Wednesday, Apr 1, 2026

صفحه نخست » انقلاب شیر و خورشید و دشمنان آن، ع. افشان

sunLion.jpgبخش اول: تحلیل انقلاب ۵۷

در انقلاب ۵۷ سه گروه اصلی فعالیت داشتند:

۱ گروه موسوم به چپ، آرمان این گروه برابری و رسیدن به دیکتاتوری پرولتاریا بوده و هست، آرمانی اتوپیایی یا ناکجاآبادی و مبتنی بر نگاهی آرمان‌گرایانه که با شناختی غلط از انسان و جامعه انسانی نتیجه‌ای نداشت، جز برابری در فلاکت. برای ایشان میهن معنایی جز نظام کمونیست ندارد.

۲- مذهبیون شیعه که آنها نیز آرمانی مبتنی بر نگاهی آرمان‌گرایانه به نام نظام علوی و عدالت علی را طرح می‌کردند و نتیجه‌ی آن، بدترین نوع حکومت، یعنی توتالیتاریسم مذهبی شد، برای این گروه نیز وطن همان امت اسلامی شیعی است.

۳- گروه موسوم به جبهه ملی، این گروه که نسبت به دو گروه قبلی معتدل‌تر بودند و طرفدار دموکراسی و حتی سکولاریسم بودند اما بدون توجه به ظرف زمان و مکان و شرایط اجتماعی، نظام حاکم را با ایده‌آل‌های نظری خود که آن هم مبتنی بر نگاهی آرمان‌گرایانه بود مقایسه می‌کردند، پس آنها هم در تحلیلی غیرواقع‌گرایانه به سر می‌بردند، چرا که طرح آرمان بدون توجه به شرایط، ایده‌آل‌گرایی صرف است و تحلیل غیرواقع‌گرایانه ایجاد می‌کند.

البته گروهک دیگری هم بودند به نام مجاهدین خلق، که ترکیبی از چپ و شیعه بود، یعنی تحلیلی غیرواقع‌گرایانه در تحلیلی غیرواقع‌گرایانه.

پس انقلاب ۵۷ محصول سه نگاه آرمان‌گرایانه بزرگ بود.

اگر دقت کنیم، اکنون هم همین سه گروه اصلی و آن گروهک هستند که در مقابل خیزش و انقلاب اجتماعی و سیاسی ملت ایران قرار گرفته‌اند. البته یک گروه جدیدی بعد از انقلاب به وجود آمد به نام ملی مذهبی که ریشه‌های فکری آنها نیز ترکیبی از گروه شیعه و جبهه ملی است که اگرچه قبل از انقلاب ۵۷ هم بودند ولی بعد از انقلاب هویت رسمی یافتند.

این گروه که خود را اصلاح‌طلب می‌خوانند، می‌خواهند ارزش‌ها را از مذهب شیعه گرفته و با تلفیقی از حقوق بشر و ملی‌گرایی راهکاری نو ارائه دهند که تاکنون نه توانسته‌اند تئوری آن را مشخص کنند و نه حدود و روش‌های آن را، در نتیجه همان تحلیل‌های غیرواقع‌گرایانه گروه دوم و سوم یعنی شیعه‌گرایی و عدالت موهوم علوی و مردم‌سالاری دینی را دارند.

اکنون می‌بینیم که همین افراد با تحلیل‌های غیرواقع‌گرایانه تاریخی در تقابل با انقلاب شیر و خورشید قرار گرفته‌اند.

بخش دوم: مخالفان رضا پهلوی

اگر از این گروه‌ها بگذریم، کسانی هم هستند که با شخص Reza Pahlavi مخالفند که می‌توان آنها را هم اجمالاً چنین دسته‌بندی کرد:

۱- مذهبیون افراطی شیعه که شاهزاده را مذهبی ندانسته و لایق رهبری نمی‌دانند، اینان منتظر مهدی موعود خود هستند و همچنان در نگاهی آرمان‌گرایانه به سر می‌برند.

۲- سرسپردگان و عاملان جمهوری اسلامی که او را بر ضد منافع خود می‌دانند.

۳- دموکراسی‌خواهانی که در ایده‌آل‌های ذهنی خود غرق هستند و نمی‌توانند واقعیات را مورد توجه قرار دهند، آنها اسیر تئوری‌های اتوپیایی خود هستند و توجهی به روش‌های رسیدن به آن و واقعیات موجود ندارند، فقط نظریه‌پردازی می‌کنند و در تحلیل‌های غیرواقع‌گرایانه خود سیر می‌کنند و شاهزاده را برآمده از درون مردم به نحوی دموکراتیک به گمان خود نمی‌دانند.

۴- مخالفان جمهوری اسلامی که حتی ممکن است پادشاهی‌خواه باشند، اما رضا پهلوی را لایق رهبری انقلاب نمی‌دانند و از او توقع دارند که مقتدر و کاریزماتیک باشد.

این گروه نمی‌توانند خصایص فوق‌العاده مهم شاهزاده را درک کنند، چرا که او فردی است بسیار دموکرات، مداراگر، صبور، متین، مودب و البته توانا که انتخاب مردم برایش بر هر چیزی ارجحیت دارد و خود را رهبر دوران گذار معرفی می‌کند، ولی رهبر مورد نظر این گروه باید طبق الگوی ذهنی آنها مقتدر، جنگجو، با صلابت، با هیبت و حتماً سلطنت‌طلب باشد و دائماً می‌گویند مثل رضا شاه و نمی‌دانند که خود رضا شاه خواستار نظام جمهوری بود و همین آخوندها به شدت مخالفت کردند.

این گروه نیز در تحلیل‌های غیرواقع‌گرایانه خود رهبری با آن خصایص می‌خواهند بدون توجه به شرایط زمان، مکان و وضعیت اجتماعی و حتی انتخاب مردم.

جمع‌بندی

تنها گروه مرتبط با شاهزاده رضا پهلوی است که مشخصاً در پی نظام سکولار دموکراسی بر مبنای حقوق بشر و انتخاب شکل و چگونگی نظام از طرف مردم هستند و دیدگاه و برنامه‌های خود را هم ارائه داده و در دسترس همگان نهاده‌اند.

نتیجه اینکه تنها فردی که در حال حاضر قابل اعتماد است و شبهه‌ای در اهداف و آرمان‌ها و روش‌ها و وابستگی‌هایش نیست شخص شاهزاده رضا پهلوی است و بس.

ع. افشان



Copyright© 1998 - 2026 Gooya.com - سردبیر خبرنامه: [email protected] تبلیغات: [email protected] Cookie & Privacy Policy