دویچه وله - بوریس جانسون در یادداشتی ضمن تایید دیدگاه تونی بلر، نخستوزیر اسبق بریتانیا درباره جنگ ایران نوشت: «بلر در این نکته حق دارد، بریتانیا نمیتواند وانمود کند جنگ با ایران "جنگ ما نیست.»
او در این مقاله، دولت کییر استارمر را متهم کرد که پیش از آغاز جنگ و پس از آن، نه بر تصمیمهای آمریکا اثر گذاشت و نه بهموقع در کنار متحدانش در خلیج فارس ایستاد.
جانسون: بریتانیا کجا بود؟
بوریس جانسون یادداشت خود را با این پرسش آغاز میکند که بریتانیا در ماههای منتهی به جنگ، کجا بود. او مینویسد از ژانویه و فوریه روشن بود که آمریکا در حال آرایش گسترده نیرو در اطراف ایران است، هرچند در آن زمان هنوز برنامه دقیق واشنگتن روشن نبود.
او با اشاره به فعالیت سفارت بریتانیا در واشنگتن و همچنین توان اطلاعاتی و امنیتی این کشور میپرسد آیا لندن اصلا فهمیده بود چه اتفاقی در حال رخ دادن است یا نه. از نگاه او، اگر کییر استارمر حتی این پرسشها را از دونالد ترامپنپرسیده باشد، این موضوع نشانه کمبود جدی کنجکاوی و ابتکار در رهبری بریتانیا است.
میان حملات محدود و جنگ تمامعیار تفاوت وجود داشت
جانسون مینویسد میان چند حمله تاکتیکی به تاسیسات نظامی جمهوری اسلامی، با هدف فشار بر مذاکرات هستهای، و یک حمله همهجانبه با هدف کشتن شمار زیادی از مقامهای حکومت ایران، تفاوتی اساسی وجود دارد.
👈مطالب بیشتر در سایت دویچه وله
او استدلال میکند اگر بریتانیا از ابتدا در جریان تصمیمسازیها حضور میداشت، میتوانست سوالهای مهمی مطرح کند و شاید حتی بر نحوه فکر کردن ترامپ اثر بگذارد؛ بهویژه از آنجا که بهگفته او، بریتانیا شناخت تاریخی و عمیقی از خلیج فارس و خاورمیانه دارد.
انتقاد از کنار گذاشتن نقش سنتی بریتانیا
نخستوزیر پیشین بریتانیا مینویسد بریتانیا در شکلگیری بسیاری از پادشاهیهای خلیج فارس نقش تاریخی داشته و حتی تا دهه ۱۹۷۰ در برخی از آنها قدرت استعماری بوده است. او همچنین تاکید میکند بریتانیا در شکلگیری ایران مدرن نیز نقش مهمی داشته و شناخت دستگاه دیپلماسی این کشور از فرهنگ و سیاست خاورمیانه، زمانی یکی از افتخارات وزارت خارجه بریتانیا بود.
از نگاه جانسون، اگر لندن در "اتاق تصمیم" حضور داشت، میتوانست یک پرسش کلیدی را پیش بکشد: اگر ایران در پاسخ به حملات گسترده، تنگه هرمز را ببندد، برنامه چیست؟ آیا آمریکا و متحدانش برای حضور زمینی آماده بودند یا نه؟
جانسون: استارمر باید خود را به اتاق تصمیم میرساند
جانسون مینویسد بریتانیا دومین بازیگر مهم ناتو است و همیشه به این که نزدیکترین و باثباتترین متحد آمریکاست افتخار کرده است، اما در این بحران عملا هیچ تلاشی برای اثرگذاری بر رویکرد واشنگتن نسبت به ایران نکرد.
او با مقایسه وضعیت فعلی با جنگ خلیج فارس در سال ۱۹۹۱ و جنگ عراق در سال ۲۰۰۳ مینویسد مارگارت تاچر و تونی بلر هر دو در آمادگیهای آن جنگها از نزدیک دخیل بودند. به گفته او، فارغ از ارزیابی اخلاقی یا سیاسی آن جنگها، هر دو دارای اهداف روشن و علنی بودند و به سرعت نیز به موفقیتهای نظامی اولیه رسیدند.
جانسون میپرسد چرا این بار بریتانیا در اتاق تصمیم نبود و چرا استارمرحتی اگر دعوت هم نشده بود، تلاش نکرد خود را به آنجا برساند. به باور او، نتیجه این انفعال آن شد که همه چیز به بنیامین نتانیاهو واگذار شد تا بهتنهایی در گوش ترامپ زمزمه کند؛ در حالی که نخستوزیر اسرائیل، بهگفته جانسون، دستور کار خاص خود را دارد.
