Wednesday, Apr 1, 2026

صفحه نخست » گسست‌های تمدنی در ایران، گیله‌مرد

Gileh_Mard.jpgمیهن ما متأسفانه در آتش و خون غرق شده و شبانه‌روز می‌سوزد و خاکستر می‌شود.

من وقتی این ویرانگری‌های دلخراش میهن‌مان را می‌بینم، در کوچه‌پس‌کوچه‌های تاریخ قدمی می‌زنم و می‌بینم این نخستین بار نیست که سرزمین ما این‌گونه مورد ویرانگری قرار گرفته، بلکه بارها و بارها این فلات سوخته و تفته و خونین ویران شده، اما هر بار همچون ققنوس از خاکستر خود برخاسته و دوباره جان گرفته و زندگانی نوینی را آغاز کرده است.

اگر بخواهیم این رویدادهای تلخ و دردناک را با معیار ویرانی فراگیر ساختارهای سیاسی، اقتصادی و جمعیتی بررسی کنیم، می‌توان گفت ایران هفت بار دچار گسست‌های ویرانگر شده و این گسست‌ها گاهی علاوه بر ویرانی‌ها، به «گسست تمدنی» نیز انجامیده است.

حمله اسکندر مقدونی در قرن چهارم پیش از میلاد، به سقوط کامل نظم هخامنشی و تغییر ساختار قدرت و آتش زدن تخت جمشید و یک گسست تمدنی انجامید.

این نخستین فروپاشی امپراتوری در تاریخ ایران بود.

فروپاشی امپراتوری ساسانی در قرن هفتم میلادی و شکست ایرانیان در جنگ قادسیه، به دگرگونی عمیق دینی و زبانی و فرهنگی و تمدنی منجر شد و بخش بزرگی از نظام اداری و اشرافی ساسانی نابود شد.

حمله مغولان در قرن سیزدهم میلادی، علاوه بر تخریب شهرهای بزرگی چون نیشابور و مرو و ری و اصفهان و قتل‌عام گسترده مردمان، به کاهش شدید جمعیت و فروپاشی سیستم زراعتی و بازرگانی و شبکه‌های آبیاری انجامید و به شهادت عطاملک جوینی در تاریخ جهانگشا: «شهری که صد هزار کس داشت، بیش از صد کس نماند.»

بقول کمال‌الدین اسماعیل اصفهانی:

کو دیده که تا بر وطن خود گرید
بر حال دل و واقعۀ بد گرید؟
دی بر سر یک مرده دو صد گریان بود
امروز یکی نیست که بر صد گرید

این رویداد به نظر بسیاری از تاریخ‌پژوهان، بزرگ‌ترین فاجعه تاریخ ایران است.

یورش تیمور در قرن چهاردهم میلادی، تکرار ویرانی‌های مغولان بود که نابودی بسیاری از شهرهای بزرگ از جمله اصفهان و ناامنی و بی‌ثباتی گسترده‌ای را به همراه داشت.

سقوط امپراتوری صفوی در قرن هیجدهم میلادی و هجوم افغان‌ها به رهبری محمود افغان به ایران، هرج‌ومرج و قحطی و فروپاشی حکومت مرکزی را به دنبال داشت و ایران را تا مرز تجزیه و فروپاشی سرزمینی پیش برد.

در عصر قاجار، این ویرانگری‌ها به شکلی دیگر و به شیوه‌ای دیگر به اوج خود رسید.
جنگ‌ها و شکست‌های قاجاریان در قرن نوزدهم میلادی و انعقاد قراردادهای گلستان و ترکمنچای و آخال، بخش‌های بزرگی از سرزمین قفقاز و خراسان بزرگ را از ما گرفت و به‌جای ویرانی شهرها، ویرانی «سرزمینی و حاکمیتی» روی داد.

در قرن بیستم، جنگ‌های اول و دوم جهانی با خود قحطی و مرگ‌ومیر بسیار گسترده‌ای را به همراه داشت که طی آن بیش از نیمی از جمعیت کشور -- یعنی حدود یازده میلیون نفر -- جان خود را به‌سبب گرسنگی و ابتلا به بیماری‌های واگیر از دست دادند.
پس از این جنگ، ایران به نوعی ویرانی ساختاری و اقتصادی گرفتار آمد که چندین دهه باقی ماند.

اگر بخواهیم فقط ویرانی‌های بزرگ و تمدنی را بشماریم، ایران هفت بار دچار گسست‌های ویرانگر شده است.

میهن ما در طول حیات خود بارها و بارها ویران شده، اما هر بار بازسازی تمدنی آن صورت گرفته است.
علتش را می‌توان در پیوستگی فرهنگی، زبان پارسی، حافظه تاریخی و سنت‌های کهن جستجو کرد که همین تداوم، ایران را از بسیاری از تمدن‌های نابودشده -- از جمله تمدن مصر -- متمایز می‌کند.

گیله‌مرد (حسن رجب‌نژاد)



Copyright© 1998 - 2026 Gooya.com - سردبیر خبرنامه: [email protected] تبلیغات: [email protected] Cookie & Privacy Policy