کودکان ایران؛ هیزمِ آتشِ بقای استبدادمرگ جانگداز علیرضا جعفری، دانشآموز ۱۱ سالهای که در ایستبازرسی اتوبان ارتش و تحت عنوان «حین خدمت» قربانی شد، بار دیگر پرده از استراتژی هولناک «کشتهسازی از کودکان» توسط جمهوری اسلامی برداشت. اعتراف به حضور این کودک در یک منطقه نظامی به دلیل «کمبود نیرو»، تکرارِ تاریخ سیاهی است که با فرستادن دانشآموزان به میدانهای مین در جنگ ایران و عراق آغاز شد.
جمهوری اسلامی سالهاست که بقای خود را در گروِ بهرهکشی از ناآگاهی و معصومیت کودکان جسته است. از افسانهپردازی پیرامون شخصیتهایی چون حسین فهمیده برای تهییج نوجوانان و کشاندن آنها به مسلخ، تا امروز که دانشآموز کلاس پنجم را به عنوان سپر انسانی در برابر حملات پهپادی قرار میدهد؛ ماشینِ جنگیِ نظام همچنان از گوشت و پوست کودکان تغذیه میکند.

تناقضِ وقیحانه اینجاست: حکومتی که هر روز برای کودکان غزه اشک تمساح میریزد و شعار «دلسوزی برای طفلان» سر میدهد، در داخل مرزهای خود، کودکان ایرانی را یا مانند علیرضا جعفریها «سپر بلا» میکند و یا مانند کیان پیرفلکها به ضرب مستقیم گلوله میکشد. برای این ساختار، کودک سرباز نه یک جنایت جنگی، بلکه ابزاری ارزان برای جبرانِ استیصال در تامین نیروی انسانی و مشروعیتبخشی به پایگاههای نظامیاش است.
علیرضا جعفری، قربانیِ حکومتی ایدئولوژیک شد که «حقِ زندگی» را فدای «حفظ نظام» میکند. استفاده سیستماتیک از نوجوانان در ماموریتهای رزمی، نشاندهنده سقوط اخلاقی رژیمی است که برای چند روز بیشتر ماندن، ابایی از تبدیل کردن حیاط مدرسه به پادگان و دانشآموز به سرباز ندارد...
سپیده حجامی
.
مطلب بعدی...

انقلاب شیر و خورشید و دشمنان آن، ع. افشان

انقلاب شیر و خورشید و دشمنان آن، ع. افشان















