Tuesday, Mar 31, 2026

صفحه نخست » پیروزیِ جنگ، شکستِ انسان، فرامرز پارسا

parsa.jpg«انسان، زمانی سقوط می‌کند که حقیقت را فدای هیاهوی پیروزی کند.»

امروز، قلم‌به‌دستان نه در روشنای اندیشه،

که در سایه‌ی سنگین سکوت و تردید نشسته‌اند؛

سکوتی که نه از ندانستن،

که از دیدنِ بیش از حدِ حقیقت زاده شده است.

اینجا، مرز میان موافق و مخالف جنگ،

دیگر نه به روشنی گذشته،

که در غباری از پشیمانی و واقعیت گم شده است.

موافقان، با چه ذوق و شوقی آغاز جنگ را به رقص قلم در میان انگشتان خود بدل کردند؛

از آزادی ایران گفتند، از مردمانی رنج‌کشیده،

بر پیکر جنگ، نام آزادی را آویختند،

و با شور و اشتیاق، نوید بهار آزادی را نوشتند.

مخالفان اما، با نگرانی و عاقبت‌اندیشی،

قلم را در مشت فشردند و نوشتند:

آزادی، از دل ویرانه‌های جنگ زاده نمی‌شود.

آزادی، در سقوط بمب‌ها بسته‌بندی نمی‌شود.

اما صدای‌شان،

زیر پای هیاهوی پیروزی‌طلبان، لگدمال شد.

جنگ، آغازش آسان است؛

و این پایان است که هرگز قابل پیش‌بینی نیست.

و سرانجام، چه زود و چه دیر،

با پایان جنگ، هر دو سو بازنده‌اند؛

یکی در ویرانی سرزمینش،

و دیگری در هدررفت سرمایه‌هایی که از جیب مردمش،

برای ریختن آتش از آسمان هزینه شد.

ملتی زیر آوار دفن شدند،

چون آزادی می‌خواستند--حقی که از هر موجود زنده‌ای است.

و ملتی دیگر، زیر بار مالیات و گرانی خم شدند،

چرا که دولت‌شان در پی منافع خویش بود، نه انسان.

امروز، موافقان جنگ،

قلم را میان دندان‌های خود می‌فشارند،

و در جست‌وجوی واژه‌هایی برای توجیه‌اند.

و مخالفان،

قلم را به غلاف برده‌اند و به پایان جنگ چشم دوخته‌اند؛

چرا که هر آنچه باید، پیش‌تر گفته بودند.

ایران، شاید دوباره گلستان شود--

اما نه با رؤیا، که با بهای سنگینِ حافظه‌ای که هرگز پاک نخواهد شد.

زخم‌ها می‌مانند،

نه بر خاک، که در ذهنِ نسلی که دید،

و نسلی که خواهد شنید.

تاریخ، فراموش نمی‌کند؛

و آینده، بر دوش همین فراموش‌نشدن ساخته می‌شود.

اگر درسی در میان این ویرانی‌ها باشد،

تنها این است:

انسان، زمانی سقوط می‌کند

که حقیقت را،

فدای هیاهوی پیروزی کند.

آینده از آنِ ایران است--

اگر به یاد بیاورد.

سرافراز، ملت ایران.



Copyright© 1998 - 2026 Gooya.com - سردبیر خبرنامه: [email protected] تبلیغات: [email protected] Cookie & Privacy Policy