آیا «نه» به جنگ به هر قیمتی، میتواند همیشه جوابگو باشد؟
الکساندر لاتروی (روزنامه فیگارو)
برگردان: علی شبان - ویژه خبرنامه گویا
اشاره:
شجاعت سیاسی صرفاً در امتناع از خشونت نیست. این امر بیش از هر چیز در تن دادن به خطر و پذیرش ریسک اخلاقیِ ناشی از تصمیمی که میگیریم، نهفته است. -- آلبر کامو
آیا میتوان به نام یک آرمان، هرچقدر هم والا، دست به کشتن زد؟ آیا هدف وسیله را توجیه میکند، اگر به معنای نابودی همان انسانیتی باشد که ادعا میشود از آن دفاع میکنیم؟
این پرسشها میتوانند موضوع یک مقاله فلسفی باشند، اما همچنین و شاید بیش از هر چیز معضلی هستند که نمایشنامه «Les Justes» اثر آلبر کامو در سال ۱۹۴۹، پس از جنگ جهانی دوم، مطرح کرد.
این نمایشنامه با الهام از یک رویداد تاریخی--تلاش نافرجام برای ترور سرگئی، دوک بزرگ، در سال ۱۹۰۵ توسط گروهی از انقلابیون روسی--تنش میان آرمان عدالت و اصول اخلاقی را بررسی میکند و پرسشهایی بنیادین را پیش روی خواننده یا بیننده قرار میدهد.
همانگونه که در مقاله زیر، که بهتازگی در Le Figaro منتشر شده، آمده است، میتوان این پرسشها را در ارتباط با شرایط کنونی و جنگی که ایران با آن مواجه است نیز بازخوانی کرد.
-- ع.ش
متن مقاله:
«نه» گفتن به جنگ همانگونه که پدرو سانچز، نخستوزیر اسپانیا، انجام داد اغلب بهعنوان عملی شجاعانه تلقی میشود. با این حال، همانطور که آلبر کامو نشان داد، این امتناع گاه میتواند به وسوسهای برای پرهیز از انتخابی دشوار تبدیل شود.
در حالی که تنشهای نظامی در اطراف ایران در حال افزایش است و چشمانداز یک درگیری گستردهتر در خاورمیانه، پایتختهای اروپایی را نگران کرده، سایه یک جنگ وسیعتر بر جهان سنگینی میکند.
پدرو سانچز به نمایندگی از اسپانیا، علناً اعلام کرده است: «نه به جنگ». مادرید از اجازه استفاده از پایگاههای نظامی خود نیز خودداری کرده و خواستار راهحلی دیپلماتیک بر پایه حقوق بینالملل شده است.
این موضعگیری با استقبال بخشی از افکار عمومی اروپا مواجه شده و سانچز را در مقام صدایی محتاط و دوراندیش در لحظهای حساس از تنشهای بینالمللی قرار داده است. اما این پرسش همچنان باقی است: آیا در زمانی که جهان نیازمند تصمیمهای دشوار است، چنین احتیاطی میتواند کافی باشد؟
در سیاست، همانگونه که در اخلاق، عدم اقدام هرگز کاملاً خنثی نیست.
ادبیات مدتهاست این واقعیت را درک کرده است. در نمایشنامه «عادلها»، آلبر کامو انقلابیون روسی را به تصویر میکشد که مصمم به سرنگونی یک قدرت سرکوبگر هستند. آرمان آنها عادلانه و هدفشان مشروع به نظر میرسد؛ با این حال، هر یک با یک معضل اخلاقی روبهرو هستند: تا کجا میتوان به نام عدالت پیش رفت؟
خشونت، حتی اگر موجه تلقی شود، هرگز کاملاً پاک نیست. اما از سوی دیگر، دست روی دست گذاشتن نیز پیامدهای خاص خود را دارد.
کامو نشان میدهد که تراژدی واقعی سیاست دقیقاً در همین نقطه نهفته است: چه عمل کنیم و چه نکنیم، هر دو با مسئولیت همراهاند.
او حقیقتی ناخوشایند را یادآوری میکند: شجاعت سیاسی صرفاً در امتناع از خشونت نیست؛ بلکه در پذیرش ریسک اخلاقیِ تصمیمهایی است که میگیریم.
این همان نکتهای است که گفتمان سیاسی معاصر گاه تمایل به سادهسازی آن دارد. «نه» گفتن به جنگ از نظر اخلاقی قابل درک است، اما اگر این موضع صرفاً به ابزاری برای پرهیز از مسئولیت تبدیل شود، دیگر نمیتوان آن را شجاعانه دانست.
خودداری از مداخله در برابر یک رژیم اقتدارگرا که اعتراضات مردمی را--از جمله در ژانویه ۲۰۲۶--بهشدت سرکوب کرده است، میتواند به تداوم ناتوانی مردم بینجامد.
احتیاط ممکن است وجدان جمعی را آرام کند، اما الزاماً به بهبود وضعیت کسانی که تحت فشار زندگی میکنند، کمکی نمیکند.
جنگ هرگز کاملاً عادلانه نیست. جنگ جوامع را ویران میکند و وجدانها را آشفته میسازد. با این حال، مسئولیت سیاسی دقیقاً در پذیرش همین بُعد تراژیک نهفته است.
کامو بار دیگر یادآوری میکند که شجاعت سیاسی نه در پرهیز مطلق از خشونت، بلکه در پذیرش مسئولیت اخلاقی انتخابهاست.
گفتن «نه» به جنگ میتواند سنجیده و حتی ضروری باشد؛ اما اگر این امتناع به راهی برای گریز از تصمیمگیری تبدیل شود، دیگر نمیتوان آن را یک انتخاب واقعی سیاسی دانست، بلکه صرفاً یک موضعگیری خواهد بود.
نوشتههای درون [ ] از مترجم است.

تاملی بر قضیه شیرین عبادی، درویش رنجبر
















