واقعی است، اما هزینه بلندمدت بقای چنین رژیمی می‌تواند بسیار سنگین‌تر باشد.

نظامی که با رهبری مجتبی خامنه‌ای و احمد وحیدی حفظ شود، معتدل‌تر نخواهد شد بلکه خشن‌تر، نظامی‌تر و خطرناک‌تر خواهد شد.

چنین حکومتی می‌تواند شبیه یک کره شمالی اسلامی باشد.

بنابراین پرسش دیگر این نیست که آیا جمهوری اسلامی از این جنگ جان سالم به در می‌برد یا نه،
بلکه این است که اگر بماند، چه نوع رژیمی باقی خواهد ماند و این باید برای همه نگران‌کننده باشد.



Copyright© 1998 - 2026 Gooya.com - سردبیر خبرنامه: [email protected] تبلیغات: [email protected] Cookie & Privacy Policy