دکترین "مسئولیت حمایت" زمانی فعال میشود که یک دولت نه تنها از حفاظت از شهروندان خود ناتوان است، بلکه خود به عامل اصلی تهدید علیه بقای آنها تبدیل شده باشد.
وضعیت کنونی ایران تمامی شروط حقوقی و اخلاقی برای مداخله جامعه جهانی را دارا است، چرا که ساختار قدرت با نقض فاحش حقوق بشر و ارتکاب به جنایت علیه بشریت، ملت ایران را در شرایطی بسیار نگران کننده قرار داده است.
کشتار و سرکوب سازمانیافته هزاران معترض غیرمسلح، تبدیل بیمارستانها به بازداشتگاه و ناپدیدسازی قهری مجروحان، در کنار قطع سراسری اینترنت برای پنهانسازی فجایع انسانی، تنها بخشی از کارنامه سیاهی است که سلب کامل مسئولیت حکومت در قبال جان انسانها را به اثبات میرساند. بهرهگیری از کودکان و زندانیان به عنوان سپر انسانی در جریان درگیریهای نظامی اخیر نیز لایهی دیگری از این سقوط اخلاقی است که ضرورت مداخله جهانی ذیل دکترین R2P را به یک فوریت حقوقی تبدیل میکند.
خصوصا با توجه به این واقعیت قابل تامل و نگرانکننده که در لیست رسمی خواستههای دو طرف درگیر هیچ نشانی از سرنوشت و آینده مردم ایران دیده نمیشود.
علاوه بر این، تحولات اخیر و کشته شدن رهبر و سران ارشد حکومت، شرایط را به مرحلهای رسانده است که حتی از حاکمیتِ نامشروع اما ظاهری نیز اثری نمانده و کشور عملاً به صحنه جنگ میان باندهای قدرت نظامی با محوریت سپاه پاسداران تبدیل شده است و این نیز دلیل دیگری است که در چنین خلاء قدرت و مشروعیتی، مسئولیت حفاظت از جمعیت غیرنظامی را مستقیماً به عهده جامعه جهانی میگذارد تا از بروز یک فاجعه انسانی بزرگتر جلوگیری کند.
به همین دلیل برقراری آتشبس شکنندهی کنونی، فرصتی تاریخی برای اقدام فراهم آورده است تا جامعه بینالمللی با تشکیل یک ائتلاف مسئولانه به وظیفه خود عمل کند و مداخلهای را سامان دهد که سرنوشت مردم ایران به جای خواستههای دو طرف در اولویت باشد؛ به این معنا که ائتلاف باید به جای معامله با بازماندگان جناحهای درگیر، بر منافع ملی و حقوق بنیادین ملت تکیه کند. هدف نهایی این حضور نیز پس به دست گرفتن کنترل اوضاع باید ایجاد زیرساختهای لازم احقاق و تضمین حق تعیین سرنوشت برای ملتی باشد که دههها از این حق محروم بوده است.
ایران امروز مصداق بارز سرزمینی است که دولت آن نه مشروعیت و نه وجود فیزیکی برای اعمال حاکمیت دارد و در چنین وضعیتی، استفاده از دکترین R2P نه یک انتخاب سیاسی، بلکه یک ضرورت حقوقی برای جلوگیری از نابودی بیشتر سرمایههای انسانی و هدایت کشور به سوی ثباتی پایدار و مردمسالار است.
جامعه جهانی باید بداند که هرگونه بیعملی و جاخالی دادن در چنین نقطهی حساسی بدون شک به معنای شراکت در جنایات و اتفاقات تلخ رخ داده است.

خیزش، جنبش و انقلاب، محمدرضا رضایی
















