ویژه خبرنامه گویا
فریب زانو زدن و قول و قرار آنچه از حکومت اسلامی باقی مانده است را نباید خورد.
ماهیت حقیقی این حکومت ضد انسان و تمدن همین است که در این سه هفته جهان شاهد آن بوده اند: موشکباران همه کشورهای منطقه حتا کشورهایی که سالها به عنوان میانجی به حکومت یاری رسانده بودند!
معبار انسانی و اخلاقی در هیچ زمینهای در این حکومت وجود ند ارد. سه هفته ایران زیر بمباران شدید است ولی مردم تا آنجا که شدنی است، زندگی عادی خود را دارند. زندگی زیر بمباران آسان نیست ولی دادهها نشان میدهد بیشترین شمارمردم این سختیها را در راه نابودی این حکومت ضد انسانی به جان خریده و از هر ضربهای که میخورد موجی از شادی در میان مردم ایجاد میشود چون میدانند نه اسراییل و نه آمریکا در پی آزرا رساندن به آنان نیستند و این جنگ، جنگ با حکومت اسلامی تبهکار است نه با مردم ایران. روشن است که هم آمریکا و هم اسراییل سود ویژه خود را نیز دارند.
تهدید به زدن نیروگاههای برق و انرژی بزرگترین اشتباه است
من امیدوارم آمریکا هرگز به این تهدید خودعمل نکند زیرا اگر چنین اشتباهی انجام شود، در حقیقت مردم مجازات میشوند و همه بار سختیها بر دوش مردم خواهد بود. آمریکا و اسراییل باید هر چه زودتر به حل مشکل تنگه هرمز یپزدارند و اجازه قلدری و باجگیری بیشتر به آنچه از حکومت اسلامی باقی مانده است را ندهند.
حکومت نیروهای سرکوبگرش را هر جا که توانسته به میان مردم برده تا پوشش انسانی برای آنان درست کند چون جان انسان هابرای آنان ارزش ندارد. ارزش تنها ماندن در قدرت است.
یک نکته تأسفباردیگر هم برای همه جهانیان روشن شد. این جنایتکاران همه سرزمین ایران را سوراخ سوراخ کرده و آسیبها فراوانی به طبیعت ایران وارد آوردهاند. حکومت با درندگی ، پنهان از چشم مردم هرکار که دلش خواسته با سرزمین ایران انجام داده و کوششش کرده که ساختمانها، کارگاهها و پایگاههای زیرزمینی خطرناک خود را در کنار مجتمعهای شلوغ مردمی ایجاد کنند. همآن شیوهای که به تروریستهای حماس نیز آموزش داده است.
مردم درون ایران جز همآن چند درسد دزد و میهنفروش که خود را به این آخوندها و سرداران ضد ایرانی فروختهاند، همه خواستار نابودی این حکومت هستند و برای فروپاشی و پایان آن روزشماری میکنند.
مذاکره
این روزها یکی از مهم ترین بحثها مذاکره بین آمریکا و حکومت از هم گسیخته اسلامی است که روشن نیست چه کسی در آن حقیقتن رهبری دارد.
آیا مجتبا خامنهای اصولن زنده است یا به شدت زخمی و جایی پنهان مداوا میشود؟
آیا قالیباف از پناهگاه خود مهره اصلی پشت پرده شده است؟ روشن نیست. وضع به گونهای به هم ریخته است که آخوند کلهپوکی چون رسایی شده است سخنگو و با بلاهت نمایانی که دارد به علی دایی یورش برده و خواستار حمله به اینترناشنال شده است!
حکومت که برای زنده ماندن به هر دری میزند، دیوانه وار به هر جا موشک شلیک کرده و این بار با چنین نادانی همه منطقه را به دوستان اسراییل مبدل کرده و راه "پیمان ایراهیم" را به خوبی گشوده است؛ اینک پنهانی دست به دامان روسیه، پاکستان، ترکیه و مصر برای پادرمیانی شده است و واژگونه گندهگوییها، پشت پرده آماده دادن امتیازهایی به آمریکا و ترامپ شده است که نامش" تسلیم بی چون و چرا" است.
اگر مذاکرهای قرار است یاشد
آمریکا دو شرط روشن دیگر نیز بگذار:
یک. مذاکره رو در رو و بدون واسطه باشد؛
این سیستم کودکانه و پُر هزینه حکومت اسلامی که گونهای راه فرار برای پنهان کردن ماهیت مذاکره ها است، باید بسته شود.
دو. شفافیت در همه زمینهها
این حکومت از شفافیت گریزان است، به همین جهت در همه سالهای مماشات با این دایناسورها، شرط نخست آنان همیشه این بوده است که"مذاکره باید پنهان باشد".
شفافیت و اجازه خبرنگاران برای قرار گرفتن در متن مداکره و دادن گزارش.
این دو شرط راه را برهمه سیستم حقهبازی، فرار از حقیقت، پروپاگاندا و دروغگویی آنها بسته وآن را فلج خواهد کرد. امیدوارم آقای ترامپ روی این دو شرط پافشاری کند و نپذیرد مذاکره رو در رو و شفاف نباشد.
اکنون حکومت در وضعیت مرگ وزندگی قرار داردکه برای مذاکره پاپیش نهاده. فریب گنده گویی و تهدید های آنها را نباید خورد که کفگیر به ته دیگ خورده است و ذخیرههایشان رو به پایان است. نگاهی به وضع اقتصادی ایران نیز وحامت وضع آنان را آشکارتر میکند. نبایدمجال داد که دوباره با دسیسه و فتنهای جان سالم بدر برند. امیدوارم کار ی را که آمریکا و اسراییل به درستی آغاز کردهاند درنیمه راه و هنگامی که به نتیجه نهایی نزدیک شدهاند، رها نکنند.
پشت چهره در نما تسلیم ناپذیر ولی نشانههای دیگر ی نهفته است
آنچه از رهبران حکومت و دستگاه گرداننده آن باقی است همچنان با دهان بزرگ و مغز کوچک ادعا ها دارند ولی از درخواست از دیگران برای پا درمیانی وبر مبنای گفتههایِ ترامپ پذبرفتن شرط های اصلی او، حکایت از مؤثر بودن ضربههای کشنده بر زیرساختهای تولید موشک و پهباد ، ته کشین ذخیره موشکی و پهبادی و ویرانی گسترده پادگانها و مراکز نظامی حکومت و ریزش هر روز بیشتر نیروهای سرکوبگر دارد. اگر چنین نبود اینچنین به دست و پا نمیافتادند.
آنکه این حکومت تبهکار را خوب شناخته است
آنکه این حکومت تبهکار وترفندهای آن را خوب شناخته است، اسراییل است که کشندهترین ضربهها را به این حکومت وارد آورد و با کشتن آدمکش وضد ایرانی روانی آخوند خامنهای ایرانیان را برای دَِمی هم که باشد خشنود و خندان کرد. هنوز روشن نیست توانسته باشند تکههای جسدش را هم یافته و یا او را در گوری نهاده باشند. البته همه آرزو داشتیم این جنایتکار نفرتانگیز تاریخ ایران را دستبند به دست در زندان و دادگاه ببینیم که نشد ولی نابودیاش به هر روی از لحظه های شیرین تاریخی برای مردم ایران شد.
نگارنده سدبار دیگر این را تکرار میکند که: " تا این حکومت سرنگون نشود نه ایران و نه منطقه هرگز رنگ آرامش به خود نخواهد دید."

















