کنگره آزادی ایران که اخیراً در لندن برگزار شد، اگر از لایهی ظاهری و تبلیغاتی آن عبور کنیم، بیش از آنکه یک «ائتلاف سیاسی» باشد، تلاشی است برای مدیریت یک بحران قدیمی در اپوزیسیون ایران: ناتوانی در گفتوگو.
مسأله اپوزیسیون ایران این نیست که هدف مشترک ندارد؛ مسأله این است که حتی بر سر تعریف همان هدف مشترک نیز تفاهم و توافق وجود ندارد. برای برخی، مسئله «گذار به جمهوری سکولار» است؛ برای برخی دیگر «بازگشت به نظام پادشاهی» و برای نیروهایی مانند احزاب کردی، مسئله اساساً در چارچوب حقوق ملی و منطقهای تعریف میشود. در این میان، سازمان مجاهدین خلق نیز با ساختار و روایت خاص خود، در یک مدار متفاوت حرکت میکند.
در چنین صحنهای، تشکیل یک «کنگره» اگر قرار باشد بهعنوان آلترناتیو قدرت فهمیده شود، از اساس دچار سوءبرداشت است. این کنگره نه توان سازماندهی دارد، نه پایگاه اجتماعی داخل کشور، و نه حتی حداقلی از اجماع سیاسی. اما اگر بهعنوان یک ابزار نرم دیده شود میتوان برای آن کارکردی واقعیتر متصور شد.
طیف پهلوی طلبان این کنگره را رقیب خود دانسته و بقول یکی از تحلیلگران این جریان (در برنامه چشم انداز) تنها نقطه اشتراک آنها پهلوی ستیزی است. این ادعا نه تنها نادرست است بلکه نشان می دهد فرایند استقرار دمکراسی در ایران آینده با چه چالش های جدی روبروست، به نحوی که حتی ایجاد یک بستر حداقلی برای گفتوگو نیز فراهم نیست.
کارکرد واقعی چنین کنگرهای میتواند ایفای نقش یک «هیئت حسن نیت» باشد؛ یعنی نهادی که نه برای رقابت، بلکه برای کاهش تنش میان نیروها شکل میگیرد. مسأله اصلی در میان اپوزیسیون ایران، نه اختلاف نظر که امری طبیعی است بلکه فقدان کانالهای پایدار برای مدیریت این اختلافات است. درغیاب چنین کانالهایی، هر اختلافی به سرعت به تخریب متقابل تبدیل میشود.
اگر کنگره آزادی ایران بتواند به صورت مستمر، و نه مقطعی، بستری برای گفتوگوی مستقیم میان بازیگرانی چون مجاهدین، طیف پهلوی و احزاب کردی فراهم کند، از سطح یک گردهمایی نمادین فراتر خواهد رفت. نه به این معنا که این نیروها به وحدت برسند) که واقعبینانه نیست (بلکه به این معنا که بر سر خطوط حداقلی به تفاهم برسند.
این خطوط حداقلی میتواند بسیار محدود اما حیاتی باشد :پذیرش اصل رقابت سیاسی، پرهیز از حذف فیزیکی یا سیاسی یکدیگر، توافق بر سر اینکه هیچیک از جریان های اپوزیسیون تنها نماینده مردم ایران نیست وشکل نظام آینده باید از طریق سازوکارهای دموکراتیک تعیین شود.
این سطح از تفاهم نیز بدون مانع نیست. بیاعتمادی عمیق میان این نیروها، تجربههای تاریخی متضاد، و رقابت بر سر نمایندگی «مردم ایران» باعث شده هرگونه نزدیکی، به سرعت با سوءظن همراه شود. به همین دلیل، نقش «میانجیگرانه» کنگره باید دقیق، محدود و مرحلهبندیشده تعریف شود .در غیر این صورت نهایتا در همان مدار اپوزیسیون در تبعید باقی خواهد ماند. اپوزیسیون خارج از کشور سالهاست که در تولید بیانیه موفقتر از تولید نفوذ واقعی عمل کرده است. اگر این چرخه تکرار شود، این کنگره نیز به همان سرنوشت دچار خواهد شد.
اگر قرار است کنگره آزادی ایران از سطح یک گردهمایی نمادین فراتر برود، باید از «گفتوگو» به «سازوکار» عبور کند. بدون تعریف ابزارهای مشخص، هر تلاشی حتی با نیت مثبت در حد بیانیه باقی میماند.
گام اول میتواند تشکیل یک «هیئت حسن نیت» باشد؛ هیئتی کوچک، محدود و دارای مأموریت مشخص که وظیفهاش نه نمایندگی اپوزیسیون، بلکه ایجاد کانال ارتباطی به منظور بررسی اقدامات اعتماد ساز بین بازیگران اصلی است. این هیئت باید بهطور رسمی مأمور شود تا با دفتررضا پهلوی ، سازمان مجاهدین خلق، احزاب کردی و سایر جریانها و شخصیتهایی که میتوانند در وزن بخشیدن به یک آلترناتیو نقش داشته باشند وارد تماس مستقیم شود .نکته کلیدی این است که این تماسها با هدفی بسیار محدود و واقعبینانه یعنی ایجاد کانال گفتگو بر سر قواعد بازی فوق الذکرصورت گیرد. حتی اگر هیچ توافقی فراتر از این سطح به دست نیاید، همین نیز یک پیشرفت واقعی محسوب میشود.
گام دوم، تعریف یک چارچوب زمانی و شفافیت حداقلی است. این هیئت باید موظف باشد در بازههای زمانی مشخص، گزارشهای کوتاه و غیرمحرمانه از پیشرفت تماسها ارائه دهد. بدون این شفافیت، هرگونه فعالیت بهسرعت در ابهام و بیاعتمادی فرو خواهد رفت.
گام سوم، پرهیز از «نمایش وحدت» است. تجربه نشان داده تلاش برای اعلام توافقهای بزرگ و زودهنگام، بیشتر به شکستهای پرهزینه منجر میشود. این روند باید آهسته، مرحلهبندیشده و مبتنی بر اعتمادسازی تدریجی پیش برود.
در نهایت، باید پذیرفت که این مسیر نه سریع است و نه تضمینشده. اما اگر کنگره آزادی ایران بتواند حتی یک کانال ارتباطی پایدار میان نیروهایی که امروز حاضر به نشستن پشت یک میز مشترک نیستند ایجاد کند، از سطح یک ابتکار نمادین عبور کرده و به یک عامل واقعی در معادله اپوزیسیون تبدیل خواهد شد.
ارزیابی واقعبینانه از کنگره آزادی ایران این است :نه یک آلترناتیو، نه یک ائتلاف، بلکه یک امکان .امکانی برای اینکه اپوزیسیون ایران برای اولین بار پس از سالها یاد بگیرد چگونه با وجود اختلاف، کنار هم بنشیند بدون آنکه یکدیگر را حذف کند .اگر این اتفاق بیفتد، کنگره کار خود را کرده است .اگر نه، به فهرست بلند ابتکارات نمادینِ بینتیجه اضافه خواهد شد.
درویش رنجبر
دیپلمات پیشین ایران

عصر حجر در ایران؟ چرا؟ محسن کردی

شکست در میدان جنگ و دادوقال در خیابان، احمد علوی















