Saturday, Apr 18, 2026

صفحه نخست » فروپاشی قضاوت در بحران: ایران بر آستانه‌ی گزینشی تاریخی، پارسا زندی

zandi.jpgدر روزگاری که غبار حوادث بر آینه ذهن نشسته است، دشوارترین کار نه دیدن، بلکه درست دیدن است. آدمی میپندارد که چشم دارد و میبیند، حال آنکه چه بسا آنچه میبیند نه حقیقت، که بازتاب ترس ها و آرزوهای اوست. این همان وضعی است که بسیاری از متفکران بزرگ درباره آن هشدار داده اند، وضعی که در آن، بحران پیش از آنکه خیابان و مرز را درنوردد، در درون انسان رخ میدهد.

(Jean-Paul Sartre )ژان پل سارتر در میانه جنگ های قرن بیستم به نکته ای اشاره میکرد که هنوز تازه است: فاجعه جنگ فقط در مرگ انسان ها نیست، بلکه در لحظه ای است که انسان دیگر توان داوری اخلاقی خود را از دست میدهد. این لحظه، همان لحظه خطرناک است؛ زیرا در آن، کشتن توجیه میشود، رنج به ابزار بدل میشود، و حقیقت جای خود را به روایت میدهد. آنچه امروز در ذهن بسیاری در جریان است، بازتاب همین وضعیت است؛ نوعی سرگردانی میان دوگانه هایی که خود، ساخته قدرت و ترس اند.

در چنین وضعی، ذهن انسان به سوی ساده سازی میگریزد. این همان چیزی است که (Erich Fromm)اریش فروم آن را گریز از آزادی مینامید. آزادی واقعی یعنی توان تحمل ابهام، یعنی پذیرفتن اینکه میتوان همزمان چند حقیقت را دید. اما ذهن خسته، از این دشواری میگریزد و به دام قطعیت های کاذب میافتد. از همین جاست که این دوگانه های فریبنده شکل میگیرد: یا با مایی یا بر مایی، یا این سوی یا آن سوی. اینها نه تحلیل اند و نه عقلانیت، بلکه نشانه فروپاشی تفکر اند.

(Hannah Arendt) هانا آرنت در تحلیل خود از شر، به نکته ای ژرف اشاره میکند: شر همیشه از نیت های شیطانی برنمی خیزد، بلکه اغلب از ناتوانی در اندیشیدن زاده میشود. انسان هایی که نمی اندیشند، به سادگی به ابزار بدل میشوند. در فضای بحران، این ناتوانی تشدید میشود. افراد به جای داوری مستقل، به روایت های آماده پناه میبرند، روایت هایی که یا از درون قدرت می ایدیا از بیرون آن، و هر دو، به گونه ای متفاوت، انسان را از استقلال فکری تهی میکنند.

در این میان، خطری دیگر نیز سر برمی آورد که از خود جنگ پنهان تر است: عادی شدن رنج. وقتی مرگ به عدد تبدیل میشود و فاجعه به آمار، دیگر چیزی در درون انسان تکان نمی خورد. این همان نقطه ای است که اخلاق فرو میریزد. تاریخ بارها این لحظه را تجربه کرده است. در Vietnam War جنگ ویتنام، زبان چنان دگرگون شد که کشتار، هزینه جانبی نام گرفت و انسان، در میان اعداد گم شد.

اما تلخ تر از این، مصادره رنج است. رنج مردم، به جای آنکه دیده و درمان شود، به ابزار بدل میشود. قدرت های داخلی از آن برای تثبیت خود بهره میبرند و نیروهای خارجی برای توجیه مداخله. در این میان، انسان، که باید محور باشد، به حاشیه رانده میشود.

و در کنار این دو، پدیده ای نگران کننده تر در حال شکل گیری است: بازتولید خشونت در میان بخشی از نیروهایی که خود را مخالف می نامند. اپوزیسیون، که در ذات خود باید حامل تکثر و مدارا باشد، در برخی نمودهایش به سوی همان منطق حذف و نفرت لغزیده است. در گردهمایی هایی که در کشورهایی چون امریکا، کانادا و شهر مونیخ برگزار شده، نشانه هایی از این انحراف دیده شده است ،شعارهایی که یادآور ادبیات تمامیت خواهی است، تهدید به حذف و حتی مرگ مخالفان فکری، و نادیده گرفتن هر صدای متفاوت.

این نشانه ها را نمیتوان ساده انگاشت. تاریخ به روشنی نشان داده است که هر جا آزادی از اخلاق جدا شود، به خشونتی تازه می انجامد. در French Revolution انقلاب فرانسه، آنجا که آرمان آزادی از مهار اخلاقی تهی شد، به دوران ترور رسید، جایی که انقلابیون خود به ابزار سرکوب بدل شدند.

از این رو باید با صراحت گفت: آنکه امروز برای رسیدن به قدرت، زبان تهدید و حذف به کار میگیرد، اگر فردا به قدرت برسد، همان منطق را در مقیاسی گسترده تر تکرار خواهد کرد. مسئله نام ها نیست، مسئله منطق هاست. و منطقی که بر نفرت و حذف استوار باشد، دیر یا زود به استبداد خواهد انجامید.

در این میان، آنچه بیش از هر چیز اهمیت دارد، بازگرداندن مرز میان مردم، سرزمین و قدرت است. یکی انگاشتن این سه، خطایی است که بارها تکرار شده است. مردمان نه ابزار حکومت اند، نه سوخت جنگ، و نه وسیله مشروعیت بخشیدن به هیچ جریان سیاسی.

(Immanuel Kant )ایمانوئل کانت بر این باور بود که انسان باید همواره غایت باشد، نه وسیله. در فضای بحران، این اصل بیش از هر زمان دیگری نقض میشود. انسان ها به عدد، به ابزار، و به نشانه تبدیل میشوند.

در نهایت، مسئله اصلی نه انتخاب میان دو قطب، بلکه حفظ توانایی اندیشیدن است. در جهانی که همه میکوشند به جای ما بیندیشند، شاید بزرگترین مسئولیت آن باشد که این توان را از دست ندهیم.

زیرا اگر اندیشه بماند، امکان اصلاح نیز باقی میماند

اما اگر اندیشه فروبریزد، آنچه بازمیگردد، نه آزادی، بلکه تکرار همان چرخه خشونت خواهد بود، این بار با چهره ای تازه...

پارسا زندی ( مشاور حقوقی )

منابع :

  • Sartre, Jean-Paul. Critique of Dialectical Reason; همچنین مواضع فلسفی او درباره جنگ و مسئولیت اخلاقی

  • Fromm, Erich. Escape from Freedom (گریز از آزادی)

  • Arendt, Hannah. Eichmann in Jerusalem: A Report on the Banality of Evil (ابتذال شر)

  • Kant, Immanuel. Groundwork of the Metaphysics of Morals (اصل انسان به مثابه غایت)

  • Foucault, Michel. Discipline and Punish (قدرت و بدن‌ها و سازوکارهای کنترل اجتماعی)

  • تحلیل‌های تاریخی مرتبط با جنگ ویتنام و نقش زبان در بازتعریف خشونت

  • مطالعات معاصر در حوزه روانشناسی سیاسی درباره قطبی‌سازی شناختی و ساده‌سازی ادراک در بحران‌ها



Copyright© 1998 - 2026 Gooya.com - سردبیر خبرنامه: [email protected] تبلیغات: [email protected] Cookie & Privacy Policy