تابآوری ایران زیر سؤال؛ شواهدی از آسیبپذیری فزاینده
یوسی منشاروف - ویرایش و ترجمه خبرنامه گویا
۱. این ادعا که رهبری کنونی جمهوری اسلامی نسبت به دوران علی خامنهای رادیکالتر شده، یک اشتباه اساسی است. پیشرفت چشمگیر این رژیم در دوران خامنهای برای دستیابی به توانمندی سلاح هستهای، یکی از محرکهای اصلی حمله پیشدستانه اسرائیل بود. طبق گزارش ارتش اسرائیل، این حمله پس از شناسایی پیشرفتهای جدی در مسیر ساخت سلاح هستهای انجام شد.
همچنین، جمهوری اسلامی طرح یک حمله گسترده و هماهنگ چندجبههای را با همکاری حماس آماده کرده بود که بهدلیل اقدام زودهنگام حماس، این هماهنگی کامل نشد. با این حال، شواهد نشان میدهد که تهران هرگز از این ایده عقبنشینی نکرده بود.
۲. اگرچه هنوز نمیتوان از پیروزی راهبردی سخن گفت، اما نشانهها حاکی از حرکت در آن مسیر است. تغییر رویکرد اسرائیل و آمریکا نشان میدهد که بازدارندگی جمهوری اسلامی عملاً از بین رفته است. تهران اکنون هدف حملاتی مداوم قرار دارد و سیاستی شکل گرفته که اجازه دستیابی جمهوری اسلامی به سلاح هستهای را نخواهد داد.
۳. کشورهای سنی منطقه ممکن است از ایران هراس داشته باشند، اما این معیار موفقیت نیست. این جنگ میتواند شرایطی مناسب برای تغییر رژیم ایجاد کند. جمهوری اسلامی حتی همان ظاهر حداقلی مشروعیت خود را نیز پس از سرکوب خونین معترضان از دست داده است. اکنون برای بقا میجنگد و به اقدامات افراطی مانند شلیک به اهداف غیرنظامی و بهکارگیری نوجوانان روی آورده تاکتیکهایی مشابه جنگ ایران و عراق.
۴. حتی پس از پایان جنگ نیز، جمهوری اسلامی باید برای بقای خود لحظهبهلحظه بجنگد. هدف مشترک اسرائیل و آمریکا برای تغییر رژیم از بین نخواهد رفت و با شدت بیشتری دنبال خواهد شد.
۵. هنوز زود است که برنده این جنگ مشخص شود، هرچند جمهوری اسلامی ممکن است صرفِ بقا را پیروزی بداند. قابل توجه است که نه رضا پهلوی و نه دونالد ترامپ هنوز مردم ایران را به قیام فرا نخواندهاند.
جنگ همچنان ادامه دارد و ارزیابی نهایی باید به پایان آن موکول شود. اما روشن است که جمهوری اسلامی در وضعیتی بیسابقه برای بقا میجنگد.
ویرایش و ترجمه خبرنامه گویا
۶. در پرونده تنگه هرمز، ابتکار عمل در دست ترامپ است و احتمال حفظ وضعیت فعلی بسیار کم به نظر میرسد. ورود دوباره او به درگیری نظامی در کنار اسرائیل، حاکی از عزم جدی برای تضعیف جمهوری اسلامی از طریق ترکیبی از قدرت نظامی و دیپلماسی است.
۷. رژیم دیگر حتی ظاهر «جمهوری» خود را نیز از دست داده است. این نظام نهتنها تقویت نشده، بلکه از درون تهی شده است. ترس از تهدیدات وجودی میتواند آن را به اشتباهاتی سوق دهد که به نفع مخالفان، آمریکا و اسرائیل تمام شود.
۸. این ذهنیت که در هر حالتی جمهوری اسلامی برنده است، چیزی جز یک توهم نیست. فرسایش روزانه منابع رژیم، آن را تضعیف و به پایان نزدیکتر میکند. این رژیم است که خواهان پایان جنگ است. در مقابل، اسرائیل توانسته مقاومت و انسجامی فراتر از انتظار جمهوری اسلامی نشان دهد. این جنگ احتمالاً به یک نتیجه کلیدی منجر خواهد شد: هماهنگی برای پایان دادن به این نظام. «تابآوری راهبردی» جمهوری اسلامی، بیش از آنکه واقعیت باشد، یک افسانه است، همانطور که اتحاد جماهیر شوروی نیز با وجود قدرت نظامی فروپاشید.
۹. در نهایت، باید منتظر پایان واقعی جنگ ماند. مسیر هنوز طولانی است و لحظات حساس در پیش است. هر روز که میگذرد، جمهوری اسلامی بیشتر تضعیف میشود و به پایان خود نزدیکتر میگردد. این نظام، در نهایت با رهبری ضعیفتر، پایه اجتماعی کوچکتر و جامعهای خشمگین مواجه خواهد شد.

عکاس حاضر در همه صحنه ها کیست
