جانسون دولت حزب کارگر را به "انفعال" متهم میکند و مینویسد این ویژگی حتی پس از آغاز جنگ نیز ادامه یافت. او میگوید بریتانیا در پاسخ به حملات ایران به پایگاههای بریتانیایی در قبرس و دیهگو گارسیا، بسیار کند عمل کرد.
او همچنین استدلال میکند که لندن بهموقع به کمک برخی از مهمترین دوستان و متحدان خود در منطقه، از جمله عربستان سعودی، قطر، کویت، امارات، بحرین و عمان، نرفت؛ کشورهایی که به نوشته او هدف حملات پهپادی ایران قرار گرفتهاند.
"این جنگ ما نیست"؛ جملهای که جانسون آن را اشتباه میداند
در مرکز انتقاد جانسون، جمله کییر استارمر قرار دارد که گفته بود "این جنگ ما نیست". جانسون این موضع را "احمقانه" توصیف میکند و مینویسد چگونه میتوان گفت این جنگ به بریتانیا مربوط نیست، در حالی که قیمت انرژی رو به افزایش است، مردم تحت فشار اقتصادی قرار گرفتهاند و برخی از مهمترین شرکای منطقهای لندن هر روز هدف حمله قرار میگیرند.
او همچنین با اشاره به سرمایهگذاری گسترده کشورهای خلیج فارس در بریتانیا، این پرسش را مطرح میکند که آیا پس از رفتار لندن در این بحران، این روابط به همان شکل گذشته باقی خواهد ماند یا نه.
فاصله گرفتن از آمریکا یک اشتباه راهبردی است
جانسون مینویسد میتوان فهمید چرا بسیاری از مردم در بریتانیا و جهان از دشواریهای ترامپ در این جنگ خشنودند؛ زیرا او سالها اروپاییها را بر سر تعرفهها، گرینلند، ارزش نظامی و مسائل دیگر تحقیر کرده است.
اما او هشدار میدهد که فاصله گرفتن بلندمدت از آمریکا یک اشتباه راهبردی بزرگ برای بریتانیا خواهد بود. به نوشته او، این جنگ هنوز هم ممکن است در نهایت به تغییری مثبت در ایران منجر شود، اما بریتانیا در صورتی میتوانست بهتر کمک کند و جلوی اشتباههای بیشتر را بگیرد که در جایگاه سنتی خود، یعنی متحد وفادار و قابل اتکای آمریکا، قرار میگرفت.
حمایت از موضع تونی بلر
جانسون در پایان، آشکارا از موضع تونی بلر حمایت میکند و مینویسد بلر درست میگوید که بریتانیا باید فورا پایگاههای خود را در اختیار میگذاشت و با هر تعداد کشتی که در اختیار دارد برای باز کردن تنگه هرمز کمک میکرد.
به باور او، چنین اقدامی نهتنها لندن را در موقعیت بهتری برای اثرگذاری بر روند جنگ قرار میداد، بلکه میتوانست ترامپ را نیز به اعلام پیروزی و پایان زودتر جنگ ترغیب کند، زیرا ایران در آن صورت میدید که آمریکا در لحظههای سخت واقعا میتواند روی متحدانش حساب کند.
جانسون در جمعبندی مینویسد شاید بریتانیا خود آغازگر این جنگ نبوده و حتی اگر از ابتدا در اتاق تصمیم حضور داشت نیز آن را توصیه نمیکرد، اما اکنون دیگر نمیتواند از پیامدهای آن بگریزد.
او برای تقویت این استدلال، به نقش آمریکا در جنگ فالکلند، بوسنی، کوزوو و حتی جنگ جهانی دوم اشاره میکند و یادآور میشود که آمریکا در آن جنگها نیز، حتی وقتی منشا اصلی بحرانها در اروپا نبود، به کمک متحدانش آمد. از این رو، بهنظر او، بریتانیا امروز نیز نمیتواند صرفا با اعلام اینکه "این جنگ ما نیست" از زیر بار مسئولیت سیاسی و راهبردی خود شانه خالی کند.

دو تن از بستگان قاسم سلیمانی در امریکا بازداشت شدند

نمایش قدرت نیروهای اشغالگر در تهران















